پیشنهادهای اعظم قلی زاده (١٥)
٦٢
٤ ماه پیش
١
بهانه در اصلاح عامیانه هم مترادف وسیله هم می شود
٤ ماه پیش
٣
افسر
٤ ماه پیش
٠
لنفوم : تومور بدخیم بافت لنفی
٤ ماه پیش
١
آب زیر کاهش کنایه از شخص مکار و بدجنس و دو رو
٤ ماه پیش
٠
استرونومی علم ستاره شناسی
٤ ماه پیش
١
سازواره
٤ ماه پیش
١
یکنواخت
٤ ماه پیش
٠
وار می گویند پیغمبر وار یا یوسف وار پیشوند شباهتی با کسی یا چیزی
٤ ماه پیش
٠
با قضاوت همراه شود مترادف نا داوری هم می شود
٤ ماه پیش
١
دشت کرن، حاصل یا محصول انجام کاری
٤ ماه پیش
١
دشت، در اصطلاح عامیانه می پرسند که چی دشت کردی؟ به مفهوم اینکه ثمره ات از هر کاری که انجام دادی چه بوده.
٤ ماه پیش
١
دشت کردن. ، کسب درآمد از فروش
٤ ماه پیش
٠
محکم ، استوار
٤ ماه پیش
٠
اشرف بمعنای والاتر و گرامی تر
٤ ماه پیش
٠
یساولی ضرب المثلی ست که می گویند فلانی مثل خر یساول یا یساول جلو افتاده
١