نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
culminate: نهایتا ختم شدن به culminate in نهای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mar: از ریخت انداختن ، ناقص کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
breathe life into sth: روح تازه ای در . . . دمیدن O'Grady ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
defeatist: ( نگرش، شخص. . . ) از پیش بازنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
emission: آلاینده Toxic/harmful/industrial /v ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hang in the balance: ( سرنوشت، آینده ) روی هوا بودن ، نا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throwaway society: جامعه ی مصرف زده/مصرف گرا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
throwaway society: جامعه ی مصرف زده/مصرف گرا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
implication: پیامد غیرمستقیم نتایج غیر مستقیم آث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
proof: دلیل قابل اثبات There are plenty of ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money grabbing: پول پرست، آدم پولکی disapproving:de ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fly on the wall: از گوشه ی در سرک کشیدن یواشکی کسب ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fly on the wall: از گوشه ی در سرک کشیدن یواشکی کسب ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
revamp: ( Informal ) دستی به سر و روی چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
revamp: ( Informal ) دستی به سر و روی چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
subserviant to: وابسته به مطیعِ We are completely s ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
emotional rollercoaster: ترن عاطفی موقعیت پر از غم و شادی a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
emotional rollercoaster: ترن عاطفی موقعیت پر از غم و شادی a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cry your eyes heart out: مثل ابر بهاری گریه کردن جلوی گریه خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
meet halfway: کوتاه آمدن و مصالحه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clear the air: ( با گفتگو ) فضا را تلطیف کردن ( ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
store sth up: مشکل درست کردن ( در آینده ) مشکل س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
store sth up: مشکل درست کردن ( در آینده ) مشکل س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live in each other pocket: باهم یکی بودن ( من و تو ندارد ) خی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
live in each other pocket: باهم یکی بودن ( من و تو ندارد ) خی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
engage with: ( از روی علاقه، ذهن انسان ) درگیر . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
highbrow: ( فیلم، کتاب ) روشنفکرانه، ( فیلم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sum: خلاصه کردن خلاصه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
struggling: مشکل دار، گرفتار در حال تقلا ( برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
career: شغل ثابت ، شغل دائمی، شغل تخصصی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fork out: ( برای کسی ) خرج بر داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
street market: چند شنبه بازار ( دو شنبه بازار، سه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
personal touch: ویژگی فردی ، وجه مشخصه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
underpowered: ( هلیکوپتر، خودرو ) کم قدرت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
underpowered: ( هلیکوپتر، خودرو ) کم قدرت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep it to a dull roar: خفه کار کن، صدات و بیار پایین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
piracy: نقض کپی رایت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stern: نگاه، صدا، . . . ) شدید الحن Journa ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get up to sth: غلط ( زیادی ) کردن، انجام دادن کار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
metabolize: سوزاندن ( چربی، غذا. . در بدن ) Yo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
earn somebody's keep: رضایت ( شغلی، کاری ) کسی را بدست آو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go along: پیش رفتن ( در کار، فعالیت ) I neve ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get in with somebody: بُر خوردن با کسی ، قاطی شدن با کسی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
live off: live off sb/sth خرج زندگی را از کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on the run: ۱ - توی مسیر، توی راه ( حین انجام ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dash: ( با عجله ) هجوم بردن ( به جایی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go around: رفت و آمدن داشتن ( تعداد دفعات زیاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
break down: حال روحی کسی خراب شدن در خود شکستن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
habitual: مریض گونه، بیمار، قهار ( با بار معن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wade into: ( بدون تفکر ) در یک موقعیت سخت ورود ...
٢ سال پیش