پیشنهاد‌های صمد توحیدی(شهرام) (٣,٣٨٤)

بازدید
٤,٩٥٧
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانستوری:رنسانس؛ دانش یکی ازرشته های دانستها ودانستنی هاست ، دانش، فرزانش، آیین، راز، پس دانستوری باید گفت ونوشت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

*باغبانی کو به گل دانهء گل کاشته بود. مشک سا خواست هوایی که به سر داشته بود. پرتوی از عشق خاور چو بگسترد فروغ. خاوران است تو گویی علم افراشته بود. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ذهن پردازی ":mind explantion

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نقشهء ذهن ":mindmapping

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"پژوهش های فرزانشی "لودویک ویتگنشتاین: ( تحقیقات فلسفی ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نامهء اندیشی فرزانشی " :رسالهء منطقی فلسفی لودویک ویتگنشتاین.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" چندگونگی و چگونگی ":کمیت و کیفیت. " چند گونگی" و" چه گونگی".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نگری ( نظری ) و کاری " :نظری و عملی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناشایست. نابایست. ناغلا:خرف. خاین. رزل. در کارهای همگانی. ویا ؛ نابخرد. نامیزان. اوباش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نشست و برخاستهای دانستی ":مجالس و محافل علمی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

لکی که زبان است و لری که زبانش است هرکسی از شهروندان همدیگر را نمی فهمند، لکی و لری در واژگان گاهی همانند وگاهی یکسان. گاهی دور از هم می باشند و گفتا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرف، بَزِّحرف ، باز حرف. سخنانی که ردُّ بدل و گفتگو می گردد. در لری ولکی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رونق#لنگان. کبک رونق است. اردک لنگان است. کبک پروازگر است. اردک شناگر است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

قدر. قدری. قُرِ. قریه ای . اندازه ای شماری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تَک روزگار. تنهای بی مانند:فرید عصر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" یکا " و" چندا ". " یکا ":انتگرال. " چندا ":دیفرانسیل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

*چون روزه برفت ومژدهء جشن آمد جشن می و بادهء به هر جشن آمد آمد گه آنکه باده ها اندر بط گویند که بارزن بزن جشن آمد. شهرام*

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کتاب نویس: نویسنده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دست چپ ": سپرز. طحال. به لری طحال و سپرز را" دست چپ" می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" کی از کی کمتر است = کی از کی بیشتر است. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

بد منش. بد کنش. بدسگال. بدنهاد . بدآیین. بد بین. بدورز. بدهرز. هرزه. آنگاه که بر پایهء دادگری تا آنجا که نزد همگان فرهنگ شود که با اینهمه کافر و ناس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لُن، لاین، لو:نژاد و بَک:پاک؛نژاد پاک ، پاک نژاد، پاک نهاد ، پاک نهاده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قید :بند ، در دستور زبان فارسی هر چند که قید خود فارسی است "لری ( فرس کهن ) میگوییم" اُما دِ قید:آمد روی تَنَت" قِم. قِت. قِش. قِمُو. قِتُو. قِشُو.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گذشتهء گویا ":ماضی نقلی. " گذشتهء پویا ":ماضی استمرار. " گذشتهءگفتا " :وبر دو بخش است گذشتهء رفتشی و گذشتهء گفتشی. گذشتهء دور:ماضی دور. گذشتهء ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک از یکان. یک از هزاران:احد من الآحاد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سری پیشین. سری پسین.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

" ماهواره ":شهریه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بینت. بینتی. شماری. شماره ای.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مردم پدیده ای" ایستا و گویا " به شمار می رود. مردم پدیده ای" گویا وایستا "ست. " ایستا و گویا:سرِ پا و سخنگو" پدیده ای راست ایستا است. پدیده ای فرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مردم پدیده ای اندیشمند و ایستا به شمار می رود. پدیده ای سازنده است. پدیده ای تاریخ ساز است. پدیده ای تاریخی است. پدیده ای دهری است. پدیده ای هنر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

۱_ چشم بد ۲_چشم خوب. :نظر؛الف؛نظر کردهء خداست. ب:نظر کردهء" چشم گند "است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آشکارِش . " آشکارگی. ":مستوضح.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگرنده:۱_ آنچه هست یا خود نگرنده است و دیگر نگرنده ویا خود ودیگر نگرنده است. ۲_آنچه نیست نه خود نگرنده است ونه دیگر نگرنده ویا خود ودیگر نگرنده نیست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قبض خوانش دیگری ازقِض لری، قض به لری : زود و سفت و سخت. قض اُما:زود آمد . قِض زه: سفت وسخت زد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سوگ. مویه. #سرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زورآزمایی. مِرّان. برخورد. قِی. زیپان. درگیری. همگیری. بیرفتن. ایرشت. یورش. هماوردی. نبرد؛همدیگر را درنوردیدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

جَنِّ بَرد گذشت جَنِّ حَر فَه به لری:جنگ سنگ گذشت جنگ سخن است به فارسی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دیروز ":دنیا به زبان لکی. و گذشته را نیز گویند. و گوسفند وبز را نیز گویند .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" اُفت ":ایقاع، در ساز. " منظور از افت ضرب است وجای زدن وضرب".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویرایش:تصحیح. ویراسته:مُصَحَح. ویراستار:مُصَحِح. ویراست:مُصحِحی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پیرایش ":تنقیح " پیراسته " :مُنَقَح " پیراستار ": مُنَقِح. " پیراست " :تَنقِیحی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آمَدا ". locing forwared. هان آمد. هُ اُ ما.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جَست وَر:move forevard جَسُور کِرد وه . . . . به لری .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیش تاز.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

foreward:" تازش "واتاخت. بازتاخت. بازتاز. . بازتازش. واتازش. واتاز. واتاخت وتاز. واتاز وتاخت. تاختش. تاخت وتازش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بند هشن. ":پند گُشَند . پند:آموزش، " هشند ":گشند، گشادن ، نمودن و ساختن. " بند هشن ":آموزش جهان آفرینی. آفرینش شناسی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برف: راه رفتن بر روی برف وصدای آن " نام کار " ویا " اسم فعل " آن را به دست داده است. به لکی: " وِیَر".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

*اگر اشک من سرخ بیرون زند سواریست بر باد پا خَنگ تو شهرام*

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" اِیسِه ":این سان. " اَسَه " :آن سان هر دو به زبان لکی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گرایش ":ارادت