مهدی کاظمی

مهدی کاظمی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



consent forms١١:٢٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦فرم های رضایت نامه پزشکیگزارش
7 | 0
be on speaking terms١٤:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥آشتی بودن حرف زدنگزارش
0 | 0
stay awake١٠:٠٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥هوشیار بودنگزارش
5 | 1
tips the balance١٠:٣٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢موازنه را به نفع کسی به هم زدن کفه ترازو را به نفع کسی سنگین تر کردن گزارش
2 | 0
kept me company١٨:٠١ - ١٣٩٩/٠٤/٠٦همراه و همگام من بود. من رو نگه داشت. من را از تنهایی در آورد.گزارش
2 | 0
beanpole١٨:٥٢ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠قد دراز ، قد بلندگزارش
12 | 0
by day٠٣:٢٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٥هر روزگزارش
7 | 0
decisive moment١٢:٥١ - ١٣٩٩/٠١/٢٢لحظه قطعی اصطلاحی در عکاسی که انری کارتیه برسون آن را بیان کرد.گزارش
5 | 0
what counts١٢:١٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٢چیزی ( هایی ) که اهمیت دارد.گزارش
12 | 0
align١٧:٣٠ - ١٣٩٩/٠١/٢٠همسو کردنگزارش
71 | 0
a ball١٧:٢٦ - ١٣٩٩/٠١/١٩مجلس رقصگزارش
0 | 0
assimilate١٤:٠٣ - ١٣٩٩/٠١/١٩تلفیق کردنگزارش
9 | 0
eunuch١٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠١/١٩کاردارگزارش
0 | 1
easter bonnet١٦:٣٢ - ١٣٩٩/٠١/١٨کلاه عید پاکگزارش
0 | 0
split of second٠٢:١٧ - ١٣٩٩/٠١/١٦کسری از ثانیهگزارش
2 | 0
unmedicated١٧:٤٧ - ١٣٩٩/٠١/١٣بی دواگزارش
2 | 1
the very idea١٤:٠٨ - ١٣٩٩/٠١/١٣برای تأکید بر اینکه شما در مورد چیزی شوکه هستید یا اینکه نباید انجام شود. همین فکر ، این تصورگزارش
9 | 1
abscess١٨:٣٠ - ١٣٩٩/٠١/١١ورم چرکی ، دملگزارش
5 | 0
feeding centers١٧:١٥ - ١٣٩٩/٠١/١١مرکز تغذیهگزارش
2 | 0
coldhearted٠٠:١٨ - ١٣٩٩/٠١/١١سنگدلگزارش
2 | 0
nothingness٢٠:٠٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٣پوچیگزارش
9 | 0
print١٣:٤٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٣پیروی کردنگزارش
0 | 2
fetch you٠٠:٤٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٣دنبال کسی رفتن کسی را همراهی کردنگزارش
2 | 0
let himself go٢٣:٢٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٢به حال خود بودن گوشه گیر شدنگزارش
2 | 0
talking picture١٨:١٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٢فیلم های ناطقگزارش
0 | 1
am l wrong١٧:٣٧ - ١٣٩٨/٠٩/٢٢اگه اشتباه نکنمگزارش
0 | 0
lt keeps jumping the track١٧:٣٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٢هنوز در مسیر درستش قرار نگرفتهگزارش
0 | 0
phrase it١٦:٢٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٢بیان کردن چیزیگزارش
2 | 0
universalism٠٢:٢٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٢اعتقاد به رستگاری همه ی افراد بشرگزارش
5 | 1
stateless٠١:٠٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٢فاقد ملیت بی کشورگزارش
7 | 0
settle the score٠٠:٣٠ - ١٣٩٨/٠٩/٢٢تسویه حساب ترتیب دادن مبارزهگزارش
7 | 0
following business١٢:٠٧ - ١٣٩٨/٠٩/٢١دنبال کردن اتفاقاتگزارش
0 | 0
strolling٠١:٤٦ - ١٣٩٨/٠٩/٢١خیابان گز کردن, در گردش بودن, سلانه سلانه راه رفتن, سلانه سلانه روی, سیار بودن, قدم زدن, قدم زنى, قدم زنی, پرسه زنی, گردشگزارش
23 | 0
give lift٢٠:١٦ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠رساندن شخص به مقصدگزارش
46 | 0
you have some memory٢٠:٠٦ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠حافظت بد نیستگزارش
0 | 0
lt's my business١٩:٥٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠به خودم مربوط هستگزارش
2 | 1
then your debt is paid٠١:٥٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠پس به این ترتیب بی حساب شدیدگزارش
2 | 0