نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
illusory: فریب حسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nonplus: پُرآشُفت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
straw man: مترسک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
positivistic: تحصل گرایانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
abstract away: GET RID OF
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
depresent: کند ساز depressant /dɪˈprɛs ( ə ) n ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chromatic: فافمی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
silhouette: سایه نما
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blate: تخدیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chunk: قطعه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
loop: مدار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
implementation: سطحِ اجرایی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
crud: nonsense. "the usual crud which pa ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rueful: متاسف
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

انتخاب عکس پروفایل

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

تکمیل درباره من

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
configural: configural learning یاد گیریِ ترکیب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
confabulation: افسانه بافی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
confabulation: افسانه بافی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
inferior: تحتانی ر. ک مبانی علوم اعصاب شناخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sketchpad: لوح
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
granted: WE SHALL TAKE THAT GRANTED باید ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ipsilateral: همسو برابرِ CONTRALATERAL ( دگرسو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chunking: تقطیع
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
circadian rhythm: چرخهٔ روزانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
circadian rhythm: چرخهٔ روزانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cataclysmic: مخرّب، فاجعه آمیز معمولا به عنوان ص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
diencephalon: مغزِ میانین ( شاملِ تالاموس )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
emerges: عیان - واضح - آشکار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
coregistration: ثبتِ روی هم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tensor: بردار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tensor: بردار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
interval: فاصله ای در آمار مقیاسِ فاصله ای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ratio: نسبی در آمار، مقیاس نسبی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
depends upon: مبتنی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intensify: پررنگ کردن. If you snap a selfie ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fall by the wayside: به حاشیه رفتن. از صحنه کنار رفتن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
isomorphism: هم شکلی یا تشابهِ ساختاری از صفاتِ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keeping tabs: زیر نظر داشتن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dichotic: dichotic presentation عرضهٔ دوگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tract: تنه تنه عصبی ( به انگلیسی: Nerve tr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sagittal: برشِ قوسیِ جمجمه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sagittal: برشِ قوسیِ جمجمه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
foveation: فرورفتگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ablution: طهارت.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
skin in the game: مخاطره جویی
٢ سال پیش