پیشنهادهای Mansour Babaloutan (٥)
٢
١ ماه پیش
٠
shake your head, black locks swaying across your face like inky brushstrokes inky یعنی جوهری، یا شبیه جوهر. سرت را تکان بدهی و گیسوان سیاه تو دور چه ...
١ ماه پیش
٠
shake your head, black locks swaying across your face سرت را تکان بدهی، موهای سیاه دور چهره ات تاب بخورند ( موج بر دارند ) پس swaying یعنی تاب خوردن
١ ماه پیش
٠
ضد قهدمان زن ( در داستان )
٢ ماه پیش
٠
the uncoolest of uncool accessories وسیله ی جانبیِ بدترین از بد/ دِمُده ترین اکسسوری/ بی کلاس ترین از نظر خفن بودن ( uncool ( ʌnˈkuːl/ خفن نبودن، ...
٢ ماه پیش
٠
مربی. مشاور، لیدر جایی مثلا اردوگاه. کسی که وظیفه ی مراقبت از گروهی را دارد. مسئول در جایی.