نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pollster: pollster ( noun ) = کارشناس نظرسنجی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
functional: functional ( adj ) = practical ( ad ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
practical: practical ( adj ) = عملی، مفید، قاب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
practically: practically ( adverb ) = عملاً، در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
practicality: practicality ( noun ) = احتمال، امک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
predominant: predominant ( adj ) = عمده، اصلی، غ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
principal: principal ( adj ) = predominant ( a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
predominate: predominate ( verb ) = غالب بودن، چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
induce: induce ( verb ) = Prompt ( verb ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prompt: prompt ( adj ) = سریع، فوری، بی درن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
promptly: promptly ( adv ) = فوراً، سریعاً، ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
provoke: provoke ( verb ) = عصبانی کردن، خشم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
provocation: provocation ( noun ) = تحریک/تحریک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
provocative: provocative ( adj ) = تحریک آمیز، ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
similar to: similar ( adj ) to = analogous ( ad ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
similar to: similar ( adj ) to = analogous ( ad ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
comparable: comparable ( adj ) = analogous ( ad ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
analogous: analogous ( adj ) = مشابه، قابل قیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
analogy: analogy ( noun ) = شباهت، همانندی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
approximate: approximate ( verb ) = شباهت داشتن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compel: compel ( verb ) = وادار کردن، واداش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
compelling: compelling ( adj ) = مجاب کننده، قا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
formidable: formidable ( adj ) = قدرتمند، نیروم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intrusive: intrusive ( adj ) = ناخوانده، سرزده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intrude: intrude ( verb ) = مزاحم شدن، ناخوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intrusion: intrusion ( noun ) = دخالت، فضولی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
regularly: regularly ( adv ) = periodically ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inclined: inclined ( adj ) = prone ( adj ) ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
prone: prone ( adj ) = مستعد، آماده، مایل، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
prophecy: prophecy ( noun ) = پیشگویی، پیشبین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prophecy: prophecy ( noun ) = پیشگویی، پیشبین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dimension: ( Dimension ( noun = proportions ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
proportions: proportions ( noun ) = بخش، قسمت/بً ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
proportionally: proportionally ( adv ) = به نسبت، ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
proportionally: proportionally ( adv ) = به نسبت، ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
proportional: proportional ( adj ) = متناسب، نسبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
proportionate: proportionate ( adj ) : متناسب، مطا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
proportionately: proportionately ( adv ) = به نسبت، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
proportionately: proportionately ( adv ) = به نسبت، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
readily available: با سرعت و به آسانی در دسترس، به آسا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
freely: freely ( adv ) = readily ( adv ) ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
readily: readily ( adv ) = با میل، با اشتیاق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ready: ready ( adj ) = آماده، حاضر، مهیا، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
readiness: readiness ( noun ) = آماده، آمادگی/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reliably: reliably ( adv ) = مطمئناً، با اطمی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reliant: reliant ( adj ) = وابسته، متکی، محت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reliability: reliability ( noun ) = اعتبار، قابل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reluctantly: reluctantly ( adv ) = با اکراه، از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hesitatingly: hesitatingly ( adv ) = reluctantly ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prominence: معانی دیگر prominence ( noun ) = اه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
renown: renown ( noun ) = شهرت، آوازه، نامی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
renowned: معانی دیگر renowned ( adj ) = سرشنا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
renew: renew ( verb ) = revive ( verb ) ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
revive: revive ( verb ) = احیا کردن، زنده ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
revival: revival ( noun ) = بهبودی، تقویت، ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
revived: revived ( adj ) = احیا شده، تجدید ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
triumph: triumph ( noun ) = پیروزی، موفقیت، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
triumph: triumph ( verb ) = پیروز شدن، غلبه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
triumphantly: triumphantly ( adv ) = پیروزمندانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
triumphal: triumphal ( adjective ) = پیروزمندا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
affordable: affordable ( adj ) = مقرون به صرفه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
affordably: affordably ( adv ) =به شیوه ای مقرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
afford: afford ( verb ) = بضاعت داشتن، وسع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
polluted: polluted ( adj ) = contaminated ( a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
contaminated: contaminated ( adj ) = آلوده، کثیف، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
contaminate: contaminate ( verb ) = آلوده کردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
contamination of evidence: آلودگی احتمالی شواهد فیزیکی می توان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
contamination: contamination ( noun ) = آلودگی، عف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
discernibly: discernibly ( adv ) = به نحو قابل ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
discern: discern ( verb ) = تشخیص دادن، پی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
discernment: discernment ( noun ) =تشخیص، نکته س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flourishing: flourishing ( adj ) = رو به رشد، در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thriving: thriving ( adj ) = flourishing ( ad ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flourish: flourish ( verb ) = خوب رشد کردن، ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flourish: flourish ( noun ) = حرکت خودنمایانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
preserve: preserve ( verb ) = maintain ( verb ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
maintain: maintain ( verb ) = نگه داشتن، از د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
maintenance: maintenance ( noun ) = تعمیر ، نگهد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mediocre: mediocre ( adj ) = متوسط، معمولی، پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mediocrity: mediocrity ( noun ) = حد معمول، حد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let somebody off: Let somebody off = اصطلاح هست یعنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
silent partner: یعنی شریک تجاری یا اسپانسر :کسی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
negligible: negligible ( adj ) = اندک، ناچیز، ج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
neglected: neglected ( adj ) = نادیده گرفته شد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as opposed to: as opposed to = rather than به معن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
opposing: مخالف ، در گیر مثال: The opposing ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oppose: oppose ( verb ) =مخالفت کردن، ضدیت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resistance: resistance ( noun ) = opposition ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
relate: relate ( verb ) = /نقل کردن، شرح دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
communicate: communicate ( verb ) = relate ( ver ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
speculate: speculate ( verb ) = suspect ( verb ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
suspected: suspected ( adj ) = مظنون، مشکوک، م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't drag me to this: پای من رو وسط نکش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run into trouble: به دردسر افتادن مثال: . if you d ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reverse your decision: اصطلاح هست یعنی از تصمیم خودت برگرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spoil appetite: کور کردن اشتها مثال: i won't hav ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grab a bite: we don't have much time. let's grab ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see myself out: see myself out ( phrasal verb ) = ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
see myself out: see myself out ( phrasal verb ) = ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
transform: transform ( verb ) = دگرگون کردن، ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
transformation: transformation ( noun ) = تغییر شکل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
transformer: transformer ( noun ) = مبدل ( جریان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
trigger: trigger ( noun ) = ماشه، علت، سبب، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
triggered: triggered ( adj ) = تحریک ، تحریک ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unbiased: unbiased ( adj ) = بی طرف، بی غرض، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
objective: objective ( adj ) = unbiased ( adj ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
biased: biased ( adj ) = مغرض، مغرضانه، متع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
variably: variably ( adv ) = با تغییر، با تنو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
variable: variable ( adj ) = متغیر، ناپایدار، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at various time: در چندین مرتبه، در چندین نوبت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under various names: تحت نامهای مختلف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
various: various ( adj ) = گوناگون، متنوع، م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
vary: vary ( verb ) = متفاوت بودن، فرق دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
variety: variety ( noun ) = تنوع، گستره، طیف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
variation: variation ( noun ) = اختلاف/تغییر، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
variability: variability ( noun ) = تنوع، تغییرپ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stalk somebody: اصطلاح هست یعنی کسی را تحت نظر گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a nice touch: اصطلاح هست به معنی : یه چیز جالب، ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a nice touch: اصطلاح هست به معنی : یه چیز جالب، ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
accentuate: accentuate ( verb ) = برجسته کردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thin disguise: تغییر قیافه ناشیانه ( که زود لو می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disguise: disguise ( verb ) = چهره یا قیافه ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indifferent: indifferent ( adj ) = بی تفاوت، بی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indifference: indifference ( noun ) = بی اعتنایی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
working into the small hours: اصطلاح هست به معنی : تا بوق سگ کار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
initiate: initiate ( verb ) = شروع کردن، آغاز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
initiated activity: فعالیت های راه اندازی شده، فعالیت ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
initiated: initiated ( adj ) = آغاز شده، شروع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stifle talent: استعدادی را نابود ساختن، استعدادی ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on your own initiative: طبق قوه ابتکار عمل خودت ، طبق قدرت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
initiative: initiative ( noun ) = ابتکار، خلاقی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
innovative: innovative ( adj ) = ابداعی، ابتکار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
creative: creative ( adj ) = innovative ( adj ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have got a lot on my plate: اصلاح هست: معنی تحت الفظیش اینه که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i have got a lot on my plate: اصلاح هست: معنی تحت الفظیش اینه که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am up to my ears: I am up to my ears = اصلاح هست که م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am tied up: I am tied up = اصطلاح هست که معنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i am tied up: I am tied up = اصطلاح هست که معنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i am busy: سه تا اصطلاح و جایگزین برای I am bu ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dont take this the wrong way: اصطلاح هست یعنی منظورم رو اشتباه بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a storm in a teacup: اصطلاح هست یعنی: از کاه، کوه ساختن!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a storm in a teacup: اصطلاح هست یعنی: از کاه، کوه ساختن!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to lend a hand: اصطلاح هست به معنای کمک کردن ( معاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to dump somebody: اصطلاح هست یعنی : کسی را قال گذاشتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to ditch somebody: اصطلاح هست به معنی کسی را قال گذاشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
show mercy: به معنای: رحم کردن مثال : he sho ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
show mercy: به معنای: رحم کردن مثال : he sho ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run for your life: اصطلاح هست به معنای اینکه : بخاطر ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
got a point: اصطلاح هست به معنای اینکه حق با طرف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
missed the point: اصطلاح هست یعنی : موضوع را نگرفتی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
missed the point: اصطلاح هست یعنی : موضوع را نگرفتی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deserve a treat: اصطلاح هست زمانی یک نفر در یک بازی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deserve a treat: اصطلاح هست زمانی یک نفر در یک بازی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
innovation: innovation ( noun ) = نوآوری، ابداع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
narrate: narrate ( verb ) = شرح دادن یا ارائ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
narrative: narrative ( adj ) = داستانی، روایتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
narration: narration ( noun ) = روایت، گویندگی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nevertheless: nevertheless ( conjunction ) = با ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
obsolete: obsolete ( adj ) = ازکار افتاده، من ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
omit: omit ( verb ) = حذف کردن، از قلم ان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
neglect: neglect ( verb ) = omit ( verb ) ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
omitted: omitted ( adj ) = حذف شده، از قلم ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
omission: omission ( noun ) = حذف، جاافتادگی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
outlandishly: outlandishly ( adv ) = به طرز عجیب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overcome: overcome ( verb ) = غلبه کردن، چیره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conquer: conquer ( verb ) = overcome ( verb ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
partially: partially ( adv ) = به طور نسبی، تا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
partly: Partly ( adv ) = تا حدی، بخشی از، ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
partial: partial ( adj ) = جزئی، مختصر، نصفه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pass: pass ( verb ) = با موفقیت گذارندن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pass: pass ( noun ) = کارت، بلیط، جواز ور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
totally worth it: Totally worth it = اصطلاح هست یعنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pass the buck: ( Pass the buck ( ( idiom = اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work your passage: اصطلاح قدیمی یعنی: به جای پرداخت بل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
passage: passage ( noun ) = راه، راهرو، گذرگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
portray: portray ( verb ) = در نقش کسی ظاهر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
depict: depict ( verb ) = portray ( verb ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
portrayal: portrayal ( noun ) = بازی کردن در ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
streamline: streamline ( verb ) = بدنه ( هواپیم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bored: کاربرد صفت bored به معنای کسل صفت b ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
streamlined body: به شکلی از بدن گفته می شود که مقاوم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
streamlined body: به شکلی از بدن گفته می شود که مقاوم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
streamlined: streamlined ( adj ) = آئرودینامیک ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
simplify: simplify ( verb ) = streamline ( ve ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
decline: decline ( noun ) = تنزل، نزول، کاهش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gather: gather ( verb ) = جمع آوری کردن، گر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
motion: motion ( noun ) = حرکت، تکان، جنبش، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
motion: motion ( verb ) = اشاره کردن، به کس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut a deal: Cut a deal = اصطلاح هست به معنای مع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
annoy: 3 تا از واژه های جایگزین پرکاربرد ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you left me no choice: یعنی : هیچ راهی برام باقی نگذاشتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
partisan: partisan ( adj ) = طرفدار سرسخت، مت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
partisan: partisan ( adj ) = طرفدار سرسخت، مت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
partisan: partisan ( noun ) = طرفدار پرو پاقر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
biased: biased ( adj ) = partisan ( adj ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pattern bargaining: pattern bargaining = چانه زنی نمونه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
habit: habit ( noun ) = pattern ( noun ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lets get this over with: Lets get this over with = اصطلاح هس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
at any cost: At any cost = اصطلاح هست به معنی به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at any cost: At any cost = اصطلاح هست به معنی به ...
٢ سال پیش