پیشنهادهای اعظم قلی زاده (١٥)
٩
١ ماه پیش
١
بهانه در اصلاح عامیانه هم مترادف وسیله هم می شود
١ ماه پیش
٣
افسر
١ ماه پیش
٠
لنفوم : تومور بدخیم بافت لنفی
١ ماه پیش
١
آب زیر کاهش کنایه از شخص مکار و بدجنس و دو رو
١ ماه پیش
٠
استرونومی علم ستاره شناسی
١ ماه پیش
٠
سازواره
١ ماه پیش
٠
یکنواخت
١ ماه پیش
٠
وار می گویند پیغمبر وار یا یوسف وار پیشوند شباهتی با کسی یا چیزی
١ ماه پیش
٠
با قضاوت همراه شود مترادف نا داوری هم می شود
١ ماه پیش
٠
دشت کرن، حاصل یا محصول انجام کاری
١ ماه پیش
٠
دشت، در اصطلاح عامیانه می پرسند که چی دشت کردی؟ به مفهوم اینکه ثمره ات از هر کاری که انجام دادی چه بوده.
١ ماه پیش
٠
دشت کردن. ، کسب درآمد از فروش
١ ماه پیش
٠
محکم ، استوار
١ ماه پیش
٠
اشرف بمعنای والاتر و گرامی تر
١ ماه پیش
٠
یساولی ضرب المثلی ست که می گویند فلانی مثل خر یساول یا یساول جلو افتاده