نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hold with: روا دانستن، پسند کردن، تأیید کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outbreath: بیرون دادن نفس، دم براوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow out of the water: مغلوب ساختن کسی یا چیزی، نابود کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow out of the water: مغلوب ساختن کسی یا چیزی، نابود کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stand up for myself: دفاع از خود، مبارزه برای خود، حفاظت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stand up for myself: دفاع از خود، مبارزه برای خود، حفاظت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thats the way it is: این واقعیته، همینی که هست، واقعیت ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
thats the way it is: این واقعیته، همینی که هست، واقعیت ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unfeminine: مذکر، ویژگی و کیفیات زنانه نداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
action research: اقدام پژوهی، پژوهش در عمل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
non neutral: عدم خنثی بودن، جانبداری، سوگیرانه، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fight back tears: به جنگ با اشک برخواستن، کنایه از تل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
contextualize: بافت انگاری کردن، زمینه ای ساختن، د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
trustworthiness: توانایی اتکا و اعتماد به صداقت و در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
trustworthiness: توانایی اتکا و اعتماد به صداقت و در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self focus: تمرکز بر خویشتن، خودمحوری، خودمرکزب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
feel out: با دقت و با احتیاط حرکت کردن برای د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feel out: با دقت و با احتیاط حرکت کردن برای د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
taken for granted: پذیرش چیزی بدون چون و چرا؛انتظار خد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resonate with me: همصدا شدن با کسی، هم نوا شدن با،
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neuroplastic: شکل پذیری مغز؛ انعطاف پذیری مغز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heteronormative: نگاهی که در آن دنیا رابطه دگرجنس گر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heteronormative: نگاهی که در آن دنیا رابطه دگرجنس گر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heavy social drinker: مشروب خوار قهار گروهی، فردی که دوست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
autopilot: پرواز خودکار ، پرواز بدون خلبان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
autopilot: پرواز خودکار ، پرواز بدون خلبان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
self worth: خودارزشمندی، بها دادن به خود، عزت ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
self worth: خودارزشمندی، بها دادن به خود، عزت ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
divvying up: تقسیم کردن، تسهیم کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on the same page: اتفاق نظر داشتن، هم عقیده بودن، عین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your in laws: والدین یا خویشاوندان نزدیک همسر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
venn: ون نوعی نمودار دایره ای تو در تو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
venn: ون نوعی نمودار دایره ای تو در تو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a rut: همیشه کار مشابه انجام دادن، یکنواخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in a rut: همیشه کار مشابه انجام دادن، یکنواخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spinning wheel: کنایه از کار بیهوده، کار بدون نتیجه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spinning wheel: کنایه از کار بیهوده، کار بدون نتیجه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
self starter: مبتکر، خودآغازگر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self starter: مبتکر، خودآغازگر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take time outs: زمان استراحت بگیرید، توقف کنید، است ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let off the hook: فرار کردن از مخمصه، تبرئه شدن، خلاص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
let off the hook: فرار کردن از مخمصه، تبرئه شدن، خلاص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
being grounded: توانایی آگاهی و هوشیاری کامل در لحظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
being grounded: توانایی آگاهی و هوشیاری کامل در لحظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
self denying: خودانکاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
self deprecation: خودسرزنش گری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self deprecation: خودسرزنش گری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
autopilot: انجام کاری بدون تفکر یا بدون تلاش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
growing up: رشد کردن، بالا رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
growing up: رشد کردن، بالا رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
credit score: امتیاز اعتباری . در کشورهای غربی فر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
credit score: امتیاز اعتباری . در کشورهای غربی فر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
filter into: رخنه کردن، نفوذ کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
quite a bit: a considerable number or amount of ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
co parent: هم پدری و هم مادری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
affairs: عشقبازی - رابطه فرازناشویی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gender neutral: حالتی که برای هر دو جنس زن و مرد قا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
instigator: محرک، آغازگر، فراخوان، شروع کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
instigator: محرک، آغازگر، فراخوان، شروع کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wear your detective hat: کلاهتان را قاضی کنید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leaning in: متمایل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leaning in: متمایل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leaning out: نامتمایل، بی میل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sidelines: وقت کشی، به حاشیه راندن، متوقف کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sidelines: وقت کشی، به حاشیه راندن، متوقف کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
taking on: دنبال کردن، ادامه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
taking on: دنبال کردن، ادامه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put your head down: کنایه از شروع کاری به روشی آرام
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reactivation: فعالیت مجدد، عمل دوباره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hamstrung: محدودیت شدید در کارایی و کارآمدی، ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hamstrung: محدودیت شدید در کارایی و کارآمدی، ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
against the grain: عمل کردن بر خلاف عقیده، رفتار کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
against the grain: عمل کردن بر خلاف عقیده، رفتار کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unacknowledged: تصدیق نشده، به رسمت شناخته نشده، بی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
uncaring: ( از نظر احساسی ) بی اهمیت، بی عاطف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
manipulative: اصطلاح دقیقش خیلی سخته و پیدا نکردم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
individuation: تفرد، فردیت، یکتایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go through the motions: انجام کار یا گفتن حرفی به صورت سرسر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one foot out the door: یک پا تو بودن و یک پا بیرون بودن اش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
roller coaster: جدا از مفهوم ترن، توی تکست هایی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rattled: تلو تلو خوردن، اینور و اونور رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
glazed look: کنایه از توجه نکردن، خسته شدن، مثلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
miscommunication: بدفهمی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
middle ground: موقعیت یا وضعیتی بین دو نظر مغایر ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
middle ground: موقعیت یا وضعیتی بین دو نظر مغایر ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hang back: پشت دیگران قایم شدن، دست دست کردن ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
head shake: به معنای کج کردن سر به سمت چپ و مخا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overtalking: زیاد حرف زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ranting: یاوه سرایی، چرت و پرت گویی، دری وری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ranting: یاوه سرایی، چرت و پرت گویی، دری وری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
snap back: پاسخ نیشدار و تحریک کننده به کسی دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
subtext: مضمون، محتوای اصلی، کنه مطلب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
counterintuitive: دور از انتظار، غیر مترقبه، یهویی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
bottom line: نتیجه نهایی، آخریک کلام، حرف آخر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bottom line: عوامل مهمی که در یک تصمیم یا یک موق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
intuition: شم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
run the show: در کنترل دیگران بودن، اینکه دیگران ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on toes: فعال و هوشیار بودن، متمرکز و فعال ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on toes: فعال و هوشیار بودن، متمرکز و فعال ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get in hot water: کنایه از توی مخمصه افتادن، عصبانی ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get in hot water: کنایه از توی مخمصه افتادن، عصبانی ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hyperalert: بسیار گوش به زنگ بودن، بسیار هوشیار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hyperalert: بسیار گوش به زنگ بودن، بسیار هوشیار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
overprotect: نگهداری افراطی، مراقبت بیش از حد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sneak up: به آرامی نزدیک شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stand for: دلالت داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep your head down: فرار و اجتناب از چیزی یا کسی، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep your head down: فرار و اجتناب از چیزی یا کسی، کنایه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
break out: تغییر مسیر، تغییر جایگاه،
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
entranceway: مدخل، ورودی درب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fireback: عقب نشینی، پاسخ یا واکنش و رفتار عج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fireback: عقب نشینی، پاسخ یا واکنش و رفتار عج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get one's way: به معنای ترغیب و تشویق دیگران برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get one's way: به معنای ترغیب و تشویق دیگران برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off the mark: درست نبودن، صحیح نبودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
off the mark: درست نبودن، صحیح نبودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
big deal: کم اهمیت جلوه دادن کاری، ناچیز شمرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fake it till you make it: آنقدر وانمود کن تا به واقعیت تبدیل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
fake it till you make it: آنقدر وانمود کن تا به واقعیت تبدیل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
whiney: گله مند، شکایت کنان، اخمو، غرغرو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
whiney: گله مند، شکایت کنان، اخمو، غرغرو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bristle: آماده جنگ، کسی که شمشیر از پشت کشید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bristle: آماده جنگ، کسی که شمشیر از پشت کشید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go easy on something: کنایه از لطف زیادی، اینکه نباید در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go easy on something: کنایه از لطف زیادی، اینکه نباید در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
micromanagement: یک نوع سبک مدیریت است به این معنا ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
old news: هرکسی یا هرچیزی که جدید نباشد، کهنه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
woodshop: کارگاه چوب و نجاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
woodshop: کارگاه چوب و نجاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
seismometer: زلزله سنج، زلزله نگار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the birds and the bees: پرندگان و زنبورها در واقع اصطلاحی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit the ground running: آماده شدن برای انجام سریع کاری به ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hit the ground running: آماده شدن برای انجام سریع کاری به ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
windows to the soul: از چشمان طرف همه چیز رو خوندن بیانگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
windows to the soul: از چشمان طرف همه چیز رو خوندن بیانگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dress the part: پوشیدن لباس مناسب ( متناسب با شغل و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dress the part: پوشیدن لباس مناسب ( متناسب با شغل و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
screwing up: مرتکب اشتبه شدن، خطا کردن، خبط کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
screwing up: مرتکب اشتبه شدن، خطا کردن، خبط کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a face: تغییر ظواهر صورت برای بیان یک احساس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out to get: متحد شدن علیه کسی، عزم رو جزم کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you and me against the world: من تو، شما همه؛ من و تو باهم، بقیه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you and me against the world: من تو، شما همه؛ من و تو باهم، بقیه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
backup: گاهی معنی به عقب برگشتن و بررسی کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hold back: حبس کردن و عدم ابراز احساس، خفه کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
foot in the door: به معنی فرصتی برای رسیدن یا انجام چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tease out: زیر و بم چیزی را فهمیدن to succeed ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gripes: شکایت، غرولند ( چیز جزئی ) a compl ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pile on: بیان هیجان یا احساسی به صورت خیلی ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pile on: بیان هیجان یا احساسی به صورت خیلی ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
condone: پذیرش رفتار اشتباه، درواقع مهر تأیی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
condone: پذیرش رفتار اشتباه، درواقع مهر تأیی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
treading water: شناگری که به جای عمیق رفته و درجا پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mop up: انجام دادن کار یا پروژه to complete ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
argue back: جواب سربالا دادن، یا توی زبان عامیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drop out of sight: دیده نشدن، پشت کاری مخفی شدن و دیده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
copay: مثل بیمه تکمیلی هست، وقتی بیمه شون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
partialize: ریز ریز کردن، تکه تکه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
water under the bridge: معنیش تقریبا اینه �وقتی چیزی سابقه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over someone's head: دشوار بودن درک، عدم فهمیدن، قابل فه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
over someone's head: دشوار بودن درک، عدم فهمیدن، قابل فه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop dead date: تاریخ پایانی، آخرین مهلت The drop ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as needed basis: مبنای مورد نیاز مثلا پزشک می گوید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as needed basis: مبنای مورد نیاز مثلا پزشک می گوید ...
٢ سال پیش
٢