پیشنهادهای علی باقری (٤٠,١٩٩)
خصایص حمیده:شایستگی های ستوده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۲۷۰ ) .
خصال کریم:خوی های بزرگوار. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۲۷۰ ) .
خصال آزموده:خوی های مجرب. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۹ ) .
خسروی گاه:تخت شاهی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۵۶ ) .
خسرو ددان:شاه وحوش. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۱۸ ) .
خسروان تاجدار:شاهان با تاج. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۸۸ ) .
خست طبع:هستی طبیعت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۱۱ ) .
خسایس مراتب:پست ترین مرتبه ها. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ص ۴۴۶ ) .
خساست نفس:فرومایگی نفس. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ص ۲۶۴ ) .
خزان عیش:پاییز زندگی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۴۱ ) .
خزان عمر:پاییز عمر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۳۶ ) .
خریف عمر:پاییز عمر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۰۱ ) .
خریده عذرا:دوشیزه بکر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۶۲ ) .
خرم آباد بهشت:نزهتگاه بهشت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۳۶ ) .
خر لنگ:خر وامانده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۳ ) .
خرق قجور:حماقت تبهکاری. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۱۰ ) .
خرسندی نمودن:قناعت کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۳۲ ) .
خرد ساییدن:ریز ساییدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۹۸ ) .
خر در خلاب راندن:خر در گل و لای راندن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۷۷ ) .
خردتر کار:کوچکتر کار. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۵۸ ) .
خرابه ی مختصر:ویرانه ی اندک. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۲۹ ) .
خدمت گفتن:کرنش کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۱۸ ) .
خدمات مبرر:خدمت های پذیرفته. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷۲ ) .
خداوند غایت:آنکه به پایان کار رسیده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۶۲ ) .
خداوند طالع:صاحب طالع. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۵۱ ) .
خداوند جنگ:جنگاور. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۸۷ ) .
خداوند بدایت:مبتدی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۶۲ ) .
خداوند پیشه:پیشه ور. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۷۱ ) .
خداوندان محنت:درد مندان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۲۲ ) .
خداوندان حکمت:صاحبان دانش. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۹۸ ) .
خداعت شیطان:فریبکاری اهریمن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۵ ) .
خداع اندیشیدن:مکر کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۶ ) .
خبیث خوی:ناپاک طبع. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۷۹ ) .
خبل عقل: تباهی خرد. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۵۸ ) .
خبر باز گرفتن: آگاهی یافتن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۵۰ ) .
خبر باز دادن: آگاهی دادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۸ ) .
خبث طبیعت: پلیدی طبع. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷۰ ) . خبث طبیعت: بدی سرشت، بدسرشتی، بد نهادی ( ( من خود از کید عدو بیم ند ...
خبث شیمت: پلیدی خوی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۷۹ ) .
خاییدن انگشت ندامت: پشیمان شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۳۱ ) .
خایه دزد:دزد تخم. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۹۶ ) .
خانه مستجار:خانه ی اجاره ای. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۴۴ ) .
خام قلتبانی:بی غیرتی به غایت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۰۰ ) .
خام آمدن :ناپخته ماندن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۵۱ ) .
خالی افتادن :تهی شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۲۱ ) .
خالی الاطراف:تهی ، فارغ. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۷ ) .
خالی آمدن :تهی بودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۹۶ ) .
خالق مواد :آفریننده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۴۳ ) .
خاک رنگین :کنایه از متاع جهان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۰۱ ) .
خاک در کاسه. . . کردن:ذلیل ساختن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۱۲ ) .
خاک در شکم آز کردن:شکیبایی کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۸۷ ) .