تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

adj boring/tiring/drab/fatiguing last week i participate in a tedious meeting هفته قبل من در یک جلسه کسل کننده شرکت کردم.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوتا حرف اضافه داره: 1: from he departed from london yesterday اون دیروز از لندن رفت ( خارج شد ) 2: for i was looking for him, when he departed for ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

on arrival at مکان به محض رسیدن به یک مکان on arrival at school, my classmate started to telling me about his parents' argument به محض ورود به مدرسه ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به عنوان فعل معنی پوشش دادن یا کاور کردن رو می ده. مثال: i tried to coat my dirty shirt with my hand تلاش کردم که لباس کثیفمو با دست بپوشونم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دو معنی اصلی داره 1: تصادف یا برخورد با چیزیی با سرعت زیاد his car plowed into my car speedy 2:یعنی تمام انرژی، وقت و توانایی خودتونو برای چیزی یا ک ...