پیشنهادهای علی باقری (٤٠,١٩٩)
داد و ستد روزگار: معامله جهان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۰ ) .
دادن دختر: دختر به شوهر دادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۲۵ ) .
داد سخن: انصاف سخن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۹ ) .
دادپروری: عدالت گستری. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۳۷ ) .
خیل و خدم: گروه و دار و دسته. ( ( هر یک را به کاری منصوب کرد و به خدمتی منسوب گردانید و به ترتیب خیل و خدم و سپاه و حشم مشغول گشت . ) ) ( مرزبان ...
خیرگی بصر: سرگشتگی چشم. ( ( دلیلی روشن است بر تیرگی رای و رویت و خیرگی بصر و بصیرت . ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۹۵ ) . ...
خیال نشاندن: خیال بافتن. ( ( و اگر ازجانب من کلمه ای موحش و مشوش گفته آمده است و خیالی نشانده، پنهان مدار. ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چا ...
خویشتن داران:خود داران. ( ( و بهره خویشتن داران نیک کردار و حق شناسان نعمت خداوندگار از روزگار چه شاید. ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ د ...
خوی پاکیزه:عادت نیک. ( ( دختری دوشیزه داشت با روی نیکو و خوی پاکیزه. ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۹ ) .
خونین دل و دیده:اشکریز ، اندوهگین. ( ( و ایشان همه ساله در فراق جگرگوشگان، خونین دل و دیده ، سوگوار در کنج احزان خویش افتاده بودندی. ) ) ( مرزبان ...
خون گشودن:جاری شدن خون. ( ( و مخدرات بیشه را از هیبت او چون خرگوش خون حیض بگشودی. ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۷۷ ) .
خوض پیوستن:ژرف اندیشیدن. ( ( بی اندیشه ژرف در آن خوض نتوان پیوست. ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۴۹ ) .
خوش زیستن:آسوده زیستن. ( ( و هر مویی از ایشان رگی است با جان پیوند گرفته ، خوش زیستن امکان چگونه پذیرد؟ ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ د ...
خود را نگاه داشتن:صیانت ذات. ( ( نگر تا خود را نگاه داری که هزارطاوس خرد و همای رحمت را به صفیر وسوسه از شاخسار قناعت در کشیده است . ) ) ( مرزبان ...
خوبی صورت:زیبایی روی. ( ( و برجفتی که به خوبی صورت و پاکی صفت از زنان عالم طاق بود . ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۷۲ ) . ...
خواهندگان:خواستاران ، طالبان. ( ( تا خلق را بهره تعلیم به خشم و افاضت بر خواهندگان نثر کنم . ) ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ...
خواهر برادری:خواهری و اخوت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۷۲ ) .
خوان. . . باز کشیدن:سفره گستردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۱۱ ) .
خوافی خاطر:نهانی های ذهن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۹۹ ) .
خواطی خاطر:نادرست های ذهن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۹۹ ) .
خواطر فاسد:اندیشه های تباه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۸۹ ) .
خواص حضرت:نزدیکان پیشگاه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۹۷ ) .
خواص خدم:خادمان ویژه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۹۲ ) .
خواستاری کردن:خواستگاری نمودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۸۲ ) .
خواب و بیداری:نوم و یقظه . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۲۷۶ ) . خواب و بیداری: [عامیانه، اصطلاح] در حالت بین بیداری و خواب.
خواب کلی:خواب کامل . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۱۹۷ ) .
خنگ ابلق ایام:روزان و شبان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۰۱ ) .
خنیاگر دوست:دوستدار موسیقی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۶ ) .
خلیۀ خاطر:کندوی ذهن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۹ ) .
خلیفه مطلق:جانشین قطعی . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۶۵ ) .
خلود یافتن:جاودانه شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷ ) .
خلوت ساختن:تنهایی گزیدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۲۸ ) .
خلق لئیم:آفرینش پست . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۸۶ ) .
خلق کریم:خوی بزرگوار . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۳۹ ) .
خلق خدا:آفریده خدا . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۹۹ ) .
خلق انبوه:جمع کثیر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۸۳ ) .
خلال ستوده:خوی های نیک . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۸ ) .
خلاف طبع:ناسازی طبیعت ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۵ ) .
خلاص فرمودن:رها کردن ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۴۰ ) .
خلاص . . . جستن:رهایی جستن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۱۵ ) .
خطیر و حقیر:بزرگ و کوچک. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۱۹ ) .
خطبه کاوین:عبارت مهر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۲۷ ) .
خطا و خطل:اشتباه و سبک سری. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۸۸ ) .
خطا رفتن تیر:اصابت نکردن آن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۱۶ ) .
خطا بین:نا درست بیننده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۳۷ ) .
خطا بخشایی:بخشودن گناه غیرعمد. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۲۱۷ ) .
خصم ربای:دشمن ربای. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۳۶۶ ) .
خصم افگنی:دشمن شکنی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۳۶۸ ) .
خصم افگن:دشمن شکن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۳۵۶ ) .
خصل امانی:داو آرزوها. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۳۲۸ ) .