نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
verkopplung: پیوند / ارتباط/اتصال
٢ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sich ein bein ausgerissen: sich ein Bein ausrei�en = خیلی زحمت ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it smells something fishy: این موضوع مشکوک و غیرعادی به نظر می ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut corners everywhere: از سر و ته چیزی زدن ( اغلب با حذف م ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keinen finger krumm machen: دست به سیاه و سفید نزدن، دست به کار ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ein haar in der suppe finden: از چیزی ایراد گرفتن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pfeife: پیپ ( eine Pfeife rauchen )
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mach den mund zu: خفه شو!، دهانت را ببند!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sich auf dem staub machen: جیم زدن، خود را گم و گور کردن، فلنگ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kick up your paws: اصطلاحی است به معنای استراحت کردن، ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
den teufel an die wand malen: نفوس بد زدن نگران بودن و دلشوره داش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mit der helde folgen: از دیگران پیروی کردن/دنبال روی دیگر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aus der luft gegriffen: بی اساس، بی پایه، ساختگی، من درآورد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone their marching orders: دستور ترک کار یا اخراج کردن کسی، مع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
abraten: منصرف کردن، کسی را برای عدم انجام ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
auf abbruch heiraten: بخاطر پول با کسی ازدواج کردن ( با ی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sich stichpunkte machen: نکات کلیدی و مهم را برای خود یادداش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in die engere wahl nehmen: در فهرست نهایی قرار گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wohnm: Wohnm�glichkeit جایی برای زندگی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live ticker: گزارش تقریباً لحظه ای و آنی یک روید ...
١ سال پیش