نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستگاه جنبش: دستگاه جنبش ؛ جهاز محرکه. دستگاه جن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستگاه کاری: دستگاه کاری ؛ سَعاة. این معنی را صا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستگاه رویش: دستگاه رویش ؛ جهاز نامیه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر دست خود گزیدن: بر دست خود گزیدن ؛ دست به دندان گزی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستگاه نمودن: دستگاه نمودن ؛ نشان دادن قدرت و توا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستگاه داشتن: دستگاه داشتن ؛ وسع و توانائی و تمکن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستگاه نهادن: دستگاه نهادن ؛ ساز و سامان و ترتیب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
کوه: در زبان آذری به کوه داغ گفته می شود ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
تاج: تاج یا کاپ ( اصطلاح خیاطی ) : سر آس ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دسترس یافتن: دسترس یافتن ؛ رسیدن. مسلط شدن. دستر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بادسترس: بادسترس ؛باتوانائی. بااستطاعت. متمک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست بر چیزی زدن: دست بر چیزی زدن ؛ به دست سودن و لمس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست برزدن به: دست برزدن به ؛ مماس ساختن دست با : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست در رکاب زدن: دست در رکاب زدن ؛ کنایه از دویدن در ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست زدن بر زانو: دست زدن بر زانو ؛ اظهار تأسف کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست اندرزدن به: دست اندرزدن به. . . ؛ متمسک شدن به. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستک و دنبک بر چیزی گذاشتن: - دستک و دنبک بر چیزی گذاشتن یا بکا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستکش را درکردن: - دستکش را درکردن ؛ عیبی را با زرنگ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستک و دنبک دراوردن: دستک و دنبک درآوردن ؛ در تداول پاپو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستک دار: دستک دار ؛ کفشی که برای آن دستک دوخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستک گذاشتن: دستک گذاشتن ؛ دوختن دستک کفش را.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست خالی برگرداندن کسی را: دست خالی برگرداندن کسی را ؛ مأیوس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست خالی برگشتن یا امدن: دست خالی برگشتن یا آمدن ؛ آمدن از س ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست خالی ماندن: دست خالی ماندن ؛ تهی و دور ماندن دس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست خوش دادن یا گرفتن: دست خوش دادن یا گرفتن ؛ شتل دادن مق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست بامن ده: دست بامن ده ؛ این کلام در هنگام طرب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست بهم دادن: دست بهم دادن ؛ متحد شدن : پیری و فق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به بیعت دادن: دست به بیعت دادن ؛ مرید شدن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کسی را دست دادن: کسی را دست دادن ؛ مجازاً عزّت و احت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دسترس امدن: دسترس آمدن ؛ دسترسی پیدا شدن : بدان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دسترس جستن: دسترس جستن ؛ جستن توانائی و قدرت و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دسترس دادن: دسترس دادن ؛ دسترسی دادن. قادر و تو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دسترس داشتن: دسترس داشتن ؛ توانائی داشتن. قدرت د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دسترس کردن: دسترس کردن ؛ یاری کردن. ( ناظم الاط ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست چین شدن: دست چین شدن ؛ با دست چیده شدن میوه ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست پخت فلان: دست پخت فلان ؛ یعنی که خود او پخته ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به خارج داشتن: دست به خارج داشتن [ تاجر ] ؛ باب تج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست داشتن با کسی: دست داشتن با کسی ؛ با او همدست بودن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستی تمام در کاری داشتن: دستی تمام در کاری داشتن ؛ نیک بر آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست بستن از: دست بستن از ؛ دست کوتاه کردن از. تص ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست خدمت بستن: دست خدمت بستن ؛ از خدمت بازداشتن : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستم را بسته است: دستم را بسته است ؛ نمی گذارد مطابق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست بر کسی بستن: دست بر کسی بستن ؛ در خرابی او بودن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست حجت کسی را بستن: دست حجت کسی را بستن ؛ او را خاموش و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست بسته تسلیم کردن: دست بسته تسلیم کردن ؛ مقید و بندکرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست بسته بودن: دست بسته بودن ؛ مقید و غیر آزاد بود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستم بسته مانده است: دستم بسته مانده است ؛ فلان اسباب مر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستبوس کردن: دستبوس کردن ؛ عمل بوسیدن دست انجام ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بادست پاچگی: با دستپاچگی ؛ با عجله. با شتاب. بشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستپاچگی کردن: دستپاچگی کردن ؛ تعجیل کردن. شتاب کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سهمگین دستبرد: سهمگین دستبرد ؛ ضرب شست مهلک : ندید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستبرد شدن از: دستبرد شدن از ؛ غارت زده شدن : باری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست بردارشدن: دست بردارشدن ؛ خود را بازداشتن و اح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست بردار نبودن از چیزی یا کسی: دست بردار نبودن از چیزی یا کسی ؛ مص ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست از دهان یا از دهن برداشتن: دست از دهان یا از دهن برداشتن ؛ بی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست از لگام برداشتن: دست از لگام برداشتن ؛ رهاکردن لگام. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به بسوی اسمان برداشتن: دست به دعا یا بسوی آسمان برداشتن ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست به دعا برداشتن: دست به دعا یا بسوی آسمان برداشتن ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست برداشتن از کسی یا چیزی: دست برداشتن از کسی یا چیزی ؛ رها کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست از خود برداشتن: دست از خود برداشتن ؛ بی قیدی مطلق پ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست از ریش کسی برداشتن: دست از ریش کسی برداشتن ؛ او را رها ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست از کسی برنداشتن: دست از کسی برنداشتن ؛ از سرش وانشدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست برداشته شدن: دست برداشته شدن ؛ آزاد شدن. ( ناظم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست حاجت پیش کس بردن: دست حاجت پیش کس بردن ؛ دست نیاز به ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دست فرازبردن: دست فراز بردن ؛ دست دراز کردن : به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست افشاندن بر کسی: دست افشاندن بر کسی ؛ در روی او ایست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست بالای دست بردن: دست بالای دست بردن ؛ برتری جستن. تف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست در روی کسی انداختن: دست در روی کسی انداختن ؛ به روی او ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست ببرد: دست ببرد ؛ یعنی او غلبه کرد و تفوق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست انداختن بروی کاری یا مالی: دست انداختن بروی کاری یا مالی ؛ تصر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست تنگ شدن: دست تنگ شدن ؛ فقیر شدن. مفلس گشتن : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست بر کاری بستن: دست بر کاری بستن ؛ ابرام و استادگی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست کسی از چیزی تنگ شدن: دست کسی از چیزی تنگ شدن ؛ از داشتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستبرد از کسی یا چیزی بردن: دستبرد از کسی یا چیزی بردن ؛ گرو و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دستبرد کسی را دیدن: دستبرد کسی را دیدن ؛ غلبه و ضرب شست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بادستبرد: بادستبرد ؛ جنگاور. دلیر. باهنر. چاب ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
بخت: بخت : دکتر کزازی در مورد واژه ی بخت ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
اجر: واژه ی آجر در اصل به شکل آگر egar ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریدن گوش: دریدن گوش ؛ پاره شدن پرده آن : ز لش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دژ ماندن: دژ ماندن ؛ خشمگین و آشفته ماندن : ه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نه مشکی دریده نه دوغی ریخته: نه مشکی دریده نه دوغی ریخته . ( امث ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دژخیم رنگ: دژخیم رنگ ؛ دژخیم مانند. دژخیم گونه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزد کردن: دزد کردن ؛ دزدی کردن : جادوی چشم و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دژم داشتن دل را: دژم داشتن دل را ؛ هراسان بودن به دل ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
چاه نکنده منار دزدیدن: چاه نکنده منار دزدیدن ؛ پیش از آب م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شاخ دژم: شاخ دژم ؛ شاخ پژمرده : افسردگی طبع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چرخ عمر کسی دزدیدن: چرخ عمر کسی دزدیدن ؛ کاستن و گرفتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ابر دژم: ابر دژم ؛ ابر تیره و سیاه که پربارا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دژم داشتن چهره: دژم داشتن چهره ؛ گرفتگی و عبوسی و ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دژم داشتن روی: دژم داشتن روی ؛ اخم آلود کردن آن : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روی دژم: روی دژم ؛ روی ترش : نیامدش خوش پیر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
عاشق دژم: عاشق دژم ؛ عاشق افسرده و اندیشه مند ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیو دژم: دیو دژم ؛ دیو زشت و بدترکیب : ایزد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
روز یا روزگار دژم: روز یا روزگار دژم ؛ روزگار تیره و ت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پاسخ دژم: پاسخ دژم ؛ پاسخ تند : فرستاده با او ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریدن هنگامه: دریدن هنگامه ؛ برهم زدن بساط و جمعی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزدیدن سر یا خود یا خویشتن: دزدیدن سر یا خود یا خویشتن ؛خود را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزدبرده: دزدبرده ؛ متاع مسروق. ( آنندراج ) : ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دزد خانه: دزد خانه ؛ دزدی که هم خانه باشد. دز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اشک دریغ: اشک دریغ ؛ اشک حسرت : انگشت را از س ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
فرو دریدن: فرودریدن ؛ شکافتن. پاره کردن : ای ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزدیدن یال: دزدیدن یال ؛ کنار کشیدن آن. به یکسو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزد شب: دزد شب ؛ آنکه در شب به دزدی پردازد، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دست دریغ بهم سودن: دست دریغ بهم سودن ؛ دست تأسف و تحس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دژ اوازه: دژ آوازه ؛ دژی بوده است به ترکستان. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گلوی یا نای دریدن: گلوی یا نای دریدن ؛ بسی به آواز بلن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بی دروغ و دریغ: بی دروغ و دریغ ؛ راست و بی تبعیض : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دژ اسپید: دژ اسپید ؛ فارسی شهر �بیضا� است و ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزد شمع: دزد شمع ؛ ریشه که از گل شمع گرفتن ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ناموس کسی را دریدن: ناموس کسی را دریدن ؛ هتک ناموس او ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دژ بهمن: دژ بهمن ؛ در شاهنامه فردوسی دژ استو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اه و دریغ: - آه و دریغ ؛ آه و افسوس : دور جوان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزدمزد: دزدمزد ؛ گویا منظور مزد دزدی است : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اهل دریوزه: اهل دریوزه ؛ گدا : گفت در دین اهل د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریدن جگر از بیم: دریدن جگر از بیم ؛ زهره ترک شدن : ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دژ روئین: دژ روئین ؛ دز روئین. روئین دز. نام ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ای دریغ: ای دریغ ؛ وا اسفا. دریغا. ( یادداشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زنبیل دریوزه: زنبیل دریوزه ؛ زنبیل گدایی : شکم تا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریدن دل یا مغز: دریدن دل یا مغز ؛ کنایه از سخت ترسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزد و سز: دزد و سِزّ ؛ دزد و دزد قهار ( در تد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دژ گنبدان: دژگنبدان ؛ نام قلعه ای است آنچنانکه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریغ که: دریغ که ؛ کاش. ( یادداشت مرحوم دهخد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لقمه دریوزه: لقمه دریوزه ؛ لقمه گدایی : درویش نی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزد باش و مرد باش: دزد باش و مرد باش ؛ مروت و جوانمردی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بردریدن پرده راز: بردریدن پرده راز ؛ راز را آشکار ساخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزد به دزد که میرسد چماق خود را می دزدد: دزد به دزد که میرسد چماق خود را می ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پرده کسی دریدن: پرده کسی دریدن ؛ هتک حرمت او کردن : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزد بمزد: دزد بمزد ؛ دزد که در برابر دزدی و ع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزدیدن چشم: دزدیدن چشم ؛ چشم دزدیدن ، برطرف کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزد دزد را می شناسد و نولی ولی را: دزد دزد را می شناسد و نولی ولی را. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزدیدن چشم یا دیده کسی: دزدیدن چشم یا دیده کسی ؛ آنگاه که ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پرده ناموس کسی را دریدن: پرده ناموس کسی را دریدن ؛ حرمت او ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزد ترازو: دزد ترازو ؛ آنکه سنگ کم داشته باشد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزد مال گران می خورد: دزد مال گران می خورد ؛ غالباً آنکه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزدیدن دل: دزدیدن دل ؛ دل ربودن : به مژده دل ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جیب دریدن: جیب دریدن ؛ گریبان چاک زدن : به مرگ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزدجو: دزدجو ؛ دزدجوینده. تعقیب کننده دزد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزد افتادن: دزد افتادن ؛ ریختن دزد در جایی بقصد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حلق خود دریدن: حلق خود دریدن ؛ بسیار و سخت فریاد ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزدیدن سر را: دزدیدن سر را ؛ بسرعت سر خود را بسوئ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزد حنا: دزد حنا ؛ سفیدی که در دست و پا بعد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دزد بردن: دزد بردن ؛ دزدیده شدن چیزی. بردن دز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریغ من: دریغ من ؛ وای من. یا ویلتاه. واحسرت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریغ و درد: دریغ و درد ؛ دریغا. دردا. واحسرتا. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ای دریغا: ای دریغا ؛ افسوس. ای فسوس : ای دریغ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از هم یا ز هم دریدن: از هم یا ز هم دریدن ؛ متفرق و جداکر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
کافور: کافور: ماده خوشبویی که از گیاهی به ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم عبدی: درهم عَبدی ؛ دراهم عبدیة، از درهمها ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریافت خدمت یا صحبت کسی: دریافت خدمت یا صحبت کسی ؛ بهره مندی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم غطریفی: درهم غِطریفی ؛ دراهم غطریفیه ، درهم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریافت وقت: دریافت وقت ؛ اغتنام فرصت. ( یادداشت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم قفله: درهم قَفْلَه ؛ دراهم قفلة، درهم کام ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خود را دریافتن: خود را دریافتن ؛ به خود آمدن. متوجه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم کاملی: درهم کاملی ؛ دراهم کاملیة. درهمهایی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریافتن دل کسی را: دریافتن دل کسی را ؛ رفع کردن کدورت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم کسروی: درهم کِسرَوی ؛ دراهم کسرویة، منسوب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریافته امدن دل کسی: دریافته آمدن دل کسی ؛ به لطف و نرمی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم محمدی: درهم محمدی ؛ دراهم محمدیة، درهمهایی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریافتن عهد: دریافتن عهد ؛ درک فرمان کسی را کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم مدور: درهم مُدَوَّر ؛ یا مُستدیر، دراهم م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریافتن کسی: دریافتن کسی ؛ به او رسیدن : چو شیری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چاقو بزنی خونش در نمی اید: ضرب المثل ترکی : پیچاق ویریسان قانی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اهک ابدیده: آهک آب دیده: آهک کشته، آهک مرده. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم حموی: درهم حَمَوی ؛ دراهم حمویة، درهمهایی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم سنگین: درهم سنگین ؛ یا درهم بغلی ، یا درهم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم گوشی حرف زدن یک ابادی را ویران کرده: ضرب المثل ترکی : پیچ پیچ کت داغیدیب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم خماسی: درهم خُماسی ؛ دراهم خماسیة؛ درهمهای ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
درهم شرعی: درهم طبری ؛منسوب به طبریه شام ، دره ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اهک لاغر: آهک لاغر: آهکی که از پختن سنگ های آ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم طبی: درهم طبی ؛ اطبا درهم را در وزن استع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم زیف: درهم زَیْف ؛ درهم ناسره و آن درم بد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اهکی شدن: آهکی شدن:[ زیست شناسی] جانشین شدن ق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم ستوق: درهم سَتّوق ؛ درهمی که غش آن افزون ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم سمیری: درهم سُمیری ؛ دراهم سمیریة. منسوب ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اهن سپری: آهن سپری: میله های آهن ساخته شده به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خرام کبک دری: خرام کبک دری ؛ روش کبک دری. رفتار ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم طبری: درهم طبری ؛ دراهم طبریة، منسوب به ط ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اهن شیار: آهن شیار:[کشاورزی] نوک خیش که با آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اهن نبشی: آهن نبشی: آهن میله با مقطع راست گوش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم ظاهری: درهم ظاهری ؛ دراهم ظاهریة؛ درهمهایی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریافت حال کسی: دریافت حال کسی ؛ پرسش از حال او. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دره اسمان: دره آسمان ؛ کنایه از کهکشان است و ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریافتن وقت: دریافتن وقت ؛ در کار سودمند بکار بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از دریچه چشم کسی دیدن: از دریچه چشم کسی دیدن ؛ از دیده او ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم می̍ال: درهم مَیّ̍ال ؛ دراهم میالة، درهمهای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم ابیض: درهم ابیض ، دراهم ابیض ؛ درهمهایی ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریچه چشم: - دریچه چشم ؛ روزن دیده.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اه کسی گرفتن: آه کسی گرفتن:[ کنایی] نفرین کسی اثر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم نقره: درهم نُقرة ؛ درهمهایی بوده است در م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم اسود: درهم اسود ؛ دراهم سود، درهمهایی بود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریچه گوش: دریچه گوش ؛ سوراخ گوش. ( ناظم الاطب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اه در سینه پنهان کردن: آه در سینه پنهان کردن:[مجازی] اظهار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درهم نوروزی: درهم نوروزی ؛ دراهم نوروزیة، درهمها ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
درهم بغلی: درهم بَغْلی ؛ درهم شرعی است و آن را ...
١ سال پیش