تاریخ
١٧ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

درس:آموزه، دانش مدرسه:آموزشگاه، دانشگاه مدرّس، معلّم:آموزگار تدریس:آموزش، یاددهندگی دروس:آموزگان، دانش ها، آموزه ها کلاس:آموزگاه، آموزخانه مکتب خانه: ...

تاریخ
١٧ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

ویرگول ( فرانسوی ) کاما ( انگلیسی، یونانی ) فارسی:واستا، ایستان، بایستا، ویستان، درنگ نما، واوک، ایست نشان اگر بخواهیم از کلمات کهن استفاده کنیم وی ...

تاریخ
١٧ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

توی گویش آران وبیدگلی این یک پیشوند فعل آینده سازه و توی بیشتر فعل ها هم هست ( افعالی هم داریم که استثنا باشن و با نوعی دیگری آینده بشن اما معمولا به ...

تاریخ
١٧ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

تعریف کردن چند معنی دارد ۱ - بازگویی، بازگفتن مثال:قصه ای برایم تعریف کرد=داستانی برایم بازگفت ۲ - ستودن ( تشویق کردن، قدردانی ) ، بزرگ کردن، ستایش م ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

دِرَم در گویش آران و بیدگلی معادل ۱۵ گرم و تقریبا ۶۶ درم میشود یک کیلو اما در آن زمان از ۱۰۰ درم استفاده میشد که معادل یک ونیم کیلوگرم حال است بنظرم ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( بازی ) توپ گریز ( لغوی ) میانی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

توپ گریز

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

توپ گریز

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

همراه، همنورد، همرهنورد

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

هنوز هم در بعضی گویش ها میگویند ایشتا کن یعنی وایسا بایست

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

صبر کن ببینم=وایسا ببینم/درنگ کن ببینم صبر کردن:ایستایش صبرکن:بایستا ( عامیانه تر وایستا ) ، درنگ کن خیلی ها از بایست بعنوان فعل امر ایستادن استفاده ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

برای سرقت بنظرم دستبرد بهترین است

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

بنظرم شادمان بهترین گزینه است شاد ( خوش ) مان ( چگونگی ) =شادمانی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

راحت:ساده، آسوده راحتی:سادگی، آسودگی استراحت:آسودگی مستراح:آسودگاه

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

افسون زدایی، افسون زدودن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

ما در گفتوگو میگیم موجود است درصورتی که میتوانیم فقط بگوییم است مثال:تخم مرغ نیز در فروشگاه موجود می باشد=تخم مرغ نیز در فروشگاه می باشد

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

هستوند، هستمند ( در اوستایی:اَستوَنت )

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

جادو، افسون، نیرنگ بنظرم افسون بهترین است

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

غول، دیو، بزرگ پیکر، جانورشگفت آور

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

در معنای لغوی میشود پوشیده ولی اصطلاحا به معنای راز، چیستان

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

بار برک، بارکشک خودروی باری

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

بارکش یا بهتر از آن باربر

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

توی ذهنم نیست=به یاد ندارم/یادم نیست توی ذهنت چی میگذره=داری درچه باره می اندیشی/توی مخت به چی می اندیشی ذهنت رو از این افکار پاک کن=مخت رو از این ان ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

هوش و اندیشه هم هست

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

بالاکش، بالابر سنگین بر، سنگین کش گران بر، گران کش ( البته در زمان حال گران از زمان قدیم معنایش تغییر کرده و دیگر به معنای سنگین نیست ) بنظرم میشه ا ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

ماجرا ( ع ) :ماجری=مَا جَرَی آنچه گذشت رویداد، رخداد داستان ( قصه )

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

میگن که مثانه از میزانه فارسی اومده و معرب شده میز ( به معنی ادرار ) انه ( پسوند زمان یا مکان برای مثال صبحانه ) اما اگر هم اینگونه نباشد جایگزین ها ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

چِرت:بیهوده، حرف بیهوده ( اصطلاحا حرف مفت ) مثال:چرت نگو=حرف مفت نزن ( البته واژه ی چرت خودش فارسیست و نیازی به جایگزینی نداره ) چُرت:خواب سبک و ح ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

رخت شوی از قدیم در گویش آران و بیدگلی رخشور میگفتند که کتابیش بصورت رختشوی در می آید میتوانیم جامه شوی هم بگوییم

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهادهای من پوشاب، پوشابه ( بروزن نوشابه شاید بهتر جاافتد ) آب پوش ( بروزن آبپاش ) شناوار ( مایوی زنانه ) شناوارک ( مایوی مردانه ) شناپوش، شناپ ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

شلوارک shorts شلوار pants زیرشلواری underpants

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

در زبان سانسکریت زرناپه zarn�pe که در فارسی زراپه zarr�pe ( به شباهت صوتی《 ر》و《نون》 ) و در انگلیسی زیراپ zirr�p سپس جیراپ gir�ppe و در آخر جیراف gira ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هُژَبر ریشه در اوستایی داره �gbr به معنای دلیر و شیرمرد و سپس نوشتند هژبر بعد از آن اعراب به سوی این واژه شتافتند و هرچه سریع آن را تبدیل به هِزَبر ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ویر، یاد ویر در گویش آران و بیدگلی هنوزم که هنوز است استفاده میشود مثلا می گویند: ویرم دِ نی یعنی به یاد ندارم، تو ذهنم نیست

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گویش قدیمی این شهر خیلی جذاب است خیلی از کلمات کهن و قدیمی فارسی رو داره و با لهجه ی خاصی میگن برای مثال: کولر را رو چن نم؟ چن:چند نم:نهم ( فعل قدیمی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی سدا بی سروسدا خاموش آرام تلویزیون را ساکت کن؛تلویزیون را خاموش/بی سدا کن چقدر اینجا ساکت است؛چقدر اینجا آرام/بی سروسدا

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پلپلانه، تندینه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خلوت:کم رفت و آمد، کم آمد و شد شلوغ:پرآمدوشد، پر رفت و آمد خلوت≠شلوغ

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نذُنستن نذُنم ( =ندانم )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

سنج یا سنجه در آران وبیدگل به معنای مهره ی چوبیست ( معمولا جفتی ) که به هم می کوبند و هیئت سنج را در روز تاسوعا تشکیل می دهند 《یزد هم این مراسم را دا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اشتباه است و میادین در عربی معنی دیگری دارد چون که میادین از قبل جاافتاده بوده کم کم به عنوان جمع مکسر میدان جاافتاده اما اشتباه است و باید از میدان ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گویش آران وبیدگلی صَحرا یا صَرا ( با فتحه ی کشیده ) ۱ - ده، روستا، باغ ۲ - بیابان، دشت، کویر

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دیزی غذای ایرانی و بسیار خوشمزه است. یکی از بهترین غذاهای ایرانی مترادف ها:آبگوشت ( بعضا قسمتی از دیزی که رقیق است و کمی لوبیا و . . . دارد و هنوز ک ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انرژی زا میتواند توان زا نیروزا گفت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انرژی داشتن : توان داشتن، نیرو داشتن پر انرژی:پرتوان، بانیرو برای معادل مفهوم انرژی در فیزیک 《کارمایه》بهترین گزینه است

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

معمولا کلماتی که از عربی به فارسی فعل میشن این گونه هستند: ریشه ی سه حرفی ید:فعل ماضی مثال:فهمید، طلبید، نظرید و. . . و برای فعل های مضارع همان ریشه ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پخش کردن شباهت زیادی به بخش کردن داره از نظر معنایی هردو به معنای تقسیم کردن هستند و ممکن است بخش معرب پخش باشد