پیشنهادهای آرتابل (٤٠)
گنج کلمه ای تورکی است که از فعل گممک به معنی دفن کردن گرفته شده ریشه آن گم بوده وقتی پسوند نون غنه دار با ج بدان اضافه می شود به شکل گمنج و به معنی د ...
کلید کلمه ای تورکی است که در اصل کلیت بوده و به معنی آچار می باشد دیوان الغات تورک
کیر کلمه ای تورکی است که از کیرمک به معنی داخل شدن وارد شدن گرفته شده ریشه آن کیر بوده و با مشخصات کیر که آلت تناسلی مذکر برای دخول در آلت تناسلی مون ...
کس کلمه ای تورکی است که از کسی به معنی مونث گرفته شده و متضاد کشی به معنی مذکر است دیوان الغات تورک
آلوچه کلمه ای تورکی است که از دوقسمت آلو آز آل تورکی به معنی قرمز و پسوند مصغر چه تشکیل یافته و در تورکی به شکل آلچا و به معنی گوجه سبز است
گیلاس کلمه ای تورکی است که از دو قسمت گیل از گیله به معنی گرد کوچک و آس از فعل آسماق به معنی آویختن تشکیل یافته و با مشخصات گیلاس که گرد کوچک آویزان ...
آلو کلمه ای تورکی است که در اصل آلوچ به معنی شفتالو می باشد دیوان الغات تورک و در اصل از آل به معنی قرمز گرفته شده و میوه های زرد آلو آلوچه آلبالو از ...
گوجه کلمه ای تورکی است که از دو قسمت گوی به معنی سبز گیاهان و جه پسوند مصغر تورکی تشکیل یافته و با هم به معنی سبز کوچک است و با مشخصات گوجه سبز مطابق ...
انگل کلمه ای تورکی است که از دو قسمت انگ به معنی جلو و قدام و پسوند ل تشکیل یافته و با هم به معنی جلو آمده و مانع است از آنجا که پارازیتها مانع رشد م ...
انگل کلمه ای تورکی است که از دو قسمت ان به معنی جلو مقابل و گل از فعل گلمک به معنی آمدن تشکیل یافته و با هم به معنی آنچه در جلو می آید است یعنی مانع ...
الاغ کلمه ای تورکی است که از فعل اولاماق به معنی صدای گرگ و ارتباط برقرار کردن گرفته شده ریشه آن اولا بوده وقتی پسوند غ بدان اضافه می شود به شکل اولا ...
تشک کلمه ای تورکی است که از تشمک به معنی پهن کردن گرفته شده ریشه آن تشه بوده وقتی پسوند ک بدان اضافه می شود به شکل تشک و به معنی پهن کردنی در می آید ...
ترشی کلمه ای تورکی است که در اصل تورشی بوده و از فعل توروشماق به معنی با هم ماندن گرفته شده است ریشه آن توروش بوده و با مشخصات ترشی که مواد غذایی مثل ...
گستاخ کلمه ای تورکی است که از فعل قسوتماق به معنی به استفراغ وادار کردن گرفته شده ریشه آن قسوت بوده وقتی پسوند غ بدان اضافه می شود به شکل قسوتاغ و به ...
سوار کلمه ای تورکی است که از فعل سورمک به معنی راندن گرفته شده ریشه آن سور بوده وقتی پسوند آر بدان اضافه می شود به شکل سوار و به معنی راننده و راکب د ...
سرمه کلمه ای تورکی است که در اصل سورمه بوده و از فعل سورمک به معنی راندن وکشیدن گرفته شده ریشه آن سور بوده وقتی پسوند مه بدان اضافه می شود به شکل سور ...
خواند کلمه ای تورکی است که از فعل اخوند به معنی بخوانان گرفته شده که الف اول افتاده و خوند شده که در محاوره به همین شکل بکار می رود ولی در نوشتار بصو ...
آخوند کلمه ای تورکی است که از فعل اخوندماق به معنی دیگران را وادار به خواندن کردن گرفته شده ریشه آن اخوند بوده و با مشخصات آخوندها که در قدیم در مکات ...
شیشه کلمه ای تورکی است که از شیش به معنی تیز وصیقلی گرفته شده دیوان الغات تورک لغتنامه شاهمرسی به یخ صیقلی هم شیش بوز گفته می شود و شیش به معنی سیخ ه ...
تخم کلمه ای تورکی است که در اصل تخوم بوده ازتوغماق به معنی زاییدن گرفته شده ریشه آن توغ بوده وقتی پسوند م بدان اضافه می شود توغوم می شود که به معنی ز ...
آجیل کلمه ای تورکی است که از فعل آچیلماق به معنی باز شدن گرفته شده ریشه آن آچیل بوده و چون حرف چ به ج از نظر تلفظ نزدیک می باشد به خصوص در تورکی آجیل ...
گل کلمه ای تورکی است که در اصل گول بوده و از فعل گولمک به معنی خندیدن گرفته شده از آنجا که گل سرخ شبیه لبخند است و در نقاشی ها هم شبیه لبخند کشیده می ...
باغ کلمه ای تورکی است که از فعل باغماق به معنی بستن گرقته شده ریشه آن باغ بوده و با مشخصات باغ که تعدادی درخت محصور با دیوار چپر و غیره است مطابقت می ...
از کلمه تورکی بیزو به معنی گوساله گرفته شده و به معنی گاو وحشی میباشد
چمچه کلمه ای تورکی است که به معنی قاشق بزرگ می باشد دیوان الغات تورک
آلبالو کلمه ای تورکی است که از آل تورکی به معنی قرمز گرفته شده که طبق قاعده ای که در دیوان الغات تورک هم آمده اگر اول کلمه رنگ را به پ وصل کرده و دوب ...
آهسته کلمه ای تورکی است که در اصل آستا بوده و به معنی یواش میباشد و از دو قسمت آست به معنی پایین و آ به معنی در تشکیل یافته و با هم به معنی در پایین ...
سوراخ کلمه ای تورکی است که در اصل سولاغ بوده و از دو قسمت سو به معنی آب و پسوند مکانی لاغ تشکیل یافته و با هم به معنی حفره آب می باشد که غ به دلیل نز ...
ییلاق کلمه ای تورکی است که در اصل یایلاغ بوده و از دو قسمت یای به معنی تابستان و پسوند مکانی لاغ تشکیل یافته که به معنی محل گذران تابستانی و خنک است ...
عقاب کلمه ای تورکی است که در اصل اووقاپ بوده و از دو قسمت اوو به معنی شکار و قاپ از فعل قاپماق به معنی ربودن تشکیل یافته و با هم به معنی رباینده شکار ...
عنکبوت کلمه ای تورکی است که در اصل ان یکه بوت بوده و از سه قسمت ان به معنی علامت صفت افضل یکه به معنی بزرگ و بوت به معنی ران پا تشکیل یافته و با هم ب ...
کوشش کلمه ای تورکی است که از فعل کوشماق به معنی دویدن گرفته شده ریشه آن کوش بوده وقتی پسوند ش بدان اضافه می شود به شکل کوشش و به معنی دو در می آید و ...
کشمش کلمه ای تورکی است که در اصل کیشیمیش بوده و از دو قسمت کیش به معنی زمستان ویمیش از فعل یمک به معنی خوردنی و میوه تشکیل یافته و با هم به معنی میوه ...
ساز کلمه ای تورکی است که به معنی نی می باشد و مثل آن به وسیله موسیقی گفته می شود کلماتی مثل سازاندا به معنی نوازنده ساز سوز به معنی شعر و موسیقی از ه ...
س
پلنگ کلمه ای تورکی است که از قاپلانگ تورکی گرفته شده که قاف آن افتاده و پلانگ وپلنگ شده است
درنا کلمه ای تورکی است که اسم یک پرنده بوده و از فعل دورماق به معنی ایستادن گرفته شده ریشه آن دور بوده وقتی پسوند نا بدان اضافه می شود به شکل دورنا و ...
دیوار کلمه ای تورکی است که از فعل دورماق به معنی ایستادن گرفته شده ریشه آن دور بوده وقتی پسوند آر بدان اضافه میشود به شکل دورار و به معنی ایستاده در ...
قاشق کلمه ای تورکی است که از فعل قاشیماق به معنی خاراندن خراشیدن گرفته شده ریشه آن قاشی بوده وقتی پسوند ق بدان اضافه می شود به شکل قاشیق در می آید و ...
آچار کلمه ای تورکی است که از فعل آچماق به معنی باز کردن گرفته شده ریشه آن آچ بوده وقتی پسوند آر بدان اضافه می شود به شکل آچار و به معنی باز کننده در ...