دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
نسخه گر. نسخه گرا. :نسخه شناس. نسخه دان. نسخه خوان. نسخه یاب. نسخه پرداز. نسخه فروش. نسخه خر. نسخه دوز. نسخه آموز. نسخه اندوز. نسخه قاب. نسخه ساب. نس ...
" نوشتگر . نویسگر ":خطاط.
" تاب کسی را ناتاب کردن ":طاقت کسی را طاقت کردن.
" تاب فرسا ":طاقت فرسا.
" آفرین، با آرامش و آسانش که برای مهمان به کار می رود ":مرحبااهلاً و سهلاً:مرحباً آتیتَ به مکانِِ اهلاً و آتیتَ به مکانِِ سهلاً. آفرین آمدی به جایی خ ...
جدیدترین ترجمهها
جدیدترین پرسشها
جدیدترین پاسخها
«طبیعی» به معنی وجود داشتن در طبیعت و نه به معنی معمولی، به نظرتون بهترین معادل فارسیش چی میشه ؟ مثلا توی «دانشِ طبیعی » به جای طبیعی چی خوبه ؟
کانش.کانش.کانشی.کانش.کانش.کانشی.طبیعت.کانش.کانش.کانشی.کانش.کانش.کانشی.طبیعت.طبیعی.
ضرب المثل معادل فارسی برای "Actions speak louder than words" چی میشه ؟
اصل و پایه در واژگان و لغتها نگاه و یافتش و جویایی در فرهنگ ها می باشد.
ضرب المثل معادل فارسی برای "Actions speak louder than words" چی میشه ؟
پند ها و اندرز ها وهمتای فارسی آنها.
زدنها باهم ،نمی باشند و نانماها بی هم ،می باشند.
تضادها باهم ، نمی باشند.باشند.متناقصها بی هم ،می باشند.