نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pull ones weight: به سختیه بقیه اعضایه گروه کار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as easy as falling off a log: خیلی آسان ( غیر رسمی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heavy going: سخت و نیازمند تلاش زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
duty bound: احساس می کنم وظیفمه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
need something like a hole in the head: اصلا لازم نداشتن و اصلا نخواستن چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
need something like a hole in the head: اصلا لازم نداشتن و اصلا نخواستن چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a go: 1. سعی کردن برای انجام کاری ( مخصوص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dying to: مشتاق و هیجان زاده برای انجام کاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dying to: مشتاق و هیجان زاده برای انجام کاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chancing your arm: ریسک کنی برای به دست آوردن چیزی که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
toffee nosed: گنده دماغ، طرف از دماغ فیل افتاده ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
down and out: مردمی که خونه ، پول و کار ندارند، ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
keep up appearances: ادامه دادن به زندگی کردن در همون اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
politically correct: قابل قبول و روش محترمانه حرف زدن در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
at the end of ones tether: خیلی خسته یا آزرده ، کسی که دیگه نم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at the end of ones tether: خیلی خسته یا آزرده ، کسی که دیگه نم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
take one's breath away: باعث بشه یکی احساس اشتیاق، یجورایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have mixed feeling: احساسات مثبت و منفی رو به طور همزما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have mixed feeling: احساسات مثبت و منفی رو به طور همزما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not know which way to turn: مطمئن نباشی درباره این که چه کاری ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not know what hit: از چیزی خیلی شوکه یا شگفت زده بشی ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not take kindly to: اینکه نخوای چیزی ، رفتاری یا فعالیت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get on like a house on fire: با یکدیگر تفاهم داشتن یا از یکدیگر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
take a shine to: یهویی از کسی خوشت بیاد ( غیر رسمی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take a shine to: یهویی از کسی خوشت بیاد ( غیر رسمی )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep oneself to oneself: ترجیح بدی با خودت باشی و خودداری کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep oneself to oneself: ترجیح بدی با خودت باشی و خودداری کن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make it big: معروف شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a big thing of: اغراق کردن یا زیادکردن اهمیت چیزی ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
larger than life: خیلی هیجان انگیز تر و جالب تر از مر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
miles away: تمرکز نکردن، فکر کردن درباره چیز دی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a small fortune: مقدار زیادی پول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a small fortune: مقدار زیادی پول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an unknown quantity: خیلی کم درموردش میدونیم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
an unknown quantity: خیلی کم درموردش میدونیم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the middle ground: یه چیزی که دو نفر که باهم دعوا می ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be caught in the middle of: خودتو گیر کرده بین دو نفر که دارن د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the breadline: خیلی فقیر بودن breadline صفی هست که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the lap of luxury: زندگی خیلی راحت داشتن بخاطر اینکه پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spend money like water: خیلی خرج کردن معمولا بدون فکر کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spend money like water: خیلی خرج کردن معمولا بدون فکر کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tighten the belt: از قبل کمتر خرج کنی بخاطر اینکه پول ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tighten the belt: از قبل کمتر خرج کنی بخاطر اینکه پول ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tighten one's belt: از قبل کمتر خرج کنی بخاطر اینکه پول ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
tighten one's belt: ریشه اصطلاح از اینه که وقتی پول کمت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at a considerable price: با فداکاری زیاد یا با انجام کاری نا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
at a considerable price: با فداکاری زیاد یا با انجام کاری نا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put paid to: متوقف کردن کسی از انجام کاری که آنه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put paid to: متوقف کردن کسی از انجام کاری که آنه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get out of a rut: فرار کردن از یک موقعیت خسته کننده و ...
٢ سال پیش