نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
visceral: فطری , درونی # visceral �fear� # v ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
remand: بازداشت ؛ نگه داشتن ( در بازداشت ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
moderator: گرداننده بحث , اداره کننده بحث # a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
restorative: انرژی بخش , نیرو بخش # The restora ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spout: وراجی کردن ؛ فوران ( کردن ) , فواره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inevitably: ناچارا , به ناچار # Their argument ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tribute: ادای احترام ؛ به خاطر , مرهون #�Th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stunt: بدلکاری ؛ کار نمایشی ؛ جلوی رشد چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
furl: جمع کردن , رول کردن ( پرچم , چتر ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fungible: قابل معاوضه ( کالا , دارایی ) # f ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
engrossed: مجذوب , غرق ( در چیزی ) # He seem ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
presume: گمان کردن ؛ جسارت کردن , به خود اجا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
abductor: آدم ربا # She was tortured by her ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stock: ذخیره , موجودی , بار ( مغازه ) ؛ ان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
odds: احتمال , شانس برد ؛ شرایط سخت # Th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
constant: مداوم , مدام ؛ ثابت , مقدار ثابت # ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come up with: رسیدن به ( یک ایده یا راه حل ) # ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
congratulatory: تبریک آمیز # congratulatory messag ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
atheist: خدا ناباور # He openly declared hi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
direct: مستقیم , تمام و کمال ؛ اداره کردن ؛ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disavow: انکار کردن , حاشا کردن # disavow t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deride: مسخره کردن # He derided my singing ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
discourage: دلسرد کردن , ناامید کردن ؛ بازداشتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
eligible: واجد شرایط ؛ مناسب ( برای ازدواج ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
enrol: ثبت نام کردن # He enroled on a cou ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flip: برگردوندن , پشت و رو کردن ؛ انداختن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
formulate: تنظیم کردن , تدوین کردن # formulat ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hover: در هوا معلق ماندن ؛ منتظر ایستادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
invade: حمله کردن , هجوم بردن ؛ تجاوز کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
induction: معارفه ؛ القایی # induction ceremo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intuition: حس درونی , حس شهودی # I always dep ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
immersion: غوطه وری ؛ درگیری ( کاری ) # imme ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lay siege to: محاصره کردن # The invaders laid si ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
last minute: دقیقه نود , لحظه آخر # last - minu ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lap: روی پا ؛ دور ( مسابقه ) ؛ برخورد کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mountainous: کوهستانی ؛ عظیم # a mountainous re ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make it up to sb: جبران کردن # I promise I'll make i ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
naughty: بازیگوش , شیطون ؛ شیطنت آمیز # He ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overlap: روی هم قرار گرفتن , همپوشانی کردن ؛ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pythagorean: مربوط به فیثاغورث # The Pythagorea ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rabies: هاری # an injection against rabies ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resident: ساکن ؛ کارآموز پزشکی ( برای تخصص ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rickety: شل و ول , لق و لوق # That chair is ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
retrieve: بازیابی کردن , پیدا کردن و برگرداند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
telltale: افشاگر , برملا کننده # telltale cl ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chime: زنگ ( زدن ) [ساعت , ناقوس] # The c ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get down to business: رفتن سر اصل مطلب # We'd better get ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
abattoir: کشتارگاه [slaughterhouse] # The an ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blonde: طلایی , زرد ( مو ) # blonde hair ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blonde: طلایی , زرد ( مو ) # blonde hair ...
٢ سال پیش