ترجمههای علیرضا ایرانی نیا (١,٢٥٩)
١,٥٨٥
٣ ماه پیش
She's so tired that she shambled into her bedroom.
٠
وی آن قدر خسته است که لنگان لنگان وارد اتاق خوابش شد.
٣ ماه پیش
He was a strange, shambling figure.
٠
او آدمِ عجیبی بود؛ با راه رفتنی کش دار و لنگان لنگان.
٣ ماه پیش
Sick patients shambled along the hospital corridors.
٠
بیمارانِ بیمارستان لنگان لنگان در راهروها راه می رفتند.
٣ ماه پیش
The press conference was a complete shambles.
٠
کنفرانس خبری یک فاجعه/خرابیِ کامل بود ( یک آشفتگی تمام عیار بود ) .
٣ ماه پیش
The meeting was a shambles from start to finish.
٠
این جلسه از اول تا آخر یک به هم ریختگی تمام عیار بود.
٣ ماه پیش
The ship's interior was an utter shambles.
١
فضای داخلی کشتی کاملاً به هم ریخته و نابسامان بود.
٣ ماه پیش
After the party, the house was a total/complete shambles.
٠
بعد از مهمانی، خانه به طور کامل به هم ریخته بود.