عاشق فوتبال٫نیمار فن٫سینگل
recess: تعطیلات، استراحت The referee sounded the timeout. مثال
move away: نقل مکان کردن verb She's been all on her own since her daughter moved away. او از وقتی دخترش رفت، تنها زندگی کرده است.
این یک فیلم کمدی، وبسیار خنده دار است. 😂😂😂
کنفرانس برای تعطیلات شکست خورد