ترجمههای علیرضا کیمیائی (٧)
١
١ ماه پیش
Management need to explore ways of improving office security.
٠
مدیریت باید روش های بهبود امنیت اداره را بررسی کند
١ ماه پیش
He is a firm believer in total quality management.
٠
او پیرو راسخ مدیریت کیفیت جامع ( TQM ) است
١ ماه پیش
He mediated a settlement between labor and management.
٠
او میانجیگری کرد تا بین کارگران و مدیریت به توافق برسد.
١ ماه پیش
Management and labor are dickering over pay, benefits and working conditions.
٠
مدیریت و کارگران بر سر حقوق، مزایا و شرایط کاری اختلاف نظر دارند
١ ماه پیش
Management and staff are at loggerheads over the plan.
٠
مدیریت و کارکنان روی برنامه باهم سروصدا کردند
١ ماه پیش
Changes in top management of the company had been in the wind for weeks.
٠
تغییرات در مدیران عالی شرکت برای هفته ها در جریان بوده است
١ ماه پیش
The company went bankrupt because of its poor management.
٠
شرکت، به دلیل مدیریت ضعیفش ورشکسته شد