پیشنهادهای Alireza Javaherpour (٤)
٢١
٦ ماه پیش
١٤
یکی از معانی اش گرفتن ( مبتلاشدن به ) بیماری است مثل : He contracted smallpox : او به آبله مبتلا شد:او آبله گرفت
٦ ماه پیش
١
از پیش موجود مثل dispositional belief که اصطلاحی در معرفت شناسی است ناظر به باور هایی که در ذهن حاضر نداریم. مثلا شخص s امروز صبح که از خواب برمی خی ...
٧ ماه پیش
٣
ضنت ورزیدن در مقابل منت ورزیدن
٧ ماه پیش
٠
در اصطلاح فلسفه به معنای" تسلسل" است
١