نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in an awkward position: در موقعیت دشواری قرار گرفتن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bite more than one can chew: To take more responsibility than on ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break up a fight: دعوا رو تموم کردن To bring a fight ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
make a laughingstock of: مسخره کردن, آلت دست قرار دادن, اسبا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay for it: To be punished for doing sth bad to ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give it one's best shot: نهایت سعی و تلاش خود رو کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be cut out for something: یعنی به درد کاری یا چیزی خوردن, شای ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to mind doing something: یعنی مشتاق انجام کاری بودن, مایل یا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be assigned to: منصوب شدن , مامور شدن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
think out of the box: To think outside the box or to thin ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a loophole: راه گریز, سوارخ, روزنه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
greased ones palm: رشوه دادن, سبیل کسی رو چرم کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let it ride: به حال خود گذاشتن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beyond her means: ورای توانایی و تصور کسی بودن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a hard pill to swallow: یعنی آش کشک خاله . . . . بخوری پاته ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be up to something: Doing sth wrong or secret
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get someone off the hook: گره کسی رو باز کردن , مشکل کسی رو ح ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in no mood to do something: حال, دل و دماغ انجام کاری رو نداشتن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be bound to do something: تردید نداشتن , مسلم بودن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk someone round: متقاعد کردن کسی To talk sb round ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dropping out of: ترک تحصیل کردن, کناره گرفتن
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a picnic: کار آسون, کار هر کسی بودن She think ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take shortcuts: میان بُر زدن
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rack ones brain: به مغز خود فشار آوردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have enough of something: از کسی یا چیزی سیر بودن
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
١١ ماه پیش