نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be back in action: دوباره به کار برگشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be back in action: دوباره به کار برگشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a slice of the action: شرکت کردن در یک کار موفق و سودآور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
a piece of the action: شرکت کردن در یک کار موفق و سودآور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
go one better: کار بیشتری انجام دادن یا چیز بهتری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stand in good stead: به درد خوردن، به کار آمدن در آینده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stand in good stead: به درد خوردن، به کار آمدن در آینده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the best of both worlds: سود بردن از دوچیز متفاوت به طور همز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
for the best: الان ناخوشاینده ولی درآینده خوب میش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for the best: خوبه برخلاف این که اولش ممکنه بد به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on best behavior: تلاش کردن برای رفتار کردن به بهترین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a bad way: - مشکل مالی داشتن در شرایط فقر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give up as a bad job: متوقف کردن چیزی به خاطر اینکه احساس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cut the ground from under one's feet: کاری کنی که نظرهای اونها کم تاثیر ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut the ground from under one's feet: کاری کنی که نظرهای اونها کم تاثیر ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cut the ground from under one: کاری کنی که نظرهای اونها کم تاثیر ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cut the ground from under: کاری کنی که نظرهای اونها کم تاثیر ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stand one's ground: نپذیرفتن عوض کردن نظر و رفتار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on dangerous ground: داشتن نگرش یا نظری که ممکنه مردم رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
give ground: عوض کردن نظر خود یا قبول کردن موقعی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shift one's ground: عوض کردن نظر و استدلال ، تغییر نگرش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get off the ground: خوب و موفق شروع شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wish the ground would swallo up: آرزو کردن برای ناپدید شدن ، آرزو کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thick on the ground: تعداد زیاد از آن در یک منطقه هست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thin on the ground: تعداد کمی از آن در یک منطقه هست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
suit down to the ground: کاملا ایده آل بودن برای کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
suit down to the ground: کاملا ایده آل بودن برای کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
go to ground: مخفی شدن از کسی یا چیزی ، ظاهر نشدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
as free as a bird: خیلی آزاد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as free as the air: خیلی آزاد، کاملا آزاد، بدون محدودیت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like something the cat brought in: ژولیده و کثیف ، نامرتب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
like something the cat brought in: ژولیده و کثیف ، نامرتب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like something the cat dragged in: خسته و داغون
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as slippery as an eel: حیله گر و غیر قابل اعتماد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as sly as a fox: خیلی زیرک ، مکار و حیله گر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
as cunning as a fox: خیلی زیرک ، مکار و حیله گر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have eyes like hawk: همه چیز رو می بینه ، هیچ چیزی رو از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
avoid like the plague: دوری کردن از کسی یا چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as ugly as sin: خیلی زشت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as ugly as sin: خیلی زشت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as heavy as lead: خیلی سنگین
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a memory like a sieve: حافظه ی ضعیف داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a memory like a sieve: حافظه ی ضعیف داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like greased lightning: خیلی سریع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
like greased lightning: خیلی سریع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as flat as pancake: صاف و تخت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as daft as a brush: خیلی احمق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as daft as a brush: خیلی احمق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as good as gold: مطیع و خوش رفتار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as stiff as a ramrod: خیلی صاف بایستی یا بشینی
٢ سال پیش