گم شده در فضاگم شده هاگم صدا شدنگم گشتهگم گمگم گمبگم گمکاوگم گورگم نشانگم و گورگم و گور کردنگم کردنگم کردن راهگم کرده دلگم کرده راهگماگماتریاگمارگماراگماردگماردنگماردن کسی به جای خودگماردهگمارشگمارگماردنگمارندهگمارونگماریگماساگماشتگماشتنگماشتن برگماشتن به کاریگماشتن کسی به کاریگماشتهگماشته داشتنگماشته شدهگماشته شده بر امریگمالگمالگانگمانگمان بردنگمان بردن و حدس زدنگمان داشتنگمان رفتنگمان زدنگمان مندگمان می رودگمان می کردندگمان میکردند