تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلقی کند/فرض کند/تصور کند من دنبال املای درست بینگارد میگشتم. بین بانگارد و بیانگارد و بینگارد شک داشتم که بینگارد مثل اینکه درست تره.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

من دنبال املای سوم شخص انگاریدن میگشتم. او بیگارد یا او بانگارد با او بیانگارد! بینگارد مثل اینکه درست تره. انگارشتن انگاریدن تلقی کند؛ فرض کند