پیشنهادهای سید عباس حسینی (٣٣٠)
• پرورشگاه / نوانخانه / یتیم خانه توضیح: یک موسسه اقامتی که برای کودکانی که والدین آنها مرده یا قادر به مراقبت از آنها نیستند، مراقبت و سرپرستی می کن ...
I for one am getting a little sick of writing about it من به شخصه از نوشتن در مورد آن کمی خسته می شوم.
• ( ترجمه عامیانه ) موبایل چند منظوره • ( ترجمه لغوی ) دستیار دیجیتالی شخصی توضیح: دستیار دیجیتالی شخصی یک دستگاه تلفن همراه چند منظوره دارای سیستم ...
• ( تصادفی ) برخوردن به کسی یا چیزی • ( مستقیم، صاف ) برخوردن به کسی یا چیزی
• پتانسیل بکر / دست نخورده / بهره برداری نشده
• پراکنده بودن، به طور پراکنده توضیع شدن ( در جایی، روی چیزی یا سطحی ) The palm trees dotted around the island درخت های نخل در نقاط مختلف جزیره وجو ...
• سطح مناسب Teachers need to pitch tests at the right level. معلمان باید تست ها ( آزمون ها ) را در سطح مناسب ارائه کنند.
کلی ترین معنی ای که می تونم پیشنهاد بدم: • هر نوع وسیله ای ( گوشی، گوشی میکروفون دار، واقعیت مجازی و . . . ) که برای استفاده روی سر مستقر می شود. ت ...
• فناوری خاص ( فناوری ای که در بخشی خاص از صنعت و بازار و برای پاسخ به هدف و نیازی خاص کاربرد دارد و استفاده ی عمومی ندارد. ) No longer a niche te ...
• املای درستش niche market هستش. به معنی همین کلمه با املای درست در این دیکشنری مراجعه کنید.
• با تایید معانی دوستان، برای روشن شدن موضوع مثلا خمیر دندان معمولی جزو کالاهای Mass market وخمیر دندان برای دندان های حساس جزو کالاهای Niche market ...
• با تایید معانی دوستان، برای روشن شدن موضوع مثلا خمیر دندان معمولی جزو کالاهای Mass market وخمیر دندان برای دندان های حساس جزو کالاهای Niche market ...
یعنی نصف زبان انگلیسی رو فرووووووو کردن تو این یک کلمه ی لامصب عَ بس که معنی داره. معانی رو به شکلی که به هم نزدیک یا برحسب روابط علت معلولی به هم ...
• غارتگری باستان شناسی ( حذف غیر قانونی یا دزدیدن آثار باستانی از یک محوطه باستانی است. )
• غارتگر آثار باستانی • غارتگر بناهای باستانی ( کسی که برای یافتن دفینه و عتیقه جات اقدام به حفاری غیر قانونی بناهای تاریخی کرده که منجر به آسیب رسی ...
۱. حق الهی ( حق و مشروعیتی که ظاهرا به پادشاه و ملکه داده می شود تا بر کشوری حکومت کند. ) ۲. ( عامیانه ) حق مسلم ( حق انجام کاری یا داشتن چیزی بد ...
• ( اسم خاص - با تلفظ فارسی ) هَتَش پِسوت توضیح: اسم اولین زنی که به مقام فرعونیت رسید و حکومت کرد. تلفظ انگلیسی: هَت شِپ سِت
• ماآت توضیح: در اساطیر مصر الهه ی حقیقت و عدالت، تعادل، نظم و هماهنگی و اخلاق بود که این مفاهیم را به تصویر می کشید.
• گذشته ی کلمه ی oversee می شه. به این کلمه در این دیکشنری مراجعه کنید. • oversight هم حالت اسمیِ oversee می شه که یعنی نظارت، بررسی، سرپرستی. مع ...
• همچنان که زمان می گذرد، . . . • با گذشت زمان، . . .
• سلسله ی اول مترادف: Dynasty I توضیح: سلسله ی اول مصر باستان یعنی اولین سلسله ی پادشاهان مصری را پوشش می دهد که بر مصر یکپارچه حکومت کردند.
• سلسله ی اول مترادف: Dynasty I توضیح: سلسله ی اول مصر باستان یعنی اولین سلسله ی پادشاهان مصری را پوشش می دهد که بر مصر یکپارچه حکومت کردند.
مترادف far less به معنی: بسیار کمتر
May / might / could well • معنی عبارات بالا: احتمالا، محتمل ( برای گفتن اینکه دلیل خوبی برای واکنش، سوال، احساس یا به طور کلی اتفاقی وجود دارد. ) ...
May / might / could well • معنی عبارات بالا: احتمالا، محتمل ( برای گفتن اینکه دلیل خوبی برای واکنش، سوال، احساس یا به طور کلی اتفاقی وجود دارد. ) ...
• در هر صورت، در هر حال • موضوع هر چه که هست / بود / باشه توضیح : برای نشان دادن اینکه جمله ی شما به طور یکسان در مورد دو یا چند گزینه ای که ذکر کرد ...
Be subject to debate • جای بحث داشتن ( نامعلوم و نامشخص بودن موضوعی که جای سوال داشته باشد. ) However, again, whether this was the case or not is ...
Her intentions are open to question. نیت ( قصد ) او جای سوال دارد. The author's exact meaning is open to question. معنای ( منظور ) دقیق نویسنده ج ...
• صدا و سیما The broadcasting service appointed him news director. صدا و سیما او را به عنوان مدیر خبر منصوب کرد.
May / might / could well • معنی عبارات بالا: احتمالا، محتمل ( برای گفتن اینکه دلیل خوبی برای واکنش، سوال، احساس یا به طور کلی اتفاقی وجود دارد. ) ...
• در متونی که به گروگان گیری اشاره ندارد یعنی : ○ به حصار خود در آوردن ○ در گرو ( وثیقه ) خود در آوردن یا نگه داشتن
• کارگر یا کارمند چند مهارتی توضیح: نوعی پرسنل عملیاتی که دارای مهارت های لازم برای پوشش بیش از یک شغل است. مترادف: Multi skilled worker
• کارگر یا کارمند چند مهارتی توضیح: نوعی پرسنل عملیاتی که دارای مهارت های لازم برای پوشش بیش از یک شغل است. مترادف: Multi skilled employee
• در مورد شخص: خود انگیخته و خود جوش، خود شروع کننده خود رو توضیح: فردی که به اندازه ی کافی با انگیزه یا جاه طلب است و نیازی به محرک بیرونی برای ا ...
۱. چاره، راه حل، دستاویز، توسل ( برای حل مشکل ) ۲. متوسل شدن ( برای حل مشکل ) ۳. حق قانونی وصول از ( مراجعه به ) ضامن ( در صورتی که بدهکار اصلی پرد ...
• حقوق تعطیلات یا مرخصی توضیح: هر نوع پرداختی است که کارفرما در طول تعطیلات یا مرخصی ( کامل یا ساعتی ) به کارمندان ارائه می دهد؛ یا ممکن است به شکل ...
• کسی یا چیزی را مسئول چیزی دانستن • چیزی را به پای کسی یا چیزی گذاشتن تعریف به انگلیسی: To make or hold s. o/ sth/ a group of people , responsible ...
• کسی یا چیزی را مسئول چیزی دانستن • چیزی را به پای کسی یا چیزی گذاشتن تعریف به انگلیسی: To make or hold s. o/ sth/ a group of people , responsible ...
• رویکرد غیر مداخله گرانه ( عدم دخالت مستقیم یا شخصی در چیزی یا روندی ) مترادف: Hands - off approach
• رویکرد غیر مداخله گرانه ( عدم دخالت مستقیم یا شخصی در چیزی یا روندی ) مترادف: Hands - off policy
• در نتیجه، نتیجتا • به دنبال آن The study shows how television and, by extension, the media, alter political relationships. این مطالعه نشان می دهد ...
• املای درستش Collapsed هستش.
۱. اخطار، هشدار یا اطلاع با زمان کم برای آماده سازی ۲. معادل های فارسی: • دقیقه ی نود، دقیقه ی نودی، در دقیقه ی نود • لحظه یا دم آخری، در لحظه یا دم ...
• اگر منظور دسته یا گروه باشد، املای درستش flock است. به کلمه با املای درست در این دیکشنری مراجعه کنید.
• به دقت فکر کردن و در نظر گرفتن جوانب چیزی هنگام تصمیم گیری It may be fairly cheap to buy, but you've got to take into consideration the money you'l ...
• به دقت فکر کردن و در نظر گرفتن جوانب چیزی هنگام تصمیم گیری It may be fairly cheap to buy, but you've got to take into consideration the money you' ...
• به طور کلی به معنای مشارکت کردن در چیزی ( بحث، پروژه، امر اقتصادی و غیره ) هستش. معادل های فارسیش: • مشارکت کردن • پیشنهاد، ارائه یا فراهم کردن ...
عبارت bring something to the table به طور کلی به معنای مشارکت کردن در چیزی ( بحث، پروژه، امر اقتصادی و غیره ) هستش. معادل های فارسیش: • مشارکت کرد ...
So much so, that the global financial crash was entirely inevitable. به حدی که سقوط مالی جهانی کاملاً اجتناب ناپذیر بود. I was fascinated by the ...
So much so, that the global financial crash was entirely inevitable. به حدی که سقوط مالی جهانی کاملاً اجتناب ناپذیر بود. I was fascinated by the ...