نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
task with: وظیفه چیزی را بعهده داشتن. Are tas ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do market research: بازارسنجی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
access point: نقطه دسترسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
magnet school: مدرسه نمونه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
magnet school: مدرسه نمونه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sobering reminder: تذکر جدی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sobering reminder: تذکر جدی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
terrible memory: حافظه افتضاح
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
share an opinion: نظر مشترکی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
share an opinion: نظر مشترکی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
juvenile delinquent: بزهکار نوجوان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
juvenile delinquent: بزهکار نوجوان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
accidental gunshots: تیراندازی اتفاقی و تصادفی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
possession: اموال و دارایی مالکیت و داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alarming rate: نرخ هشدار دهنده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alarming comparison: مقایسه هشداردهنده و نگران کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
active citizen: شهروند فعال و پویا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ensuring safety: تضمین امنیت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mass people: Public
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a licence: مجوز گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
artificial organs: اندام های مصنوعی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cripple: فلج کردن زمین گیر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crippling: فلج کننده مثلا Crippling sanction ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
paralyze: فلج کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
handicap: Disability معلولیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the table: یک گزینه است که باید مورد توجه قرار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the proof of pudding is in the eating: مشک آن است که ببوید نه آنکه عطار بگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grow attached: وابسته شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
develop a particular liking: به چیزی علاقمند شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fleeting pleasure: لذت زودگذر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all time favourite: همیشه مورد علاقه . مثلا My all ti ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clear preference: ترجیح و اولویت آشکار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clear preference: ترجیح و اولویت آشکار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
discuss an issue in depth: موضوعی را کاملا بررسی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
paint one: لاک زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vivid colours: رنگهای روشن و زنده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
physical exertion: کارهای سخت فیزیکی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indie: موسیقی یا گروه یا . . . که مستقل از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the road to ruin: در خطر نابودی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the road to disaster: در حال نابودی و فاجعه آفرینی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the verge of: در شرف در آستانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep up: 1 ) ادامه دادن continue 2 ) به کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep pace with: سرعت خود را با چیزی حفظ کردن . پا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
give notice: اخطار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give notice: اخطار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bring something to someone: کسی را متوجه چیزی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
come to one: متوجه چیزی شدن توجه کسی را جلب کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
time taking: Time consuming وقت گیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dead end job: کار بیهوده و بی آینده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
entry level job: شغل سطح پایین
٢ سال پیش