پیشنهاد‌های استاد حسین جعفری خویی (٩٤)

بازدید
١٦٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ضَرَب: در کلام وحی به چند معنی آمده است: ۱ - راه رفتن روی زمین برای انجام کاری، مانند سفر رفتن ( وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عُذر: پذیرش یک خطا با انتساب آن به علت غیر از نفس را عذر گویند که برای توجیه یک فعل خطا یا یک غفلت است. یَعْتَذِرُونَ إِلَیْکُمْ إِذا رَجَعْتُمْ إِلَ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فَرَش: گستردن یک شئِ بهم پیچیده را گویند. وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُونَ، زمین را که حالت گرد و لوله ای است مثل فرش گسترانیدیم تا هرگز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عَیَر: به معنای میزان قرار دادن امری برای سنجش و ارزیابی دیگران است که امری اعتباری و قراردادی بوده و مبتنی بر حقیقت امر نیست که در احادیث از آن به ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عَیَر: به معنای میزان قرار دادن امری برای سنجش و ارزیابی دیگران است که امری اعتباری و قراردادی بوده و مبتنی بر حقیقت امر نیست که در احادیث از آن به ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عَیَر: به معنای میزان قرار دادن امری برای سنجش و ارزیابی دیگران است که امری اعتباری و قراردادی بوده و مبتنی بر حقیقت امر نیست که در احادیث از آن به ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نَفَق: به معنی پُر کردن یک شکاف است. اگر این پُر کردن از خباثت باشد معنی نفاق و منافق است، ولی اگر از حُسن باشد انفاق گفته می شود. در نفاق پر کردن ظا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عَصر: به معنای فشردن یک شئ برای بیرون آوردن محتوای ارزشمند آن است، عصاره از عصر است. ( إِنِّی أَرانِی أَعْصِرُ خَمْراً ) وَالْعَصْرِ: عصر، تنگ شدن و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شَخَصَ: حالتی است که در آن مردمک چشم بر نقطه ای ثابت شده، پلک زده نمی شود و چشم به هیچ طرفی بر نمی گردد که نشان ترس یا حیرت است. مراد از شَاخِصَةٌ أَ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رَقَد: خوابیدن با چشم باز را گویند. ( وَ تَحْسَبُهُمْ أَیْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ ) کسانی هم که طبق قرآن تَعْمَی القُلُوب هستند ( چشم دل شان کور است ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رَقَد: خوابیدن با چشم باز را گویند. ( وَ تَحْسَبُهُمْ أَیْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ ) کسانی هم که طبق قرآن تَعْمَی القُلُوب هستند ( چشم دل شان کور است ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

طَرْف: دو سوی سفیدی چشم را طرف گویند. مراد از قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِینٌ یعنی دو سفیدی اطراف مردمک چشم حوریان بهشتی کوتاه است چرا که نماد زیبایی آنان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نَوم: در نوم و یَنام، انسان در چشمِ سرش پلک اش بر روی مژه افتاده و خواب است. مولای متقیان حضرت علی علیه السَّلام فرمودند: �النَاس یَنام إذا مَات انْت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لَغَبَ: به معنای سختی ناشی از محدودیت در فضا و تنگی مکان است. وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رَطْب: رطوبت، به معنای قوانین انعطاف پذیر حق تعالی آمده، ( وَهُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیْکِ رُطَبًا جَنِیًّا ) برخی قوانین و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یَابِس: از یَبَس، به معنای قوانین غیرانعطاف پذیر حق تعالی که مثل شاخه درخت خشک اگر خم شوند می شکنند و قابل تبدیل نیستند. مثال نماز حکم یَابِس الهی اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عَضَل: در فشار قرار دادن کسی برای انجام دادن مقصود کسی را عَضَل گویند. إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عَضدَ: از آرنج تا کف دست را عَضُد ( و از کتف تا آرنج را عضله ) می گویند. عضد باید منعطف باشد تا در برداشتن اشیاء و هر کاری موفق شد و نیروی عضله قابل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فَضَیَ: به معنای شکستن و سپس پراکنده شدن است. وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ، نقره را فِضّه گویند چون اگر تحت فشار قرار گیرد شکسته و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فَضَیَ: به معنای شکستن و سپس پراکنده شدن است. وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ، نقره را فِضّه گویند چون اگر تحت فشار قرار گیرد شکسته و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وَذَر: ماهیت در هر شئ یک ماهیت خیر و یک شرّ نهفته است، اگر کسی ماهیت خیر یک شئ را ترک کند و ماهیت شرّ آن را باقی بگذارد به این رها کردن وَذَر می گوین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خَتَر: کسی که فکر می کند در قوم اش از او برتر نیست را گفته می شود. وَأَنَا اخْتَرْتُکَ فَاسْتَمِعْ لِمَا یُوحَى: یعنی ای موسی من تو را برگزیدم و بر ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

تَرک: یک شئ از ماهیت و قالب تشکیل شده است، اگر کسی ماهیت و قالب را با هم رها کند به آن تَرک گویند، مانند ترکِ دارایی. هر ارث از یک قالب تشکیل شده است ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بَلَسَ: به بن بست رسیدن اقدامات یک شیاد، که این توقف مطابق میل او نیست بلکه امری تحمیلی و قهری در حق اوست و درصدد پیدا کردن راهی برای آن بن بست خواهد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بَلَسَ: به بن بست رسیدن اقدامات یک شیاد، که این توقف مطابق میل او نیست بلکه امری تحمیلی و قهری در حق اوست و درصدد پیدا کردن راهی برای آن بن بست خواهد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قَمیص: به معنای پیراهن است . پیراهن یوسف شاهد پاکی او بوده است برای همین یوسف نبی برای تبرک آن را به پدر فرستاد. ( اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هذا فَأَلْقُو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قَوْلً سَدِید: سدید از سدّ، گفتاری است که از هرگونه ابهام، دو پهلو بودن، بیان محتاطانه و مشابه دور باشد. مثال حق تعالی می فرماید: �شراب حرام است� این ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

سدّ: به حایلی می گویند که نباید از یک سوی آن به سوی دیگرش چیزی ردّ شود. نَجْعَلُ لَکَ خَرْجًا عَلَىٰ أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنَا وَبَیْنَهُمْ سَدًّا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تَطَیُّر: از طَیر ( پرنده و پرواز کردن ) به معنای فال بد زدن، بدبیاری و بدشگونی است. کافران همه انبیاء را تَطَیُّر و عامل بدبیاری خود معرفی می کردند. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

طَیْر: به پرواز کردن هر چیز در آسمان گفته می شود. علاوه بر شرط پرواز، شرط فرود هم از شرایط طَیْر است. ( وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ ) هواپیما اگر به آسمان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یَأس: اگر انسان به وجود چیزی یقین کند ولی پس از جستن آن از یافتن اش ناامید شود به آن یأس گویند. فَلَمَّا اسْتَیْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِیًا برادرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قُنُوط: در قُنوط، انسان به وجود چیزی ایمان ندارد و لذا دنبال آن هم نمی گردد. قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حیله: از حَلّ یعنی جستن راه حل در زمان اضطرار را گویند و مذموم نیست: إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا یَسْتَ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مَکْر: در مکر انسان از قبل نقشه ای برای امری شوم می کشد، چنانچه قوم صالح نقشه کشیدند بر بالای کوهی روند و سنگی به سمت او برای نابودی اش پرتاب کنند ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریاء: از "رُؤیت" و از ریشهٔ رءی به معنای دیدن است، مثال: کسی کار خوبی می کند که همه ببینند و از او تعریف کنند. ریا از مصادیق شِرک خفی است و نه تنها ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خَطَف: به معنی در خطر افتادن یا خطر کردن، که امروزه به "ریسک" معروف است. مراد از یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ، یعنی در خطر بودید و با گفتن از دین خود به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وَفَقَ: به خواست خداوند بر خواسته انسان در امر خیر را گویند. إِنْ یُرِیدَا إِصْلَاحًا یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُمَا: حق تعالی بر کسانی که بخواهند بین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وَفَقَ: به خواست خداوند بر خواسته انسان در امر خیر را گویند. إِنْ یُرِیدَا إِصْلَاحًا یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُمَا: حق تعالی بر کسانی که بخواهند بین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خُدعه: همان ریا است ولی نیت خدعه گر با ریاکار، متفاوت است هرچند عمل شان یکی است. خدعه گر کسی است که هم می خواهد سود کند و هم با نقاب ایمان و دین به م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عنایت: از عَنَت است. اگر انسان در عبادت و خلوت خویش با خدا هم بر او لطفی شود و چون گردن شکسته به عبادت خدا رود به این لطف الهی عنایت گویند. وَعَنَتِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ یعنی تمام خلایق در روز قیامت چنان از شرمندگی ظلمی که بر گردن دارند حاضر می شوند گویی گردن شان شکسته و خرد ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عَشَی: به معنی پوشاندن تاریکی در شب، زمین را گویند. وَمَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمَٰنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ: یَعْشُ یعنی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کَید: از کاد، به تلاش نزدیک کید گویند. در کید انسان نقشه ای برای نابودی و ضرر به کسی ندارد بلکه درصدد تأمین منافع خویش نقشه ای می کشد و اگر در زمان ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کَید: از کاد، به تلاش نزدیک کید گویند. در کید انسان نقشه ای برای نابودی و ضرر به کسی ندارد بلکه درصدد تأمین منافع خویش نقشه ای می کشد و اگر در زمان ا ...