ویدا ب

ویدا ب Vida. b

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



stuggling١٩:٣٢ - ١٤٠٠/٠١/٢١کوششگزارش
2 | 1
conceptions١٣:٣٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٠صمیمانه. تنگاتنگگزارش
0 | 1
شامل شدن١١:٥١ - ١٤٠٠/٠١/٢٠Involved = شامل شدن، درگیر شدنگزارش
0 | 1
self fulfilling١٦:١٣ - ١٤٠٠/٠١/١٩خود محقق کننده. تحقق بخشید به چیزی توسط خود شخصگزارش
0 | 0
stock١٦:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/١٩سهام. Stock market =بازار سهامگزارش
9 | 0
scheduling١٥:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/١٦1. زمان بندی 2. برنامه ریزیگزارش
9 | 0
confining١٦:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/١٥باز دارنده ، محدود کنندهگزارش
5 | 0
formulate١٣:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/١١1. تعیین کردن 2. فرمول بندی کردن 3. نظام بندی کردن. به نظم در آوردن 4. ارائه کردنگزارش
12 | 0
courses١٧:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٣اقداماتگزارش
7 | 1
anticipates١٧:٠٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٣پیش بینی کردنگزارش
0 | 0
pre fixed١٦:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٣از پیش تعیین شدهگزارش
2 | 0
progressed١٩:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٢تبدیل شد . تکامل یافتگزارش
7 | 0
requirements١٩:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٢شرایطگزارش
0 | 0
derived١١:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٢کاربرد داشتگزارش
2 | 0
interprise١٠:٣٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٢کار ، عمل Social enterprise = عمل اجتماعی، کار اجتماعی.گزارش
0 | 0
delegating١٠:٢٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٢تقسیم کردنگزارش
0 | 1
deplate١٧:٣٣ - ١٣٩٩/١٢/٢٢کاملا صرف کردن، تهی کردن ، خالی کردن هم معنی با to use up , reduce greatlyگزارش
0 | 0
drawn on١٥:٠٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٢در نظر داشتنگزارش
0 | 0
draw on١٤:٢٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٢به یاد آوردنگزارش
5 | 0
self directing٠١:٤٩ - ١٣٩٩/١٢/٢٢خودگردانیگزارش
0 | 0
presented٠١:٣٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٢مطرح کردنگزارش
7 | 0
knowles٠١:٣١ - ١٣٩٩/١٢/٢٢یکی از موافقان نظریه اندراگوژی در زمینه یادگیری بزرگسالانگزارش
0 | 0
on horseback٠٠:١٤ - ١٣٩٩/١٢/١٩سوار بر اسبگزارش
5 | 1
narrower٠١:٣٣ - ١٣٩٩/١٢/١٧جزئی. کوچکگزارش
7 | 1
invested٠٠:٣٤ - ١٣٩٩/١٢/١٧سرمایه گذاری کردنگزارش
0 | 0
set up١٥:٠٩ - ١٣٩٩/١٢/١٥موقعیت، وضعیت Set - ups:موقعیت ها شرایط ها، وضعیت هاگزارش
2 | 0
setele٠٢:٥٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٣Veteran به چه زبانی استگزارش
0 | 0
rasa٢١:٠١ - ١٣٩٩/١١/٢٠خالی سفیدگزارش
0 | 0
fight flight freeze١٠:٥٣ - ١٣٩٩/٠٩/١٠بجنگ، فرار کن یا خودتو بزن به مردنگزارش
0 | 0
my everything١٢:١٤ - ١٣٩٩/٠٨/٢٧معنای با ارزش بودن اون چیز تموم زندگیمگزارش
32 | 1
bottle nursing١٦:٢٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢٩شیر خوردن با شیشه شیرگزارش
0 | 0
nutrition٢١:٢٤ - ١٣٩٩/٠٦/٠٤در علم روانشناسی آرامش بخشی ( با رعایت نیم فاصله ) ترجمه می شود.گزارش
5 | 1
emulating٢١:٣٠ - ١٣٩٩/٠٦/٠٣تقلید کردنگزارش
0 | 0
implanted٢٣:٥٥ - ١٣٩٩/٠٥/٢٩کار گذاشته شدهگزارش
9 | 0
birun٠٤:٢٦ - ١٣٩٩/٠٤/٢٩بیرونگزارش
2 | 0
space out١٦:٠٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٢توجه نکردن / اهمیت ندادنگزارش
16 | 0
conditional offer١٥:٢٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٢پیشنهاد مشروط گزارش
0 | 0
electrochemical١٦:١٣ - ١٣٩٩/٠٢/١٤الکتروشیمیاییگزارش
7 | 0
although١٣:٤٧ - ١٣٩٩/٠١/٣١از آنجایی کهگزارش
62 | 1
desensitization١٢:٥٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٧بی حسیگزارش
0 | 1
perishability٢٠:٣٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٤اتلاف پذیریگزارش
2 | 0
aspect١٧:٥٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٠[آب و خاک] : جهت شیبگزارش
7 | 1
twirly٢٠:١٩ - ١٣٩٩/٠١/١٢دست پاچهگزارش
51 | 0
happy trails٢٠:٥٥ - ١٣٩٨/١١/٢٤سفر خوش!گزارش
2 | 0
going to١٦:٢٤ - ١٣٩٨/١٠/١٠انجام کاری در ایندهگزارش
9 | 1
nightgowns٠٩:٥٧ - ١٣٩٨/١٠/٠٥لباس خواب زنانهگزارش
5 | 0
unihipili١٣:٥٦ - ١٣٩٨/٠٩/٠١اونیهیپیل، خود خفیف، کودک درون یا ذهن ناخودآگاه طبق آموزه های هونا که از سنن اهالی هاوایی باستانه، سه سطح اگاهی وجود داره که خانواده درونی انسان رو ت ... گزارش
7 | 0
ویدا١٦:٠٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٩هویدا آشکارگزارش
37 | 1
rost beef١٠:٥٥ - ١٣٩٨/٠٧/١٩گوشت گاو سرخ شدهگزارش
7 | 1
crossing arms١٠:٥٢ - ١٣٩٨/٠٧/١٨حالت دست به سینهگزارش
5 | 0