نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cultivate: کشت کردن , پرورش دادن ؛ تقویت کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
onset: شروع ( یک چیز ناخوشایند ) # the o ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
activist: فعال # political activists # Human ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tall order: خواسته غیرمنطقی # Getting the essa ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come across: به نظر آمدن ؛ مواجه شدن # He comes ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
incapable: ناتوان , عاجز – I think she's inca ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
brainstorm: همفکری کردن , فکر رو هم گذاشتن ؛ در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
refinement: اصلاح , تصفیه ؛ فرهیختگی – The ref ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lead up to: منتهی به , منجر به # The weeks tha ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cuisine: غذا ( سبک آشپزی ) # a mouth - wat ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dilute: رقیق ( کردن ) ؛ کم کردن ( قدرت چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
goddess: الهه – Diana, the goddess of hunti ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sonic: صوتی – sonic waves – The new aircr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disqualify: محروم شدن , محروم کردن , رد صلاحیت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
perception: برداشت , ذهنیت ؛ درک , فهم # Perce ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scrawny: پوست و استخوان – She is a scrawny ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
eccentric: عجیب , غیر عادی ؛ خارج از مرکز – e ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
shot: شلیک ؛ تیر انداز ؛ شوت , پرتاب ؛ پی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
asylum: پناهندگی ؛ پناهگاه ؛ تیمارستان – R ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fling: انداختن , پرت کردن ؛ با عصبانیت گفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
seasick: دریا زده , دریا زدگی – I was seasi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
skirt: دامن ؛ دور زدن ؛ اجتناب کردن ( از پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
munch: ملچ ملوچ کردن – He was munching on ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chore: کار روزمره ؛ کار خسته کننده – She ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sizzle: جلز ولز کردن – The gas fire sizzle ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
limb: اندام حرکتی , دست یا پا ؛ شاخه بزرگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
excursion: گشت و گذار , سیر و سیاحت – Next we ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
realm: قلمرو , حوزه – The king expanded h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
upcoming: آتی , پیش رو – the upcoming presid ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flippant: مسخره ( کسی که یک موضوع جدی را جدی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
voracious: سیری ناپذیر , حریص – He has a vora ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
suburban: حومه شهری – the suburban populatio ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be pushed for: در مضیغه بودن ( از نظر زمانی یا مال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fit in: سازگار شدن , جور در آمدن ؛ زمان گذا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run out: تمام شدن ؛ منقضی شدن – My patience ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
expire: منقضی شدن ؛ مردن – My driver's lic ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
permit: اجازه دادن ؛ مجوز – Smoking is not ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
predator: حیوان درنده , حیوان شکارچی – Lions ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
totality: کلیت – They'll judge the totality, ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stalemate: بن بست ( در بحث ) – The talks end ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stalemate: بن بست ( در بحث ) – The talks end ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
barrel: بشکه ؛ لوله ( تفنگ ) ؛ با سرعت حرکت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
connotation: بار معنایی , مفهوم – This word has ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
muck about: مسخره بازی درآوردن – He was muckin ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
primordial: اولیه , نخستین ( از ابتدای جهان ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
latch onto: چسبیدن به ( کسی یا چیزی ) – antib ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
badger: کلافه کردن ؛ گورکن - Stop badgeri ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unconventional: غیرمعمول , نامرسوم – He is known f ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boastful: لاف زن , خودستا – He is a boastful ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
irreparable: جبران ناپذیر – The damage that he' ...
٢ سال پیش