نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سر پر از دود بودن: سر پر از دود بودن ؛ غمناک شدن. ( از ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پشت دو تا: پشت دوتا ( با فک اضافه ) ؛ با قد خم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوخت رفتن: دوخت رفتن ؛ در اصطلاح خیاطان آن قسم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پشت دوتا داشتن: پشت دوتا داشتن ؛ قد خمیده داشتن. خم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
سر چیزی پر از دود گشتن: سر چیزی پر از دود گشتن ؛ تیره و تار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چرخ یا گنبد دوتا: چرخ یا گنبد دوتا ؛ آسمان خمیده پشت. ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ماشین دوخت: ماشین دوخت ؛ دستگاه کوچک دستی یا بز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوتا اندر اوردن: دوتا اندر آوردن ؛ دوتا کردن. خم کرد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوخت کردن: دوخت کردن ؛ کراهت داشتن. نفرت داشتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوتاماندن: دوتاماندن ؛ خم ماندن. خمیده پشت مان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دودقز: دودقز ؛ کرم پیله. دودالقز. دودالحری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوتو شدن: دوتو شدن ؛ انحناء. ( دهار ) . خم شد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود از کنده برمی خیزد: دود از کنده برمی خیزد ؛ در تداول عا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوتو گشتن: دوتو گشتن ؛ خمیده شدن. دوتا گشتن : ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود سوی نکویان رود: دود سوی نکویان رود ؛ یعنی روزگار هم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوچار خوردن: دوچار خوردن ؛ روبروشدن. مواجه شدن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود ابگینه گران: دود آبگینه گران ؛ دخان القواریر. ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود براوردن یا انگیختن از دوده یا دودمان: دود برآوردن یا انگیختن از دوده یا د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود برکردن: دود برکردن ؛ دود برانگیختن. دود برآ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود به سر یا بر سر کسی رفتن: دود به سر یا بر سر کسی رفتن ؛ دود ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دوده چراغ: دوده چراغ ؛ دوده ای که ازچراغ برای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چو دود: چو دود ؛ تند. زود. به سرعت بسیار. ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چشم دوختن از کسی یا چیزی: چشم دوختن ( یا بردوختن ) از کسی یا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوانیدن اب در لوله لاستیکی: دوانیدن آب در لوله لاستیکی ؛گذرانید ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چشم شادی دوختن: چشم شادی دوختن ؛ در شادی بستن. از ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکمش را پردود کردن: شکمش را پردود کردن ؛ در تداول لوطیا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوانیدن بند در نیفه به وسیله بندکش: دوانیدن بند در نیفه به وسیله بندکش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
کم دود: کم دود ؛ که در سوختن دود اندک از آن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چشم نیرنگ بردوختن: چشم نیرنگ بردوختن ؛ دیده مکر کسی را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوانیدن پود در تار: دوانیدن پود در تار ؛ داخل کردن پود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مانند دود: مانند [ یا بمانند ] دود ؛ به سرعت ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چشم یا دیده دوختن: چشم یا دیده دوختن ( یا بردوختن یا ف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوانیدن ریشه: دوانیدن ریشه ؛ ریشه بیرون کردن و ری ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اهل دود نبودن: اهل دود نبودن ؛ عادت به کشیدن سیگار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چشم یا دیده کسی را دوختن: چشم یا دیده کسی را دوختن ( یا بردوخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اشک دوانیدن چشم: اشک دوانیدن چشم ؛ پراشک شدن آن. ( ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود به سرداشتن: دود به سرداشتن ؛ غرور و نخوت داشتن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهان کسی را دوختن: دهان کسی را دوختن ؛ بستن دهان او را ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوانیدن اب: دوانیدن آب ؛ روان کردن آن. جاری ساخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود جگر: دود جگر ؛ سوختن جگرو دود برآمدن از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دیده از عیب کسی بردوختن: دیده از عیب کسی بردوختن ؛ چشم پوشی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
عرق دواتشه: عرق دوآتشه ؛ عرق شرابی که دو مرتبه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
لب به مسمار فرودوختن: لب به مسمار فرودوختن ؛کنایه است از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به میخ دوختن: به میخ دوختن ؛ میخکوب کردن. ( یاددا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حیات یا عمر دوباره: حیات یا عمر دوباره ؛ زندگی مکرر. حی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود دل خالی کردن: دود دل خالی کردن ؛ خلاصی خاطر از کا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
درم اندر کلاه دوختن: درم اندر کلاه دوختن ؛ کنایه است از ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دوباره کردن: دوباره کردن ؛ از سر گرفتن : اگر به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دود دل گرفتن: دود دل گرفتن ؛ به مزاح قلیان و چپق ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
موی به تیر دوختن: موی به تیر دوختن ؛ با تیر موی را هد ...
١ سال پیش