همواره دانشجو
ادبیات، مدیریت و حقوق
؛
امشب قصه ی قشنگ " فارسی " رو براتون میگم
دژی مستحکم
آتشی بر قله های کوهستان تاریخ
آری ما با زبان پارسی همواره از آزادی سخن می گوییم . . . .
؛
نخست همه آگاه بودند به یکتایی
سپس از آن جهانی شد نیمایی
و نواهایی هفتگانه
از هر وجود جفتِ دوتایی
تا به آواها صدای نفسی آمد
و سخن ها به میان آمدند
و موسیقی شد
دو
رِ
می
فا
سل
لا
سی ؛
آغاز داستان با " دو " تا جفت پدیدآمد
و نوانشان " ر "
" دو " رهایی همه را به تکامل به نیمه ی جفت خود می پنداشت
و " رِ " به دنبال اصالت و آزادگی اش میگشت :
از کجا آمده ؟
چه میخواهد ؟
و هدف و نشان از چیست ؟
و به کجا می رود ؟
با همه گفتوگوها داشت
تا به چرخ گردون رسید
و پاسخ آمد : تو تِلیشی و تَک ِ ای از گردون هستی
قوسی رها شده
تو از دژ کوهساران بودی
" ر " که دانست هم دوره های " ز " و " ژ " هست
و می دانست از یک دیار هستند
باز به جست و جو و گفتُ گوها پرداخت
به نگاره ی دژبانی " می " از دور با شعله ای بر کوهساران تاریخ اندیشید
" می " از بلازه های آتش قله های تاریخ همراه با پیام امن و امان بودن شهر گرم تماشای جهان بود
و " فا " از نخستین آواها بود
از اولین دَم و بازدم
و نخستین تپشِ گردش و نبض آوانگارها
و به " ر " گفت : تو از نخستین تپش دژ آمدی و تکه قوسی از گردش ها هستی
و از چرخه ی مهر آمدی
و آنچنان شد که " فا " از حروف ابتدای " فارسی " نام بوستان شهر الفبا شد
زیرا از نخستین نفس بود
" فا " و " ر " . . . .
؛
و آنگاه که جهان نیمایی شد
" سل " و " لا " پل بهم پیوسته ی راهی بی انتها بودند
؛
و "ر " خود را به " سی " رسانید و آن را ملاقات و از وی آزادی را پرسید
" سی " گفت : من انرژی ای از توانایی و نیروی با هم بودن جامعه هستم
همانگونه که تو تکه قوسی از گردش دژبانان هستی
من نیز از خرد و هوش برتر می آیم
" ر " داستان سفرش را بیاد آورد
و " سی " میدانست
قصه به بلندای تاریخ خواهد شد
گفت بیا کنار من باش تو را که جستوجوگری از گردش جهان هستی ،
و "فا " را برای ندای تمام بوستان الفبا با خود همراه کنیم
و به آزادی بیاندیشیم
و " ر " آنجا بود که خود را به میان شهر الفبا جُست
هان . . . .
قصه قصه ی زبان پارسی است
"فا " " ر " " سی " زبانان برای جستن آزادی با جهانیان به گفتوگو آمدند
قسمتی از قصه ی زبان کهن " پارسی "
؛
نُت=نَوانِشان
نُتنویسی، نتنگاری یا نَوانِشاننویسی (نُت=نَوانِشان) به هرگونه روشی برای ثبت نوشتاری آثار موسیقایی گفته میشود.
نُت (به انگلیسی: note) نشانهای برای بیان صدای موسیقایی است
نوانشان فارسی :
و "فا " " ر " " سی " همراه هم، رهسپار به وادی آزادی شدند ؛ و از آن قصه هایی است که ادامه دارد . . . .
فارسی ندای آوایی موسیقی زبان پارسی هست 🌸
نوای فارسی، آهنگ و نام نُت موسیقایی پارسی هست.
پایان گزارش.