پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٠١)
محیط ( Environment ) :[پزشکی ] آنچه که در خارج از یک انسان میزبان قرار دارد. محیط را می توان به فیزیکی، زیستی، اجتماعی، فرهنگی و غیره تقسیم کرد که هر ...
مستعد یا حسّاس ( Susceptible ) به شخص یا حیوانی گفته می شود که وقتی در معرض یک عامل عفونی خاص قرار می گیرد مقاومت کافی در مقابل آن عامل بیماریزا برای ...
مراقبت بعد از عرضه ( Postmarketing surveillance ) مراقبتی که بعد از صدور اجازه مصرف و توزیع عمومی یک دارو انجام می گیرد تا اطلاعاتی در زمینه استفاده ...
مظنون ( Suspect ) :[پزشکی ] در برنامه های مراقبت و کنترل بیماری های مسری، مظنون و یا مشکوک به فردی گفته می شودکه سابقه او و یا نشانه هایی که بروز می ...
میزان کشندگی ( Case fatality rate ) :[پزشکی ] به صورت درصد از تعداد افراد تلف شده، در بین تمامی افراد مبتلا به آن بیماری در یک مدت مشخص، بیان می شود. ...
میرایی حول تولد ( Perinatal mortality ) از نظر لغت شناسی یعنی مرگ های نزدیک به زمان تولد، ولی در حال حاضر زمان آن به هفته بیست و هشتم حاملگی تا یک هف ...
مطالعه مداخله ای ( Intervention study ) [پزشکی ]نوعی بررسی اپیدمیولوژیک که به منظور آزمون یک فرضیه در زمینه رابطه علّیتی انجام می گیرد و طی آن در عام ...
مطالعه پوشیده ( Masked study ) [پزشکی ] شرایطی که به منظور جلوگیری از آگاهی شرکت کنندگان از بعضی جنبه های مطالعه، مثل انتصاب به گروه های درمانی و امث ...
مطالعه غیرتجربی ـ بررسی ( Nonexperimental Study, Survey ) [پزشکی ]مطالعه اپیدمیولوژیک در شرایطی که در کار طبیعت دخالت نشده باشد. مطالعه تغییرات یا اخ ...
مقاومت ( Resistance ) :[پزشکی ] مجموع مکانیسم های بدن که سدّی در مقابل حمله یا تزاید عوامل عفونتزا یا اثرات سوء فرآورده های سمّی آنها ایجاد می کند، م ...
مقاومت ذاتی ( Inherent resistance ) :[پزشکی ] عبارتست از وجود مقاومت در مقابل بیماری ها که مستقل از پادتن ها و پاسخ های اختصاصی بافتی است، این نوع مق ...
همه گیر ـ همه گیری ( Epidemic ) :[پزشکی ] از ریشه یونانی epi به معنای بر روی و demos به معنای مردم. وقوع موارد یک بیماری، یک رفتار خاص بهداشتی یا وقا ...
هرم جمعیتی ( Population pyramid ) :[پزشکی ] نمایه ای ترسیمی از ترکیب سنّی جنسی جمعیت. هرم جمعیتی با محاسبه توزیع درصد یک جمعیت، هم از نظر سن و هم از ...
جوز شکستن و بخت آزمودن: مردم عادی آنقدر قدرت مالی نداشتند که بتوانند مثل امرا و وزرا و ثروتمندان از ستاره شناس و منجم استفاده کنند و بخت و طالع خود ر ...
در فرهنگ عامیانه بخصوص در مناطق ترک زبان آذربایجان پریدن عضلات و اعضاء بدن هر یک تعبیری داشت به عنوان مثال جستن سر نشانه زخم و شکستگی بود نظامی گفته ...
چرخ زدن :کنایه از دوره گردی ، آوارگی. ( ( گرد سر دولتیان چرخ ساز تا شوی از چرخ زدن بی نیاز ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ...
در زبان ترکی به جان کندن " جان کَنیشلیک " گفته می شود .
چرب ریا :تظاهری مفید ( ( بخشش تو چرب ربائی که هست نیست فدائی به جدائی که هست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 404 . )
دعوی شمشیر خطیبی کردن :صفات ظاهری چیزی را داشتن و معنویت آن را نداشتن . ( ( پیش مغی دست صلیبی مکن دعوی شمشیر خطیبی مکن ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظا ...
شمشیر خطیب :شمشیری که برای جنگ نبود و خطیب هنگام خطبه خواندن به کمر می بست و جو تشریفات در آمده بود ( ( پیش مغی دست صلیبی مکن دعوی شمشیر خطیبی مکن ...
دست صلیبی کردن :دست بر سینه گذاشتن سعدی گفته : به دست آهک تفته کردن خمیر / به از دست بر سینه پیش امیر ( ( پیش مغی دست صلیبی مکن دعوی شمشیر خطیبی مک ...
تهی خیز بودن:کنایه از قناعت و خرسندی و خودساختگی ( ( چون دهن تیغ درم ریز باش چون شکم کوس تهی خیز باش ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجان ...
دهن ِتیغ :لبه ی شمشیر ( ( چون دهن تیغ درم ریز باش چون شکم کوس تهی خیز باش ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 404 . )
علم انداخنن :تسلیم شدن ( ( ای بنسیمی علم افراخته پیش غباری علم انداخته ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 404 . )
علم افراختن :اظهار وجود کردن ( ( ای بنسیمی علم افراخته پیش غباری علم انداخته ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 404 . )
نوعی ماده طبیعی برای شستشو، چیزی مثل پودر لباسشویی کنونی . از نوعی علف که در مناطق شور رشد می کند به دست می آمد در زبان ترکی به آن چؤغان ( چوغان زرد ...
تاس :ظرف آب حمام تاس/طاس: این واژه فارسی است و طبعاً املای آن بایستی تاس باشد. اما در متون قدیم غالباً به صورت معرب آن طاس آمده است. البته هر دو صورت ...
در زبان ترکی به داس اوراق یا اوراقی گفته می شود .
کتقچق : چوبی که برای شستن لباس به کار می رفته است . ( واژه ی قدیمی )
یَل در زبان ترکی نوعی لباس روی زنانه بود تقریبا شبیه" کت " معمولاً جنس آن از مخمل بوده . ( ( پنج ساله که زمستونا خودم با یه دونه یل رنگ و رو رفته م ...
واژه ی گوگوش که تغییر یافته ی قوقوش است یک واژه ی ترکی است . قو همان پرنده ی معروف و قوش هم در زبان ترکی یعنی پرنده، که روی هم رفته "پرنده ی قو "معنی ...
تخصیص اعتبار: ( Allotment ) [اصطلاح امورمالی]عبارت است از تجویز استفاده از مبالغ معینی از اعتبارات مصوب سالانه در دوره های زمانی مشخص ( سه ماهه، چهار ...
اعتبار : ( Appropriate ) [اصطلاح امورمالی]اعتبار عبارت از مبلغی است که برای مصرف یا مصارف معین به منظور نیل به اهداف و اجرای برنامه های دولت به تصویب ...
علی الحساب سنواتی: ( On Account - Prior years ) [اصطلاح امورمالی]علی الحسابهایی که تا پایان سال مالی مورد عمل تسویه نشوند در حساب فوق منظور و به سال ...
پیش پرداخت سنواتی: ( Prepayment Prior years ) [اصطلاح امورمالی]پیش پرداختهایی که تا پایان هر سال مالی مستهلک نشود و در سال بعد در حساب جداگانه ای تحت ...
علی الحساب : ( On Account ) [اصطلاح امورمالی]علی الحساب عبارت است از پرداختی که بمنظور ادای قسمتی از تعهد با رعایت مقررات صورت می گیرد .
پیش پرداخت : ( Prepayment ) [اصطلاح امورمالی]پیش پرداخت عبارت است از پرداختی که محل اعتبارات مربوط بر اساس احکام و قراردادها طبق مقررات پیش از انجام ...
هزینه : ( Expense ) [اصطلاح امورمالی]هزینه عبارت از پرداختهائی است که بطور قطعی به ذینفع در قبال تعهد یا تحت عنوان کمک یا عناوین مشابه با رعایت قوانی ...
هزینه های سرمایه ای: ( Capital Expenditures ) [اصطلاح امورمالی]هزینه های سرمایه ای مخارجی هستند که انجام آنها موجب ایجاد یا افزایش اموال و داراییهای ...
تنخواه گردان حسابداری : ( Revolving Fund of Accounting ) [اصطلاح امورمالی]تنخواه گردان حسابداری عبارت است از وجهی که خزانه و یا نمایندگی خزانه در است ...
تنخواه گردان پرداخت : ( Revolving Fund of Payment ) [اصطلاح امورمالی]تنخواه گردان پرداخت عبارت است از وجهی که از محل تنخواه گردان حسابداری از طرف ذیح ...
هزینه های جاری: ( Revenue Expenditures ) [اصطلاح امورمالی]هزینه های سرمایه ای دارای جنبه جاری، عادی و تکراری می - باشند و در مقابل دریافت کالا و خدما ...
درخواست وجه: [اصطلاح امورمالی]درخواست وجه سندی است که ذیحساب برای دریافت وجه بمنظور پرداخت حواله های صادر شده موضوع ماده ۲۱ این قانون و سایر پرداختها ...
تفویض اختیار : ( Delegation Of Authority ) [اصطلاح امورمالی]اختیارات و مسئولیت تشخیص ، انجام تعهد ، تسجیل و حواله که به عهده وزیر یا رئیس مؤسسه می با ...
کار پرداز: [اصطلاح امورمالی]مأموری است که از بین مستخدمین رسمی واجد صلاحیت دستگاه ذیربط به این سمت منصوب میشود و نسبت به خرید و تدارک کالاها و خدمات ...
عامل ذیحساب : [اصطلاح امورمالی]مأموری است که با موافقت ذیحساب و به موجب حکم دستگاه اجرائی مربوط از بین مستخدمین رسمی واجد صلاحیت در مواردی که بموجب آ ...
صدور حواله: [اصطلاح امورمالی]حواله اجازه ای است که کتباً وسیله مقامات مجاز وزارتخانه یا مؤسسه دولتی و یا شرکت دولتی و یا دستگاه اجرائی محلی و یا نهاد ...
امین اموال: [اصطلاح امورمالی]مأموری است که از بین مستخدمین رسمی واجد صلاحیت و امانتدار با موافقت ذیحساب و بموجب حکم وزارتخانه یا مؤسسه ذیربط به این س ...
تسجیل : ( Authentication ) [اصطلاح امورمالی]تسجیل عبارت است از تعیین میزان بدهی قابل پرداخت به موجب اسناد و مدارک اثبات کننده بدهی .
تعهد : ( Commitment ) [اصطلاح امورمالی]تعهد از نظر قانون محاسبات عمومی عبارت است از ایجاد دین برذمه دولت ناشی از : الف – تحویل کالا یا انجام دادن خدم ...