دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١٠
رتبه
رتبه در دیکشنری
٣٢,٧٥٤
لایک
لایک
١
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٧ ماه پیش
دیدگاه
١

Synonyms / Similar Expressions: 1. Turn a blind eye : a bit more serious than let it slide Sometimes teachers turn a blind eye when students use thei ...

تاریخ
٧ ماه پیش
دیدگاه
٠

کاهش داده شدند، شدیداً کم شدند dramatically reduced. example: Budget cuts slashed funding for schools.

تاریخ
٧ ماه پیش
دیدگاه
٠

dragging their feet : تعلل کردن، با کندی انجام دادن کاری، از انجام کاری طفره رفتن drag possessive feet Some students dragged their feet when asked to ...

تاریخ
٧ ماه پیش
دیدگاه
٠

show up for myself : برای خودم تلاش کردن، از خودم حمایت کردن، پای خودم ایستادن I’ve decided to show up for myself and set boundaries at work تصمیم گر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
دیدگاه
٠

در تلاش بودن برای جذب / تلاش کردن برای استخدام The government is seeking to recruit more healthcare professionals to address the shortage of doctors ...

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.