ترجمههای هادی (٦)
٨٥
١١ ماه پیش
We could do nothing other than wait.
١
ما هیچ کاری نمی توانستیم انجام دهیم غیر منتظر ماندن
١١ ماه پیش
The first son went to college and the other began a job.
١٠
پسر اول به دانشگاه رفت و پسر دیگر، کاری را شروع کرد