نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهر کاسه گردان: دهر کاسه گردان ؛ دنیا و روزگار و عا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن گنده: دهن گنده ؛ که دهانی فراخ دارد. ( یا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پسته دهن: پسته دهن ؛ مقلوب دهن پسته. دهانی زی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
یک دهن خواندن: یک دهن خواندن ؛ یک بار خواندن آواز. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فرومایه دهر: فرومایه دهر ؛ دهر فرومایه. روزگار د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
توی دهن شیر رفتن و درامدن: توی دهن شیر رفتن و درآمدن ؛ کنایه ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن فرنگ: دهن فرنگ ؛ دهنه فرنگ ، سنگی که از ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فی اوایل الدهر: فی اوائل الدهر ؛ زمانی دراز پیش از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در دهن افتادن: در دهن افتادن ( یا به دهنها افتادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن تیر: دهن تیر ؛ سوفارتیر. ( ناظم الاطباء ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در دهن کسی حرفی یا عقیده ای نهادن: در دهن کسی حرفی یا عقیده ای نهادن ؛ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن شمشیر: دهن شمشیر ؛ لبه و دمه شمشیر. ( ناظم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در دهن گرفتن کسی را: در دهن گرفتن کسی را ؛ بدی او گفتن. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
در دهن امدن سخن: در ( یا اندر ) دهن آمدن سخن ؛ برای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دریده دهن: دریده دهن ؛ دهن دریده. که ضبط راز ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن الوده: دهن آلوده ؛ که دهانش به چیزی آلوده ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دهن باز: - دهن باز ؛ تعجب و شگفتی. گویند فلا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
منصوبه: دور هفتم از بازی نرد ( در قدیم ) . ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن در دهن: دهن در دهن ؛ به سماع. به روایت. لفظ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهل وار: دهل وار ؛ مانند دهل. با صدایی چون د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن دوز: دهن دوز ؛ که دهان مردم بدوزد. که مر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهل یک رویه: دهل یک رویه ؛ تک دهل. ( ناظم الاطبا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ده هزار دینار: ده هزار دینار ؛ ده قران ( دراصطلاح ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن شکوه واکردن: دهن شکوه واکردن ( یا دهن به شکوه وا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رند دهل دریده: رند دهل دریده ؛ آنکه وسایل کار از د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ده یار بهشتی: ده یار بهشتی ؛ عشرة مبشره. ( یادداش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ده رانده: ده رانده ؛ که از دیه رانده شده باشد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن شیرین کردن: دهن شیرین کردن ؛ با خوردن شیرینی و ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهلیز خاصه: دهلیز خاصه ؛ دهلیز مخصوص امیر یا سل ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ده زده: ده زده ؛ ده ویران. ( غیاث ) ( آنندر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن غنچه کردن: دهن غنچه کردن ؛ گرد آوردن دهن برای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن کژ: دهن کژ ؛ لوش. ( یادداشت مؤلف ) .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ده دوده: ده ودوده ؛ قریه و دودمان : ده و دود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهلیزگه: دهلیزگه ( یا دهلیزگاه ) ؛ محل دهلیز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن کژ کردن: دهن کژ کردن ؛ کج کردن دهان. والوچان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهانه چاه: دهانه چاه ؛ دهنه چاه. سر چاه که باز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن کسی بازماندن: دهن کسی بازماندن ؛ سخت حیران شدن او ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن عسلی: دهن عسلی ( یا دهن العسلی ) ؛ اومالی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهانه قرحه: دهانه قرحه ؛ سر قرحه که باز شده باش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن کسی چاک و بست نداشتن: دهن کسی چاک و بست نداشتن ؛ کنایه اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دهن مصری: دهن مصری ؛ روغن بلسان را گویند. ( آ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دایره دهربند: دایره دهربند ؛ کنایه از روزگار و گر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به دهنش زیاد است: به دهنش زیاد است ؛ دشنام گونه ای به ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهر داهر: دهر داهر ؛ روزگار سخت. ( ناظم الاطب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن کسی چاییدن: دهن کسی چاییدن ؛ کنایه است از عهده ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن بوسی: دهن بوسی ؛ عمل دهن بوس. بوسیدن دهن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ده و چهار: ده و چهار ( یا ده و چار ) ؛ چهارده. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهن به اب کشیدن: دهن به آب کشیدن ؛ با آب دهان را شست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ده و دو: ده و دو ؛ دوازده ، ده به اضافه دو. ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دهش کاست: دهش کاست ؛ آنکه ازحق کم گذارد. آنکه ...
١ سال پیش