پیشنهاد‌های خوشین دیناروند نهاوندی (٥٠)

بازدید
٢٩
پیشنهاد
١

لری نهاوندی سوهر:قرمز

پیشنهاد
١

لری نهاوندی بزگ:دشت، صحرا

پیشنهاد
١

لری نهاوندی گُل:کوه

پیشنهاد
١

لری نهاوندی سَنزه:برف سَنزِستو:جایی که برف خیلی میبارد

پیشنهاد
١

لری نهاوندی وارو:باران واروستو:جایی که آب و هوای بارانی دارد

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی غرم تراغ، آیِراسمان:اذرخش، رعد و برق

پیشنهاد
٠

ما در لری نهاوندی به آسمان میگوییم آسیمُو یا کِئوپَهَنه

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

لری نهاوندی گِژ

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

لری نهاوندی ژر

پیشنهاد
١

لری نهاوندی آسِن:اهن

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی وِریس:طناب در این شعر کهن نهاوندی چنین آمده: ۱. دالکم زَه عشق مِنیا کَه وَنده گِرد نام وِریس ۲. زه دیریش هی اِرِزنُم اَسر مو تِویس تِویس ...

پیشنهاد
١

در لری نهاوندی وینای:دیدن مثلا اَوُرش وینایُم یعنی اورا دیدم

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

لری نهاوندی:وَستار لری بختیاری:زی و نیا تاریخ ، پیشینه

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی وَستار:تاریخ این واژه مترادف واژه ی زی و نیا جناب کوگ تاراز هست. این واژه متشکل از وَست به معنای افتادن و پسوند ار است چنانچه جناب کوگ تا ...

پیشنهاد
٠

در لری نهاوندی ریوِلدُر:دختری که رخی چون گل دارد ریوِلدُر:پسری که رخی چون گل دارد از اسامی هستند

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی شینگَه:سحر پِگَ، شیٚر، افتو زنو، ونگشت خو:صبح چَست: ظهر پَسین:بعد از ظهر ایوارَگ، افتو رَو:غروب، مغرب شوگار:شب

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی اَسر:اشک تیه:چشم گریوه، مویَه:گریه اَراز:بغض چَژار:حسرت به دل

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی فیشنادن:فرستادن

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی بِلاز کردن، گُلنیدن، روشنا:روشن کردن گُل گُل:درخشش پَرمند:پرتو بلازیا:نور، اشعه تیغشت:نور اشعه

پیشنهاد
٠

در لری نهاوندی معادل به در فارسی میشود اَوُر مثلا اَوُرش وَندُم یعنی بهش انداختم، گولش زدم درلری بختیاری چنانچه برارکم کوگ تاراز فرمودند، وُر هست

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی سیلا:سوراخ مثلا اولاس کو ایلاس کو خیبر سیلا سیلاس کو

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی کَشاکَش:حیاط خانه ، اطراف

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی مالگه:خانه

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی بَهنو: صاحب، خدا

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی کَش:بغل، طرف

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٢

در لری نهاوندی هورِخشَت، افتو: خورشید

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

در لری نهاوندی به معنای ماه است

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی بِهل کُر سَرش ناده بوئَه:آن را پنهان کن، راز را برملا نکن

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی اوژاژکه، کَشکَوَره:خمیازه

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی زَسِّن:خواستن مثلا زَسّوم کَه کَلاشنُم گُردَگِتَه کَه نَشتیم یعنی خواستم کمتر را بخارونم که نزاشتی

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی دِمای، لَمَه:پایین رُ:بالا

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی گورکی:جوراب

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی مِکیس:تعارف

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی آهاستَک، هُوار، تُروک:آرام

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی مانگَه:ماه هورَخشِت، افتو:خورشید

پیشنهاد
٠

لری نهاوندی اسارَگ:ستاره

پیشنهاد
٠

دِرود اَوُر گِئو نازارَگُم کوگ تاراز بله جناب رستم دریکوند را بنده میشناسم ایشان تا یکسال پیش رییس دفتر ما بودند. ایشان شخصا فعالیت های خوبی در شهرست ...

پیشنهاد
٢

یَ دیناروند و یَ دینار کو ی نُم لری که هِت هی وَ رو مو هِتوم زَه تووه کارنوند ایمه بیهیم زَه تَرَک مِن نهاوند ترجمه: یک دیناروند و یک دینار کوه یک نا ...

پیشنهاد
١

لری نهاوندی وِرگه:گرگ

پیشنهاد
٣

لری نهاوندی نیَشتِن:نگاه کردن سِیل کردن:نگاه کردن

پیشنهاد
١

لری نهاوندی وَنگَه:فریاد، بانگ هَیَه، دونگ:صدا مثلا کُر دونگه یعنی ساکت شو

پیشنهاد
١

لری نهاوندی کِشِت:خفه شو

پیشنهاد
٠

درود بر کوگ تاراز ما در اینجا دو جناب دریکوند داریم منظور شما کدام است؟

پیشنهاد
٣

لری نهاوندی فوجَه یا فوژَه:دق مرگ مثلا دالَکِش زَه سُرُوِ کُر فوژه وابی یعنی مادرش از غم پسرش دق مرگ شد.

پیشنهاد
٣

لری نهاوندی شیف:جوانه مثلا شیف کِرَ هو وِلَ یعنی آن گل جوانه زده

پیشنهاد
٣

لری نهاوندی آیِر:آتش این واژه برگرفته از آگر است. در لهجه های زبان های لری اگر گ بعد از مصوت آید ی تلفظ میشود مثل پای، های، که میشوند پاک، خاک همچنین ...

پیشنهاد
٤

لری نهاوندی بَک:قورباغه داربَک: قورباغه درختی

پیشنهاد
٣

لری نهاوندی روله:فرزند، بچه مثلا میگویند رولکم وری یعنی فرزندم، پسرم بلند شو در لری بختیاری رود به معنای فرزند است، این دو واژه از یک ریشه اند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

شهری تاریخی که نمونه ای از تاریخ غنی لرستان بزرگ است. مردم این شهر اکثرا لر هستند و اقلیتی نیز در اینجا ساکن اند. زبان مردم نهاوند گویش لری نهاوندی ا ...

پیشنهاد
٥

درود بر برارکم کوگ تاراز، شیرپیا بختیاری من به شما درود می فرستم که چنین آگاهانه و دلسوزانه برای هویت قوم لر در تلاشید. امثال شما در این روزگار بخصوص ...

١