محمد یاسین صالحی

محمد یاسین صالحی پارسی را پاس میداریم زیرا گفته اند < br> قدر زر زرگر شناسد ، قدر گوهر گوهری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



صدابر١٠:٢٦ - ١٤٠٠/٠٨/١٠برابر پارسی واژه میکروفونگزارش
0 | 0
مضطرب١٨:٢٧ - ١٤٠٠/٠٧/١٧برابر پارسی مضطرب : دلهره ور، دلهره مند، پریشان، آسیمه سر، دلواپس، سرآسیمه، نگران، سرگشته، سرگردان، سردرگم، آشفته، پریشان اندیشه، شوریده سرگزارش
0 | 0
دپارتمان١٧:٢٢ - ١٤٠٠/٠٧/١٠برابر پارسی دپارتمان = انجمنگزارش
0 | 1
فیش١٥:٤٦ - ١٤٠٠/٠٦/١٣برابر پارسی �فیش� : برگیزه برگیزه = برگ یزه برگ همان برگه یا کاغذ است؛ و �یزه� هم گونه دیگری از پسوند �چه� و �ژه� است. که در واژگانی مانند نایژه، آل ... گزارش
5 | 1
تفکیک١٨:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٣٠برابر پارسی : جدایِشگزارش
9 | 1
گرداله٢٢:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٨شخصیت داستانی دراز است که : گرداله و دوستانش در جنگلی تاریک گم می شوند. سرانجام به سوی یک روشنایی می روند و به خانه مردی می رسند. و . . .گزارش
2 | 1
مخده٢٢:٤٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٦چیزی که عفت و نصرت و بهروز و فیروز و افروز، دربه‎ در دنبالش می گشتند.گزارش
5 | 1
تبدیل١٢:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩با پیشنهاد محسن شجری کاملا همسو ام.گزارش
7 | 1
اسپری١٢:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨برابر پارسی = افشانهگزارش
7 | 1
معارفه٠٩:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠١برابر پارسی معارفه = آشنایی، هم شناسیگزارش
7 | 1
تئوری٠٩:٠٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢١برابر پارسی تئوری ( = فرضیه ) : نگره گزارش
16 | 1
انتخابات١٨:٥٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤برابر پارسی �انتخابات� : گزیدمان برابر پارسی �رفراندوم� : همه پرسیگزارش
12 | 1
نظارت١٨:٥٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤برابر پارسی �نظارت� = پایش برابر پارسی �کنترل� = واپایشگزارش
7 | 1
کنترل١٨:٥٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤برابر پارسی �کنترل� : واپایش برابر پارسی �نظارت� :پایشگزارش
14 | 1
فضای مجازی٠٨:٤٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢برابر پارسی : رایان گسترهگزارش
9 | 1
ایمیل١٦:٤٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٧رایانامه بهترین برابرنهاد برای واژه "ایمیل" است. زیرا کاملا معنا را می رساند. رایانامه = رایانه - نامه یعنی نامه ای که با رایانه فرستاده می شود. و ... گزارش
12 | 1
نظام١٥:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥برابر پارسی : ساختار ، دستگاه ، سازگان ، سازمان ، آرایشگزارش
12 | 1
رایج٠٨:٤٠ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤فراگیر ، همه گیرگزارش
5 | 1
شیوع٠٨:٤٠ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤برابر پارسی : همه گیری ، فراگیریگزارش
7 | 1
تکرار٠٨:٣٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤بازانجامگزارش
5 | 1
قرار دادن٢١:١٢ - ١٤٠٠/٠١/٣١برابر پارسی : گذاشتن ، نهادنگزارش
9 | 1
سینما٢٠:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٨برابر پارسی سینما : رخشارگاه تماشاخانه تماشاکده تماشاگاهگزارش
9 | 1
دهن کجی١١:٥٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٤بد دهنگزارش
7 | 1
ترادیسیدن١٤:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٢بسیار از کاربر "فرتاش" ، برای این برابرواژه زیبا و کارآمد سپاسگزارم.گزارش
14 | 1
تبدیل١٤:٢٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٢کارواژه ترادیسیدن که بدست کاربر "فرتاش" در بالا پیشنهاد شد ، بهترین برابر برای واژه عربی "تبدیل" است. می توان کارواژه ترادیسیدن را گسترش داد و آن را ... گزارش
28 | 1
تفنگ١٣:٣١ - ١٤٠٠/٠١/٢١واژته "تفنگ" یک واژه پارسی است و دگرگون شده ی "توپنگ" می باشد. توپنگ = توپ انگ توپ بنواژه ای از کارواژه "توپیدن" است و این بنواژه در واژه "توپان ( ت ... گزارش
44 | 2
دگرکش١١:١٣ - ١٤٠٠/٠١/١٤آدمکش ، کشنده ، قاتل ، جان ستانگزارش
12 | 1
قاتل١١:١٢ - ١٤٠٠/٠١/١٤دگرکشگزارش
14 | 1
دختر١٣:٢١ - ١٣٩٩/١٢/٢٥دختر واژه ای کاملا پارسی است. دختر = دوغ ( شیر ) در درواقع در گذشته ، کار دختران ، در کردن ( بیرون آوردن ) شیر یا همان دوشیدن دام ها بوده است.گزارش
48 | 3
اهسته١٣:١٨ - ١٣٩٩/١٢/٢٥جناب بهمن و اردم ، خواهشمندم که اطلاعات نادرست ندید. آهستن کارواژه ای در زبان پارسی است ، که به معنای مراقب بودن می باشد. آهسته = آهست ه واژه "آهس ... گزارش
34 | 4
فرشته١٢:٣٣ - ١٣٩٩/١٢/٢٥فرشته = فرسته = فرست ه بن مضارع ه ، ساختاری است که نام ابزار می سازد ، و فرسته به معنای کسی است که فرستاده می شود. فرشته هم همین معنا را دارد.گزارش
23 | 1
زندان١٢:٢٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٥زندان واژه ای پارسی هست. زندان = زین دان "زین" به معنای کشیک و پایش است و "دان" هم پسوند جای و مخزن است. پس زندان جایی است که در آن کشیک داده می شود.گزارش
18 | 1
شکارچی١٠:٥٨ - ١٣٩٩/١٢/٢٥شکارگرگزارش
14 | 1
لطفا١٤:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٤درخواست کردن ، خواستن ، خواهش کردن ، خواهش میکنم . . . ، خواهشمند است که . . . ، اگر میشه . . .گزارش
25 | 1
on time١٠:١٣ - ١٣٩٩/١٢/٢٣بهنگامگزارش
14 | 1
کلاس١٠:١٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٣برابر پارسی : آموزگاهگزارش
41 | 1
ایده١٠:١٠ - ١٣٩٩/١٢/٢٣برابر های پارسی ( بسته به کابرد ، موارد زیر میتواند درست باشد ) : پیشنهاد ، دیدگاه ، اندیشه ، آرمان ، رای ، طرح ( عربی )گزارش
12 | 1
اکانت١٠:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٣حساب کاربریگزارش
9 | 1
دانلود١٠:٠٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٣برابر پارسی: بار گیریگزارش
16 | 1
ارسال١٠:١١ - ١٣٩٩/١٢/٢٠فرستادن ، فِرِستِش ، گسیل ، روانه کردنگزارش
16 | 1
ویدا١٠:٠١ - ١٣٩٩/١٢/٢٠این واژه پارسی هست و به معنی آشکار و هویدا هست. جالبه بدونید که این واژه با واژگان "هویدا" و "نوید" هم ریشه است.گزارش
25 | 1
اسلاید١٢:٢٨ - ١٣٩٩/١٢/١٩نمابرگگزارش
28 | 1
تق و لق١١:٠٤ - ١٣٩٩/١٢/١٩از ۲۵ اسفند ماه ، دبیرستان ها و دبستان ها به این پیشامد دچار می شوند !گزارش
16 | 1
متحمل شد٠٩:٠٧ - ١٣٩٩/١٢/١٩دچار شد ، دستخوش شدگزارش
9 | 1
جلسه١٤:٤٦ - ١٣٩٩/١٢/١٨نشست ، همایش ، گردهمایی ، دیدار ، انجمنگزارش
18 | 1