نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمادم امدن کسی: دمادم آمدن کسی ( سپاهی ، گروهی ) ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ بیهوده پختن: دماغ بیهوده ( بیهده ) پختن ؛ کنایه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بددماغ بودن: بددماغ بودن ؛ بدحال بودن. نشاط و شا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نهنگ دمان: نهنگ دمان ؛ نهنگ خشمگین و مهیب و خر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ فروختن: دماغ فروختن ؛ دماغ کردن. نخوت و غرو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمادم چیزی روان گشتن: دمادم چیزی روان گشتن ؛ با فاصله کم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بی دماغ بودن: بی دماغ بودن ؛ افسرده و ملول بودن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ کردن: دماغ کردن ؛ دماغ فروختن. نخوت و غرو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
هزبر دمان: هزبر دمان ؛ شیر غران و خشمگین : دری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ پختن: دماغ پختن ؛ دماغ سوختن. کنایه است ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمادم رسیدن سپاهی: دمادم رسیدن سپاهی ( عده ای ) ؛ به د ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خوش دماغ: خوش دماغ ؛ خوش مشرب. مجلس آرا. بذله ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمادم فرستادن: دمادم فرستادن ؛ پی درپی فرستادن. به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ تر: دماغ تر ؛ دماغ چاق ، و با لفظ دادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ بالا بردن: دماغ بالا بردن ؛ دماغ بالا رفتن. در ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در دماغ داشتن: در دماغ داشتن ؛ در دماغ آمدن. نخوت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ باخته: دماغ باخته ؛ دماغ آشفته. ( آنندراج ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ گرفتن از چیزی: دماغ گرفتن از چیزی ؛ دماغ دزدیدن از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در دماغ امدن: در دماغ آمدن ؛ دماغ بالا بردن. نخوت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رطل دمادم: رطل ( جام ، شراب ) دمادم ؛ جام شراب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ چاقی کردن: دماغ چاقی کردن ؛ احوالپرسی کردن. پر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از دماغ افتاده بودن: از دماغ ( از دل و دماغ ) افتاده بود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ بالا رفتن: دماغ بالا رفتن ؛ دماغ بالابردن. کنا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمان امدن: دمان آمدن ؛ تند آمدن. سریع آمدن. شت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ به جوش برامدن: دماغ به جوش برآمدن ؛ سخت به هیجان آ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمان تاختن: دمان تاختن ؛ تند راندن اسب. بسرعت ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مار دمان: مار دمان ؛ مار خشمگین و قوی : به حک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ نرم کردن: دماغ نرم کردن ؛ به وجدو حال درآوردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
توختن: توختن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
عزیز: عزیز از نظر معنی لغت به کسی گفته می ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر باد و دم: پر باد و دم ؛ پر از فریب و خدعه : م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دلیل فقاهی: دلیل فقاهی ؛ ( اصطلاح اصول ) حکم وا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در دم شدن: در دم شدن ؛ در پی آمدن. ( یادداشت م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم عیسوی: دم عیسوی ؛ نفسی چون نفس حضرت مسیح. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم شمرده بودن خدا: دم شمرده بودن خدا ( خداوند ) بر کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم خریدن و دم فروختن: دم خریدن و دم فروختن ؛ فریب خوردن و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم خلیزی: دَم َ خِلیزی ؛ در لهجه قزوین ، سراز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در دم کسی یا کسانی نشستن: در دم کسی یا کسانی نشستن ؛ در دنبال ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم کسی نوشیدن: دم کسی نوشیدن ؛ فریب او خوردن. فریب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نبات دم: نبات دم ؛ نام گیاهی است. ( از اقرب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم دمها: دم دمها ؛ در اصطلاح عامیانه ، نزدیک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم گرم در بار کسی نهادن: دم گرم در بار کسی نهادن ؛ فریب دادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم سحر: دم سحر ؛ آخر شب که هنوز صبح نشده با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم اسد: دم اسد ؛ دم به معنی دعوی و اسد لقب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم کار گرفتن کسی را: دم کار گرفتن کسی را ؛ در تداول عامه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم بر لب اوردن: دم بر لب آوردن ؛ لب به سخن گشودن. ح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دم چاه: دم چاه ؛ کنار چاه. دهنه چاه. ( یادد ...
١ سال پیش