نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر شکفتن رخ: مثل گل شکفتن یا برشکفتن رخ ؛ آثار م ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کارشکمی: کارشکمی ؛ کار بی مطالعه و عمل. نسنج ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته کوه: شکسته کوه ؛ کوهی که ریزش کرده باشد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته گشتن ارزو: شکسته گشتن آرزو ؛ انجاز. برآورده شد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته در قطار انداختن: شکسته در قطار انداختن ؛ مراد اشتر پ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پیر و شکسته شدن: پیر و شکسته شدن ؛ فرتوت و ناتوان و ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته سپه: - شکسته سپه ؛ سپاه شکسته. لشکر مغلو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکفتن تخم: شکفتن تخم ؛ ترکیدن آن مقارن برآمدن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بازار شکسته: بازار شکسته ؛ بازار بیرونق و کاسد : ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
برشکفتن: برشکفتن ؛ خوش و خندان شدن : ملک زین ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته گردیدن سپاه: شکسته گردیدن سپاه ؛ مغلوب شدن سپاه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ایه 92 سوره کهف: آیه 92 سوره کهف. ثُمَّ أَتْبَعَ سَب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته داشتن نفس در کام: شکسته داشتن نَفَس در کام ؛ شکستن نَ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته شدن دل کسی: شکسته شدن دل کسی ؛ آزرده و رنجور شد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته و بسته: شکسته و بسته ؛ شکسته بسته. پریشان : ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گفتار شکسته: گفتار شکسته ؛ حرف لکنت دار. ( از آن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پشت شکسته: پشت شکسته ؛ پشت خردشده. پشت کسی انک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چشم شکسته: - چشم شکسته ؛ که آب ریزد از مرضی. ( ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته کردن: شکسته کردن ؛ آزرده و ناکام و شکست خ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زبان شکسته و بسته: زبان شکسته و بسته ؛ زبان که قادر به ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکار شکسته: شکار شکسته ؛ فریسه. ( زمخشری ) .
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته گشتن: شکسته گشتن ؛ کنایه از دردمند و پریش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
زین: زین ( Saddle ) [اصطلاح دریانوردی] : ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ستاره: ستاره زدن: دکتر کزازی در مورد واژه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
دیبا: دیبا: دکتر کزازی در مورد واژه ی " د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
چیرگی: چیرگی: دکتر کزازی در مورد واژه ی " ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته گردیدن: شکسته گردیدن ؛ شکسته شدن. انکسار. ت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن فرمان کسی: شکستن فرمان کسی ؛ از دستور او سرپیچ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن ناشتا: شکستن ناشتا، ناشتا شکستن ؛ استیکاث. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن رونق چیزی: شکستن رونق چیزی ؛ بی رونق کردن. بی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن نماز: شکستن نماز ؛ قطع کردن آن در آخر. دس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته استخوان: شکسته استخوان ؛ استخوان شکسته. استخ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن قدر: شکستن قدر ؛ بیقدر کردن. ( فرهنگ فار ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نماز شکستن: شکستن نماز ؛ قطع کردن آن در آخر. دس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته اندام: شکسته اندام ؛ که عضوی از اعضای وی ش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن نان: شکستن نان ؛ کنایه از طعام خوردن و ق ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن وفای کسی را: شکستن وفای کسی را ؛ نقض عهد او. نقض ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته بستن: شکسته بستن ؛ تجبیر. جبر. اجتبار. ( ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن گرسنگی: شکستن گرسنگی ؛ طعامی کم خوردن. ( از ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن سلام: شکستن سلام ، سلام شکستن ؛ بار بگسست ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن گوش: شکستن گوش ؛ کر شدن آن. ( از آنندراج ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته بینی: شکسته بینی ؛ رتیم. ( یادداشت دهخدا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن صف: شکستن صف ؛ متفرق شدن افراد آن. متفر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن مستی: شکستن مستی ، مستی شکستن ؛ از بین بر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن عاشورا: شکستن عاشورا ؛ به ظهور رسیدن عاشورا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته پشت: شکسته پشت ؛ آنکه پشت وی شکسته باشد. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن قتل: شکستن قتل ؛ ظهرشدن به روز دهم محرم. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته دندان: شکسته دندان ؛ افرم. ( یادداشت مؤلف ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
صف سلام شکستن: صف سلام شکستن ؛ متفرق شدن اهل سلام ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته سر: شکسته سر ؛مأموم. آنکه سر شکسته دار ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن بازار: شکستن بازار ؛ کاسد شدن متاعی. کاسد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن قیمت: شکستن قیمت ؛ بی ارزش کردن آن. ( یاد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن کار: شکستن کار ؛ بی قدر شدن. از رونق افت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فرو شکستن: فروشکستن ؛ شکستن. برشکستن. و رجوع ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن حکم: سعدی. - شکستن حکم ؛ نسخ آن : قاضی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن هوس: شکستن هوس ؛ کمی از مطلوب را به حاصل ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر شکستن کلاه: شکستن ( برشکستن ) کلاه ؛ برزدن قسمت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن پشت کسی: شکستن پشت کسی ؛ انکسار ظَهْر وی. خر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ورشکستگی به تقصیر: ورشکستگی به تقصیر ؛ ورشکستگی که از ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن خراج: شکستن خراج ؛ نقض مقررات باج و خراج. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بشکستن شیر شکار را: بشکستن شیر شکار را ؛ افتراس کردن صی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عنان برشکستن: عنان برشکستن ؛ کنایه از عطف عنان کر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ورشکستگی به تقلب: ورشکستگی به تقلب ؛ ورشکستگی که مقرو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن موج: شکستن موج ؛ خوردن آن به صخره های سا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن رای کسی: شکستن رای کسی ؛ نقض عقیده او. شکستن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن شکار را: شکستن شکار را ؛ از پای درآوردن آنرا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته بیخ: شکسته بیخ ؛ که بیخ و بن وی شکسته با ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن پیوستگی: شکستن پیوستگی ؛ جدا ساختن آن. - | ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن سخن کسی: شکستن سخن کسی ؛ رد قول یا خواهش او ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن بنا: شکستن بنا ؛ هدم و خرب بنا. منهدم کر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته جام: شکسته جام ؛ که جام وی شکسته باشد. ک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زنهار شکستن: زنهار شکستن ؛ زنهار خوردن. ( یادداش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن مهر چیزی: شکستن مُهر چیزی ؛ گشودن آنرا. باز ک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن سوگند: شکستن سوگند، سوگند شکستن ؛ حنث حلف. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته جامی: شکسته جامی ؛ جام شکسته داشتن : سعدی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن مهر تنگ شکر: شکستن مُهر تَنگ شکر ؛ کنایه از بوسی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن حرمت کسی: شکستن حرمت کسی ؛ حمایت او را از بین ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن صلح: شکستن صلح ؛ زیر پا گذاشتن آن. نقض آ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته کمان: شکسته کمان ؛ که کمان وی شکسته باشد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکر و قند شکستن: شکر و قند شکستن ؛ کنایه است از شیری ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن خواب بر کسی: شکستن خواب بر کسی ؛ ربودن خواب از چ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برشکستن بهم: برشکستن بهم ؛ بیکدیگر حمله کردن. در ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن پیمان: شکستن پیمان ، پیمان شکستن ؛ نقض عهد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هم درشکستن: به هم درشکستن ؛ خرد کردن. در هم کوب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
طرفسه: طرفسة؛ تیز نگریستن و بشکستن نگاه را ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن تشنگی: شکستن عطش ( تشنگی ) ؛ نشاندن تشنگی. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برشکستن عنان: برشکستن عنان ؛ برتافتن آن.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن مصاف: شکستن مصاف ، مصاف شکستن ؛ بر هم زدن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن کاسه و کوزه بر سر کسی: شکستن کاسه و کوزه بر سر کسی ؛ گناه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پست شکستن: پست شکستن ؛ سخت خرد و درهم شکسته شد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خفور: خفور، خفر؛ شکستن پیمان را و غدر کرد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن طره: شکستن طره ( زلف ) ؛ خم دادن آن. دوت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن قوت چیزی: شکستن قوّت چیزی ؛ کم اثر ساختن آن. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن پرده: شکستن پرده ؛ ( اصطلاح موسیقی ) تغیی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پل بر سر کسی شکستن: پل بر سر کسی ( بر کسی ) شکستن ؛ او ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن نفس: شکستن نَفْس ، نَفْس شکستن ؛ غلبه کر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن توبه: شکستن توبه ، توبه شکستن ؛ نقض و ابط ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن زلف: شکستن طره ( زلف ) ؛ خم دادن آن. دوت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دل شکستگی: دل شکستگی ؛ حزن و اندوه. ( از ناظم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پل بر کسی شکستن: پل بر سر کسی ( بر کسی ) شکستن ؛ او ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن هوای نفس: شکستن هوای نفس ؛ مغلوب کردن آن. از ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
توبه شکستن: شکستن توبه ، توبه شکستن ؛ نقض و ابط ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن خاطر کسی: شکستن خاطر کسی ، خاطر کسی را شکستن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن کلاه: شکستن ( برشکستن ) کلاه ؛ برزدن قسمت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بادلشکستگی: بادلشکستگی ؛ با آزردگی. با ناامیدی.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در شکستن ارزو: شکستن ( درشکستن ) آرزو ؛ برآورده شد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هم در شکستن توبه: به هم درشکستن توبه ؛باطل کردن آن. ت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست کار و بار: شکست کار و بار ؛ بیرونقی و کسادی کا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن کسی را: شکستن کسی را؛ قهر کردن بدو. آزردن و ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دل کسی درهم شکستن: دل کسی درهم شکستن ؛ وی را آزرده خاط ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هم اندرشکستن: به هم اندرشکستن ؛ دوتو کردن. بهم فر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن حدت چیزی: شکستن حدت چیزی ؛ بی تأثیر کردن آن. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن خصم: شکستن سپاه ( لشکر، دشمن ، خصم ) ( س ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن بیع: شکستن بیع ؛ فسخ بیع. ( یادداشت مؤل ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن امانت: شکستن امانت ، امانت شکستن ؛ زایل شد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سر و دست شکستن برای چیزی: سر و دست شکستن برای چیزی ؛ سخت مرغو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن حرارت: شکستن حرارت ؛ دفع کردن گرما. ( فرهن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هم اندر شکستن: به هم اندرشکستن ؛ دوتو کردن. بهم فر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اندر شکستن: اندرشکستن ؛ در بیت زیر از فردوسی ظا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن بیعت: - شکستن بیعت ؛ نقض آن. فسخ آن. عدم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن امید در دل: شکستن امید در دل ؛ قطع امید کردن. ن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هم برشکستن: به هم برشکستن ؛ بر هم زدن. بر هم کو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برشکستن مجلس: برشکستن مجلس ؛ کنایه از برهم خوردن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن خمار: - شکستن خمار ؛ دفع کردن خمار بوسیله ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن تخمه: شکستن تخمه ، تخمه شکستن ؛ بیرون کرد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هم برشکستن زلف: - به هم برشکستن زلف ؛ فراهم آوردن. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
برشکستن: برشکستن ؛ خرد کردن. شکستن. ( یادداش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن پرهیز: شکستن پرهیز، پرهیز شکستن ؛ نقض و اب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن تب: شکستن تب ، تب شکستن ؛ بریده شدن آن. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
برشکستن زلف: برشکستن زلف ؛ بسوی بالا شکستن آن. ش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر هم شکستن: بر هم شکستن ؛درهم شکستن. بردریدن. خ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن چشم کسی را: شکستن چشم کسی را ؛ فروخواباندن چشم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن عطش: شکستن عطش ( تشنگی ) ؛ نشاندن تشنگی. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن چیزی را بر سر کسی: شکستن چیزی را بر سر کسی ؛ زدن بر سر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بهم در شکستن: بهم درشکستن ؛ داخل هم گردیدن. در هم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن ارزو: شکستن ( درشکستن ) آرزو ؛ برآورده شد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بازار کسی را شکستن: بازار کسی ( چیزی ) را شکستن ، شکستن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ناله در گلو شکستن: ناله در گلو شکستن ؛ حبس کردن ناله د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست در دل و در پشت بودن: - شکست در دل و در پشت بودن ؛ رنجیده ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن شتر: شکستن شتر ؛ قلم شدن پای او. شکسته ش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جناب شکستن: جناب شکستن ؛ جناغ کشیدن. ( یادداشت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن رنگ: شکستن رنگ ؛ باخته شدن رنگ. ( از آنن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن خنده در دهان: شکستن ( درشکستن ) خنده در دهان ؛ لب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن سد: شکستن سد ؛ ویران شدن آن. ( یادداشت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن گرما: شکستن گرما ؛ از میان رفتن آن. زایل ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بازار چیزی را شکستن: بازار کسی ( چیزی ) را شکستن ، شکستن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درشکستن استین: درشکستن آستین ( پاچه و غیره ) ؛ ورم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن سپاه: - شکستن سپاه ؛ شکست خوردن. مغلوب شد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست قیمت: شکست قیمت ؛ کنایه از کم شدن بها از ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بند کسی را شکستن: بند کسی را شکستن ( برشکستن ) ، از ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن سرما: شکستن سرما ؛ از میان رفتن آن. پایان ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در شکستن خنده در دهان: شکستن ( درشکستن ) خنده در دهان ؛ لب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن قلب کسی: شکستن قلب کسی ؛ شکستن دل وی را. دل ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به هم درشکستن توبه: به هم درشکستن توبه ؛باطل کردن آن. ت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن روزه: شکستن روزه ؛ باطل کردن با افطار در ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درشکستن ارزو: شکستن ( درشکستن ) آرزو ؛ برآورده شد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست کار: شکست کار ؛ کنایه از بی رونقی. ( آنن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درشکستن شب: درشکستن شب ؛ بیوقت شدن ، و شب از مو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بند کسی را بر شکستن: بند کسی را شکستن ( برشکستن ) ، از ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن مال: شکستن مال ، مال شکستن ؛ کم آمدن. از ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن دشمن: شکستن سپاه ( لشکر، دشمن ، خصم ) ( س ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
عشا شکستن: عشا شکستن ؛ شکستن ناشتا. چیزی ناشتا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن طعام در معده: شکستن طعام در معده ؛ گواریدن آن. ( ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن جاده: شکستن جاده ( راه ) ؛ خراب شدن آن. ( ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن دست کسی: شکستن دست کسی ؛ خرد کردن استخوان دس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن بند: شکستن بند ؛ خراب شدن آن. آب بردن آن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
در شکستن: درشکستن ؛ شکستن. رجوع به در هم شکست ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست اوردن در عهد: شکست آوردن در عهد ؛ شکستن پیمان. نق ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تخم لق در دهان کسی شکستن: تخم لق در دهان کسی شکستن ؛ به نویدگ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب در گلو شکستن: آب در گلو شکستن ؛ آب به گلو جستن. ( ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن شام: شکستن ( درشکستن ) شام ( شب ) ؛ شکست ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن کار و بار: شکستن نرخ ؛ ارزان کردن آن. پایین آو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن نام: شکستن نام ، نام شکستن ؛ از بین بردن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکسته گردیدن درد: شکستن ( شکسته گردیدن ) درد ؛ زایل ش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن گریه در گلو: شکستن گریه در گلو، گریه در گلو شکست ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ناهار شکستن: - ناهار شکستن ؛ شکستن ناشتا. چیزی ن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با حق درشکستن: با حق درشکستن ؛ درافتادن و عاصی شدن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن درد: شکستن ( شکسته گردیدن ) درد ؛ زایل ش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به دین شکست اوردن: - به دین شکست آوردن ؛ از رونق انداخ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن راه: شکستن جاده ( راه ) ؛ خراب شدن وی. ( ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیغ حجت در حلق کسی شکستن: تیغ حجت در حلق کسی شکستن ؛ مغلوب کر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن در چیزی: شکستن در چیزی ؛ بند شدن و بند کردن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن شرشب: شکستن شرشب ؛ دو ثلث از شب گذشتن ( ا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست اندر اوردن به کار کسی: شکست آوردن ( اندرآوردن ) به کار کسی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تازیانه بر سر کسی شکستن: تازیانه بر سر کسی شکستن ؛ سخت تنبیه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خار در ره کسی شکستن: خار درراه ( ره ) کسی شکستن ؛ کارشکن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خار درراه کسی شکستن: خار درراه ( ره ) کسی شکستن ؛ کارشکن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست زلف: شکست زلف ؛ چین و شکنج آن. ( آنندراج ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست شیشه: شکست شیشه ؛ شکستن آن. خرد شدن آن. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست نامه: شکست نامه ؛ چین و شکنج آن. ( آنندرا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست و بست: شکست و بست ؛ رتق و فتق. حل و عقد. ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست پیدا کردن: شکست پیدا کردن ؛ترکیدن. ترک و شکاف ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شکست یافتن: شکست یافتن ؛ شکست خوردن. مغلوب شدن. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شکست پذیر: شکست پذیر ؛ قابل شکست. که شکست و آس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست جستن: شکست جستن ؛ مغلوبیت خواستن : ششم گف ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکست کشیدن: شکست کشیدن ؛ شکست دیدن. شکست خوردن. ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شکست اوردن: شکست آوردن ؛ خلل رساندن. مقابل بستن ...
٩ ماه پیش