دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
خداوندا مرا دیوانه کردی. چنان از خویشتن بیگانه کردی. بجای خویشتن مارا نمودی. فرای قصه و افسانه کردی. شهرام. ص.
" واگُفت ": تفسیر .
" ابزار واژه ": حرف ":. ناجایگاه واژه. واژهء بی جایگاه ( واژهء بی زمان و بی مکان که همان حرف باشد ) . " زمانواژه ": فعل . نازمانواژه ": اسم. ابزار ...
" عکاس روز نگار ": photojournalist.
خوردند سیلابین سفره را بدریدند. بشکسته نمکدان تا که اش بمزیدند. وانگاه که ناسزای بر بزرگان کردند . زین راه و روش جایگهی بگزیدند. شهرام. ص.
جدیدترین ترجمهها
جدیدترین پرسشها
جدیدترین پاسخها
«طبیعی» به معنی وجود داشتن در طبیعت و نه به معنی معمولی، به نظرتون بهترین معادل فارسیش چی میشه ؟ مثلا توی «دانشِ طبیعی » به جای طبیعی چی خوبه ؟
کانش.کانش.کانشی.کانش.کانش.کانشی.طبیعت.کانش.کانش.کانشی.کانش.کانش.کانشی.طبیعت.طبیعی.
ضرب المثل معادل فارسی برای "Actions speak louder than words" چی میشه ؟
اصل و پایه در واژگان و لغتها نگاه و یافتش و جویایی در فرهنگ ها می باشد.
ضرب المثل معادل فارسی برای "Actions speak louder than words" چی میشه ؟
پند ها و اندرز ها وهمتای فارسی آنها.
زدنها باهم ،نمی باشند و نانماها بی هم ،می باشند.
تضادها باهم ، نمی باشند.باشند.متناقصها بی هم ،می باشند.