دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٠
رتبه
رتبه در دیکشنری
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

پیشنهادی موجود نیست.

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Frank ran dodgy errands for a seedy local villain.
دیدگاه
٠

فرانکی کار های خلاف و غیرقانونی برای یک تبهکار محلیِ فاسد انجام داد

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
He wore a black cloak, like a pantomime villain.
دیدگاه
٠

او مثل یک شخصیت شرور در بازی پانتومیم یک شنل سیاه پوشیده بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
He was financially involved with a villain.
دیدگاه
٠

او از لحاظ مالی درگیر یک تبه کار بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
A man may smile and smile and be villain.
دیدگاه
٠

یک مرد شاید لبخند بزند، و شاید خنده اش از روی شرور بودنش باشد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
When the villain fell down the well, everyone lived happily ever after.
دیدگاه
٠

بعد از زمین گیر شدن فرد شرور ( تبه کار ) ، همه تا همیشه با خوشحالی زندگی کردند.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.