پیشنهادهای روح اله شعبانی (٢٨)
فرهیخته با سواد با فرهنگ روشنفکر
شایستگی، استعداد یا مهارت در کاری گفته میشود تمجید کردن افرین گفتن قدردانی کردن
پهلو به پهلو شدن به روی خود چرخیدن جسم به روی جسم رفتن
تعهد، کیفیت، نظم و انظباط در کاری که به موقع انجام شود.
در زبان محاوره ای عیار به معنای مشخصه، معیار یا سنجش کیفیت است مقیاس سنجش چیزی میزان خلوص
دست و پا زدن تلاش زیاد کوشش فشار آوردن سعی کردن زحمت زیاد کشیدن
واژه سکونت گاه به معنی محل زندگی یا اقامت در جایی است. مکان زندگی چهاردیواری مسکن منزل محل زندگی
در فارسی محاوره ای معانی زیاده میده انتخاب انتصاب برگماری گزینش منصوب معین کردن منصوب کردن
تملک در اوردن مالک شدن صاحب شدن بدست آوردن تصاحب شدن ضبط کردن قبض کردن
دوست داشتن علاقه مهرورزی صمیمیت لطف عاطفه
تازه کار. ناوارد. آماتور. کم تجربه کلمه نوب یکی از اصطلاحات گیمینگ است که با هدف تمسخر و تحقیر بازیکنان تازه وارد به کار گرفته می شود
افتادن فرود آمدن فرو پاشی کاهش ناگهانی سرنگون شدن
در زبان فارسی محاوره ای به معنی معضل، مشکل، دشواری، آداب و رسوم خاص
متفاوت. متمایز. از هم جدا. فاصله بین دو چیز
درخشنده، فروزنده، روشن، شعله ور
عزیز و محبوب در زبان محاوره ای به کار می رود به معنای کسی است که برای فردی خاص بسیار عزیز و محبوب است
راهنما ، رهنمود، راه برنده کسی که دیگری را راهنمایی می کند یا کسی که راهی را بلد باشد و راه به مقصد ببرد
میانه یا وسط چیزی زمان اوج گرفتن یا بحرانی شدن امری
حرّاف . وراج . پُرگوی . پرنَفَس . روده دراز . پرسخن . بسیارگوی . بسیارسخن . پرچانه . پرحرف . زیادهگو . بیهودهگو . چاخان . زبانآور . سخنران
دیرینه کهن زمان گذشته در زمان گذشته سابق پیشین
علائم و چیزهای با ارزش از دوران قدیم آثاری به جای مانده از سال های دور با ارزش بالای تاریخی هستند
درمانده. گرفتار . بیچاره آنکه به سبب فقر، ضعف، و مانند آنها احساس ناتوانی و درماندگی می کند
بصیرنیا ۱. بینایی. ۲. دانایی خبیر. ۳. اگاهانه
انزجار یا دوری کردن پاسخی هیجانی از جنس پس زدن یا تنفر نسبت به چیزی توهین آمیز، نفرت انگیز یا ناخوش آیند است.
مسیل به معنای �مسیر یا مجرای آب� است و به طور خاص به جایی اشاره دارد که آب در آن حرکت می کند، مانند یک رودخانه کوچک یا جویی مسیل = گذرگاه آب
مشروط به. . . بازگشت. . .
هدف سخن مفهوم سخن مضمون کلام باطن کلام درون مایه سخن جان کلام محتواب کلام معنای سخن لب مطلب
ناکارآمد ناتوان ضعیف سست