نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rough: ناهموار , زبر ؛ خشن ؛ متلاطم ؛ سخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
zoologist: جانور شناس – The zoologist has liv ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
enzyme: آنزیم – an enzyme in the saliva of ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inhibit: جلوگیری کردن , مانع شدن – Salt inh ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inhibited: معذب , خجالتی – He was rather inhi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
preparatory: مقدماتی – a preparatory course for ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
latitude: عرض جغرافیایی ؛ آزادی عمل – a ship ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
revolve: چرخیدن , دوران کردن – The Earth re ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conjoined: به هم چسبیده – They were conjoined ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
emirate: امارت ( عربی ) – the United Arab ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
amber: کهربا ؛ چراغ زرد راهنمایی – She wo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
discriminate: تشخیص دادن ( فرق بین دو چیز ) ؛ تبع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rigour: دقت ؛ سختگیری ؛ شرایط سخت – Their ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
aloft: بالا , در هوا – She threw the ball ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fascination: شیفتگی ؛ جذابیت – Her fascination ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unleash: رها کردن ؛ باعث چیزی شدن – They un ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
complimentary: تحسین آمیز , تحسین کننده ؛ رایگان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scrub: سابیدن , تمیز کردن ؛ صرف نظر کردن ؛ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
maltreat: بد رفتاری کردن – The animals were ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
domestic: خانگی ؛ اهلی ؛ داخلی ( درون مرزی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
agenda: دستور کار , دستور العمل – He added ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nurture: پرورش ( دادن ) , بزرگ کردن – This ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
circumvent: دور زدن – He found a way of circum ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
perceptive: تیزبین , تیزهوش ؛ هوشمندانه – He's ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
testament: گواه , سند ؛ وصیت نامه ؛ عهد ( قدیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
brevity: کوتاهی , اختصار – The brevity of h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conventional: سنتی , معمول ؛ غیر هسته ای ( سلاح ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
occasional: گهگاهی , گاه گداری – There were oc ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pronouncement: بیانیه , اظهار نظر ( رسمی ) – a m ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pronouncement: بیانیه , اظهار نظر ( رسمی ) – a m ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
geological: ( مربوط به ) زمین شناسی – geologic ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inference: استنباط , برداشت # a wrong inferen ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
embellish: تزئین کردن ؛ شاخ و برگ دادن , آب و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
premonition: دلشوره # I had a premonition that ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
contempt: بی احترامی , اهانت # She said it w ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recession: رکود اقتصادی , بحران اقتصادی # The ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resigned: تسلیم شده , پذیرفته # She is resig ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grapple: گلاویز شدن , درگیر شدن ؛ درگیر بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stave in: شکستن # They were trying to stave ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lodge: اقامتگاه , اتاق ؛ اقامت کردن , جا د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
contradict: تکذیب کردن , مخالفت کردن # I flatl ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
elaborate: دقیق , مفصل ؛ شرح دادن ( با جزئیات ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hold out: دراز کردن ( دست ) ؛ مقاومت کردن , د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disadvantaged: محروم , بی بهره # severely disadva ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
custody: بازداشت ؛ حضانت , سرپرستی # The th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
agency: آژانس , سازمان ؛ مداخله گری , عاملی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
favour: لطف ؛ حمایت ؛ ترجیح دادن ؛ تبعیض قا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lash: شلاق ( زدن ) , ضربه زدن ؛ بستن ( با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recap: جمع بندی ( کردن ) [مطالب مهم] # He ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
filly: کره اسب ماده # The filly has been ...
٢ سال پیش