زهرا کوهی ور

زهرا کوهی ور

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



teensy١٨:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧کوچک tinyگزارش
14 | 1
atten hut١٧:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧Atten - hut خبردارگزارش
7 | 0
bare teeth١٧:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧به نشانه آماده نزاع یا نبرد شدن His refusal to accept my offer made it clear I'd have to bare my teethگزارش
0 | 0
dead fluff butt٠١:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/٢٢ته بزدلی هستیگزارش
0 | 0
darn٢١:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/١٩خیلی، با شدت زیادگزارش
18 | 0
i am looking at you٢١:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٩بستگی به زمینه صحبت داره بعضی اوقات به معنای" دارم با شما صحبت می کنم" یا " منظورم تویی" هستگزارش
0 | 0
cower٢٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٩از ترس دولا شدن ترسیدن و لرزیدنگزارش
5 | 1
meek٢٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٩فروتن، نجیبگزارش
12 | 0
maim٢٠:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٩مصدوم کردن ناتوانمند کردنگزارش
5 | 0
vested interest١٧:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٧منفعت شخصی ذینفعگزارش
7 | 0
deedee١٦:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٧- نام دخترانه و گونه ای دیگر از تلفظ Dee - غم انگیزگزارش
5 | 0
the new black١٧:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٣If you say that a particular colour is the new black, you mean that that colour has become fashionable مطابق مد روز گزارش
2 | 0
to what do i owe the honor٠٢:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٣( formal or humorous ) A question asked to know the reason for being visited by the interlocutor ما رو سرافراز کردی ( در موقعیت های رسمی یا طنز بکار ... گزارش
5 | 0
cookie cutter٠٢:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٣identical شبیه به هم تکراریگزارش
21 | 0
gut busting١٢:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧معنای اصطلاحی آن " سخت، خسته کننده" هستگزارش
0 | 0
if you know what's good for you٠٢:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧اگه دنبال دردسر نمیگردیگزارش
5 | 0
in the can٠٢:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧Successfully completed با موفقیت تمام شدن و آماده نمایش عمومی این اصطلاح بیشتر در فیلم سازی کاربرد داره ولی در جاهای دیگه هم بکار برده میشهگزارش
0 | 1
highway robbery١٥:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦قیمت سر گردنه قیمت بسیار زیاد برای چیزی راهزنیگزارش
12 | 0
from nowhere٢١:١٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥ناگهانی ظاهر شدن یهوگزارش
2 | 0
you've got another thing coming١٣:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥سخت در اشتباهی کور خوندیگزارش
0 | 0
self actualisation٠٦:١٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٠خود شکوفایی ( بالاترین سطح نیاز در هرم مازلو )گزارش
7 | 0
defect٠٤:٠٤ - ١٣٩٩/٠١/٢٦فرسودگی ( در چرخه عمر رابطه مشتری )گزارش
2 | 1
value retailer١٤:٥٢ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣خرده فروشی که کالاهایی با قیمت کم می فروشدگزارش
0 | 0
sweep stakes١٥:١١ - ١٣٩٨/٠٥/١٧- قرعه کشی - یکی از استراتژی های پیشبرد فروش و جایزه بر اساس شانس داده می شود نه مهار تگزارش
9 | 1
tend to١٠:٠٢ - ١٣٩٨/٠٥/١٥تمایل داشتن/خواستن معمولا مراقبت کردنگزارش
51 | 1
fair price١٦:٠٣ - ١٣٩٨/٠٥/٠٦قیمت منطقی قیمت عادلانهگزارش
9 | 0
oriented١٤:٣٢ - ١٣٩٨/٠٤/١٧. . . گر با گرایشگزارش
28 | 1
upscale١٤:١٦ - ١٣٩٨/٠٤/١٧صفت:نسبتا گران طراحی شده برای افراد ثروتمند گزارش
18 | 1
to the fullest١٣:٠٧ - ١٣٩٨/٠٤/١٧بطورکامل بیشترین حد بیشترین نیروگزارش
23 | 0
interactivity١٦:١٣ - ١٣٩٧/١٠/١٥تعاملگزارش
2 | 1
omnichannel١٤:٠٨ - ١٣٩٧/١٠/١٥کانال همه کاره کانال فراگیرگزارش
18 | 0
spur of the moment١٥:٣٩ - ١٣٩٧/٠٨/٠٨ناگهانی بدون برنامه ریزی قبلیگزارش
39 | 0
feed into٠٤:٤٧ - ١٣٩٧/٠٧/٢٢تاثیر داشتن بر چیزیگزارش
18 | 0
feed٠٤:٤٥ - ١٣٩٧/٠٧/٢٢feed in to تاثیر داشتن بر چیزیگزارش
74 | 5
get away from it all٠٣:٤٤ - ١٣٩٧/٠٧/٢٢فرار ( دور شدن ) از روزمرگیگزارش
46 | 1
a variety of٠١:٥١ - ١٣٩٧/٠٧/٢٢گوناگونگزارش
9 | 0
not least of٢٢:٥١ - ١٣٩٧/٠٧/٢٠کم ترین آن. . . استگزارش
7 | 1
brick and mortar١٤:٢٦ - ١٣٩٧/٠٧/١٨فروشگاه فیزیکیگزارش
87 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده