نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
attic: اتاق زیرشیروانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hyped: دو معنی داره با up که بیاد به معنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
course of life: در طول زندگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what are the odds: احتمالش چقدره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have something up one's sleeve: ایده یا نقشه ای برای موقع نیاز داشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you name it: هرچی فکر کنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
crowd pleaser: عامه پسند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
suchlike: امثال این
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
curiosity killed the cat: فضولی نکن😁 فضولو بردن جهنم گفت هیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
half the battle: بیشتر راه رو رفتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a healthy disrespect for authority: انتقاد سالم از مسیولین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chocolatier: سازنده شکلات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rub it in: اشتباه کسی رو به روش بیاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be devoid of: خالی از چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
two can play game: چیزی که عوض داره گله نداره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the law of the jungle: قانون جنگل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
out of interest for something: از روی علاقه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take a toll on: صدمه زدن تاثیر منفی گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no frills: بدون تجملات و حاشیه و چیز اضافه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to do with: Related
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
good job: Well done Good job اینا همه یعنی ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
down with: Down with dictator
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
every hour on the hour: ساعت به ساعت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a bad workman blames his tools: کنایه از تقصیر رو گردن یه چیز الکی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گرمم است: I'm hot I feel hot
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get your feet under the table: ریزه کاری ها رو یاد گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in someone's good books: نظر مثبت کسی را جلب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be in someone's good books: نظر مثبت کسی را جلب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call it a day: دست از کار کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give someone the sack: اخراج کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work your fingers to the bone: جان کندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
work your fingers to the bone: جان کندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
seize the moment: از لحظه لذت بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
burn one's fingers: خودتو تو دردسر انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
more of: بیشتر اینجوری باشه تا . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stand the test of time: دوام آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cross my heart: بجان خودم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
halfway house: منزل بین راهی هست اما وقتی میگن یه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
house of correction: زندان بازپروری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
house of correction: زندان بازپروری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to get on the property ladder: خرید اولین خونه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hold your horses: خودتو کنترل کن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bob's your uncle: همین !
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take something in your stride: کم نیاوردن اجازه ندی یه چیزی ناراحت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull up your socks: آستین همت بالا زدن شروع کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pull up your socks: آستین همت بالا زدن شروع کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
having said that: ناگفته نماند
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
needless to say: نیاز به گفتن نیست که . . . یعنی وا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make the cut: در میان آپشن های انتخاب شده بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rise to the occasion: از پس چیزی برآمدن
٢ سال پیش