پیشنهاد‌های روح اله شعبانی (٢٨)

بازدید
١٢
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

فرهیخته با سواد با فرهنگ روشنفکر

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٦

شایستگی، استعداد یا مهارت در کاری گفته میشود تمجید کردن افرین گفتن قدردانی کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

پهلو به پهلو شدن به روی خود چرخیدن جسم به روی جسم رفتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٧

تعهد، کیفیت، نظم و انظباط در کاری که به موقع انجام شود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

در زبان محاوره ای عیار به معنای مشخصه، معیار یا سنجش کیفیت است مقیاس سنجش چیزی میزان خلوص

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

دست و پا زدن تلاش زیاد کوشش فشار آوردن سعی کردن زحمت زیاد کشیدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٨

واژه سکونت گاه به معنی محل زندگی یا اقامت در جایی است. مکان زندگی چهاردیواری مسکن منزل محل زندگی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٩

در فارسی محاوره ای معانی زیاده میده انتخاب انتصاب برگماری گزینش منصوب معین کردن منصوب کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

تملک در اوردن مالک شدن صاحب شدن بدست آوردن تصاحب شدن ضبط کردن قبض کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٩

دوست داشتن علاقه مهرورزی صمیمیت لطف عاطفه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٨

تازه کار. ناوارد. آماتور. کم تجربه کلمه نوب یکی از اصطلاحات گیمینگ است که با هدف تمسخر و تحقیر بازیکنان تازه وارد به کار گرفته می شود

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

افتادن فرود آمدن فرو پاشی کاهش ناگهانی سرنگون شدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

در زبان فارسی محاوره ای به معنی معضل، مشکل، دشواری، آداب و رسوم خاص

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

متفاوت. متمایز. از هم جدا. فاصله بین دو چیز

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٨

درخشنده، فروزنده، روشن، شعله ور

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

عزیز و محبوب در زبان محاوره ای به کار می رود به معنای کسی است که برای فردی خاص بسیار عزیز و محبوب است

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

راهنما ، رهنمود، راه برنده کسی که دیگری را راهنمایی می کند یا کسی که راهی را بلد باشد و راه به مقصد ببرد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

میانه یا وسط چیزی زمان اوج گرفتن یا بحرانی شدن امری

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٩

حرّاف . وراج . پُرگوی . پرنَفَس . روده دراز . پرسخن . بسیارگوی . بسیارسخن . پرچانه . پرحرف . زیادهگو . بیهودهگو . چاخان . زبانآور . سخنران

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٦

دیرینه کهن زمان گذشته در زمان گذشته سابق پیشین

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

علائم و چیزهای با ارزش از دوران قدیم آثاری به جای مانده از سال های دور با ارزش بالای تاریخی هستند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

درمانده. گرفتار . بیچاره آنکه به سبب فقر، ضعف، و مانند آنها احساس ناتوانی و درماندگی می کند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

بصیرنیا ۱. بینایی. ۲. دانایی خبیر. ۳. اگاهانه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

انزجار یا دوری کردن پاسخی هیجانی از جنس پس زدن یا تنفر نسبت به چیزی توهین آمیز، نفرت انگیز یا ناخوش آیند است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

مسیل به معنای �مسیر یا مجرای آب� است و به طور خاص به جایی اشاره دارد که آب در آن حرکت می کند، مانند یک رودخانه کوچک یا جویی مسیل = گذرگاه آب

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

مشروط به. . . بازگشت. . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

هدف سخن مفهوم سخن مضمون کلام باطن کلام درون مایه سخن جان کلام محتواب کلام معنای سخن لب مطلب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

ناکارآمد ناتوان ضعیف سست