نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disorienting: Light pollution can even have a dis ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hold accountable: to consider someone responsible for ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
target: سوژه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lash out: پرخاشگری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spazzy: out of one's mind. See also spaz خل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spazzy: out of one's mind. See also spaz خل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
a tad: کمی، یک کم Those French fries were ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a tad: کمی، یک کم Those French fries were ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
notch: he tightened his belt an extra notc ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rat out: to divulge the bad thing someone ha ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
period: زنگ ( در مدرسه، مثلا زنگ چهارم تاری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dismayed: feeling unhappy and disappointed ex ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
weigh in: وزن کشی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
over your head: to be involved in a difficult situa ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
over someone's head: to be involved in a difficult situa ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a gander: definition : to have a quick look m ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take a gander: definition : to have a quick look m ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pass the baton: to pass job and responsibility on t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rotten apple: someone who creates problems or cau ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
frame: frame someone to make a person see ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fly the coop: جیم شدن، به چاک زدن، غیب شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self loathing: very strong feelings of dislike for ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bail: to stop doing something or leave a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a wriggle on: ( informal ) hurry up.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get a wriggle on: ( informal ) hurry up.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
let go of: to stop holding something or someon ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mob: The mob is also an organization of ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no harm no foul: used for saying that no damage has ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
school supplies: وسایل مدرسه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull up the blanket: پتو را روی خود کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pay in installments: قسطی پرداخت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have other commitments: کار داشتن، درگیر بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hang the clothes to dry: پهن کردن لباس ( برای خشک شدن )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on one condition: به یه شرط
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roll up the window: یالا دادن شیشه خودرو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you on drugs: چیزی زدی؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put yourself in my shoes: خودتو بذار جای من
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's in your interest to: به نفعته که. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it looks good on you: بهت میاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
break a habit: ترک یک عادت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reach an impasse: به بن بست رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i would rather die than: ترجیح میدم بمیرم تا این که . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nail tech: ناخن کار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mind if i tag along: میشه همراهت بیام؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brew tea: چای دم کردم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spot something a mile off: چیزی را از دور تشخیص دادن چیزی را ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's below freezing: دمای هوا زیر صفره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fat chance of that: صد سال سیاه عمرا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come from a broken home: بچه طلاق بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
before it's late: تا دیر نشده
٢ سال پیش