پیشنهادهای سعید تورک (٢٦)
جدید. [ ج َ ] ( ع ص ، اِ ) نو. ( دهار ) ( منتهی الارب ) . هر چیز که نو باشد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . ضد قدیم. ( اقرب الموارد ) . نو و تازه و هر ...
اسم: اهدا ( دختر ) ( عربی ) ( تلفظ: ehdā ) ( فارسی: اِهدا ) ( انگلیسی: ehda ) معنی: هدیه دادن، دادن یا فرستادن چیزی به کسی به عنوان تحفه اهدا. [ اِ ...
بقیه. [ ب َ قی ی َ / ی ِ ] ( از ع ، اِ ) مأخوذ از تازی ، مانده و باقی چیزی : امیدوارم که بقیه عمر را در خدمت به ملت صرف کنم. ( فرهنگ نظام ) . بقیه ع ...
مدال. [م ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) سکه مانندی است که به یادگار در واقعه مهمی یا به پاس خدمت شخص بزرگی ساخته می شود و به پاس خدمت کارکنان اداره ای یا کسانی ...
یحیی. [ ی َح ْ یا ] ( اِخ ) ابن آدم بن سلیمان اموی ، مکنی به ابوذکریه ، از ثقات اهل حدیث و از مردم کوفه بود و به سال 203 هَ. ق. در فم الصلح درگذشت. ا ...
قبول. [ ق َ ] ( ع مص ) پذیرفتن. || دلو را از ساقی گرفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . || ( اِمص ) پذیرائی. ( منتهی الارب ) . || ( اِ ) مام ناف. ( من ...
محسن. [ م ُ ح َس ْ س ِ ] ( ع ص ) آراینده. || نیکوئی کننده. ( از منتهی الارب ) . کسی که به لیاقت کاری میکند. ( ناظم الاطباء ) . محسن. [ م ُ ح َس ْ س ...
طرق. [ طَ ] ( ع مص ) زدن. || زدن به مطرقه. کوفتن. || فال سنگک زدن کاهن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . سنگ فال زدن. سنگ زدن کاهن. ( زوزنی ) . و اصله ا ...
نجات. [ ن َ ] ( ع اِمص ) رهائی. خلاصی. آزادی. ( ناظم الاطباء ) . رستگاری. ( فرهنگ نظام ) ( ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ) ( دهار ) . رستن. ( فرهنگ نظ ...
حیوان. [ ح َ ی َ ] ( ع مص ) زنده بودن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . || ( اِمص ) زندگی. زندگانی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . زندگانی که در او ...
عطا. [ ع َ ] ( ع اِمص ، اِ ) عطاء. دهش. ( منتهی الارب ) . دادن بخشش را. ( از اقرب الموارد ) . ضد منع. انعام. بذل. حِباء. حَبوة. داشن. دهش. دهشت. دهشت ...
عطر. [ ع َ طَ ] ( ع مص ) خوشبوی شدن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( غیاث اللغات ) . || خوشبوی کردن به عطر. ( ...
عطار. [ ع َطْ طا ] ( ع ص ) خوشبوی فروش و صاحب عطر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . آنکه بوی خوش فروشد. ( دهار ) . فروشنده عطر. ( از اقرب الموارد ) . بو ...
مامان مقوایی ابتکار یک زوج جوان ژاپنی عکس سرویس عکس و فیلم فردا: از آن جایی که پسر یک ساله آن ها هربار که متوجه می شد مادرش در کنارش نیست ناآرامی می ...
مادر ( انگلیسی: Mother ) فیلمی ژاپنی در سبک درام به نویسندگی و کارگردانی کانتو شیندو است که در سال ۱۹۶۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به نوبوکو او ...
سبیل. [ س َ ] ( ع اِ ) راه و طریق. ( غیاث ) . راه. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ) ( ترجمان تربیت عادل بن علی ص 56 ) . راه یا راه روشن. ( منتهی الارب ) ( آ ...
فعالیت. [ ف َع ْ عا لی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) کوشش. ( فرهنگ فارسی معین ) . - فعالیت به خرج دادن ؛ کوشیدن. کوشش کردن. ( ازفرهنگ فارسی معین ) . ...
فعال. [ ف ِ ] ( ع اِ ) ج ِ فعل. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . || فعلی که از دو فاعل باشد مانند. مَرَّ. || دسته تبر. ( از اقرب الموارد ) . رجوع ب ...
قعل. [ ق َ ] ( ع اِ ) چوبی که زیر شاخهای سبز رَز نهند. ( منتهی الارب ) . وآن را مشحط نامند. ( اقرب الموارد ) . || ( ص ) پستک زفت نافرجام. ( منتهی الا ...
فعل. [ ف ِ ] ( ع اِ ) حرکت مردم. ( منتهی الارب ) . اسم حدث و آن کنایت از حرکت انسان است. ( از اقرب الموارد ) . کردار یا کنایت از عملی است متعدی. ج ، ...
خفیف. [ خ َ ] ( ع ص ) سبک. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) . مقابل ثقیل. ضد گران و سنگین. ( یادداشت بخط مؤلف ) . ج ، خِفاف ، اخف ...
اعراب. [ اَ ] ( ع اِ ) عربان صحرانشین. به این معنی لفظ جمعی است که مفرد ندارد. ( قاموس و صراح و لطائف و کنز از غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . تازیان بیا ...
اعرب. [ اَ رُ ] ( ع اِ ) اسبان نژاد نجیب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . اسبان و شتران جرد و ملس و اصیل. ( از اقرب الموارد ) . اعرب. [ اَ رَ ] ( ...
مؤری. [ م ُ ءَرْ ری ] ( ع ص ) نعت فاعلی از تأریة. سازنده آریه یعنی اخیه برای چهارپایان. آنکه اخیه می سازد برای چهارپایان. ( ناظم الاطباء ) ( از اقر ...
یِلّا ( انگلیسی: Yella ) فیلمی در ژانر درام و رمانتیک است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به نینا هوس اشاره کرد.
حرف های حساب کابری من ببینید دوستان درباره عطار هست اسم: آدین ( پسر ) ( فارسی ) ( تلفظ: ādin ) ( فارسی: آدین ) ( انگلیسی: adin ) معنی: آذین، آرایش ...