دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
١٦٩
رتبه در دیکشنری
٩,٨٣٦
لایک
٨
دیسلایک
٠
جدیدترین پیشنهادها
٩ ماه پیش
٠
کله خراب
١٠ ماه پیش
٠
I'm an acquired taste همینم که هستم
١٠ ماه پیش
٠
to force someone or something out of a position or job: He resigned before he was elbowed out. به زور بیرون کردن/رفتن از یک موقعیت یا شغل عامیانه:د ...
١٠ ماه پیش
٠
طب سنتی کار
١٠ ماه پیش
٤
We've been intercepting radio transmissions شنود خطوط رادیویی
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.