نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ ابن عرس: دماغ ابن عرس ؛ مغز راسو. ( از اختیا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ اصغر: دماغ اصغر ؛ مخچه. ( لغات فرهنگستان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ البط: دماغ البط ؛ مغز بط. ( اختیارات بدیع ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ البعیر: دماغ البعیر ؛ مغز شتر. ( از اختیارا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ الخفاش: دماغ الخفاش ؛ مغز شب پره. ( از اختی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ الخیل: دماغ الخیل ؛مغز اسب را گویند. ( از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ الدجاج: دماغ الدجاج ؛ مغز مرغ. ( از اختیارا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ الدیک: دماغ الدیک ؛ مغز خروس. ( از اختیارا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغش معیوب بودن: دماغش معیوب بودن ( عیب داشتن ) ؛ دی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اژدها دمان: اژدها ( اژدر ) دمان ؛ اژدهای غرنده ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمار از سر کسی براوردن: دمار از سر ( تارک ) کسی برآوردن ؛ ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ گرم کردن: دماغ گرم کردن ؛ سرخوش کردن. ( از آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باد دمان: باد دمان ؛ باد که بشدت وزد. طوفان س ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمار از کسی برامدن: دمار از کسی برآمدن ؛ کنایه است از ه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ببردمان: ببردمان ؛ خروشان. حمله کنان : غو پی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمار از کسی براوردن: دمار از کسی ( کسانی ، حیوانی ) برآو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بحر دمان: بحر دمان ؛ دریای خروشان و جوشان : ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب از دماغش بیرون امدن: آب از دماغش بیرون آمدن ؛ لذت و سرور ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمار از روزگار کسی برامدن: دمار از روزگار کسی برآمدن ؛ به پایا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اب دماغ: آب دماغ ؛ آب بینی. ( یادداشت مؤلف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریای دمان: دریای دمان ؛ دریای خروشنده. بحر خرو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمار از روزگار کسی براوردن: دمار از روزگار کسی برآوردن ( درآورد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از دماغ فیل افتاده بودن: از دماغ فیل ( شیر ) افتاده بودن ؛ س ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمان ابر: دمان ابر ؛ ابر دمان. ابر خروشان. اب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمار از جایی برامدن: دمار از جایی برآمدن ؛ ویران گشتن آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بوی انسانیت به دماغ کسی نرسیدن: بوی انسانیت به دماغ کسی نرسیدن ؛ از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمان دوزخ: دمان دوزخ ؛ دوزخ دمان. دوزخ که آتش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ تیر کشیدن: دماغ تیر کشیدن ؛ در تداول عامه ؛ کن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمار از جایی براوردن: دمار از جایی برآوردن ؛ آتش زدن و دو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سیل دمان: سیل دمان ؛ سیل جوشان و خروشان : ز م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمار از جایی برخاستن: دمار از جایی برخاستن ؛ دود بلند شدن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ دزدیدن از چیزی: دماغ دزدیدن از چیزی ؛ دماغ گرفتن از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شیر دمان: شیر دمان ؛ شیر خشمگین و دمنده و خرو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به دماغش نرسیدن: به دماغش نرسیدن ؛ به چیزی نشمردن دا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ قلمی: دماغ قلمی ؛اَنْقی ̍. باریک بینی. مق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ ارایش دادن: دماغ آرایش دادن ؛ دماغ رسیدن. سرخوش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ خشک: دماغ خشک ؛ مغزی که ازنیروی اندیشه و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمادم کردن: دمادم کردن ؛ پی در پی هم کردن. به ه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ رساندن: دماغ رساندن ؛ مست و سرخوش شدن. ( آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمادم کسی رفتن: دمادم کسی رفتن ؛ درست در پی رفتن. ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ رسیدن: دماغ رسیدن ؛ سرخوش شدن و شکفته کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
صرصردمار: صرصردمار ؛ مرگبار همچون باد هلاک : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ ساز بودن: دماغ ساز بودن ؛ دماغ چاق بودن و رسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کیوان دمار: کیوان دمار ؛ مرگبار و هلاک آور چون ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دماغ شستن: دماغ شستن ؛ پاک کردن دماغ از وساوس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمار از جان کسی براوردن: دمار از جان ( نهاد، هستی ، دماغ ، م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دمار ازدل خود براوردن: دمار ازدل خود برآوردن ؛ خود را در م ...
١ سال پیش